از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

۲۸ مطلب با موضوع «از چیزهایی که می‌خوانم» ثبت شده است

در دو روز تعطیلی عید سعید فطر، دل را به دریا زدم و بعد از مدت‌ها دست‌دست کردن، ۴۵۰ صفحه کتاب بی‌نظیر «لحظه‌های انقلاب» مرحوم محمود گلابدره‌ای را یک نفس خواندم. سال‌ها بود که از این نوجوانی‌ها نکرده بودم؛ خوشمزه و تکان دهنده بود.
دریغم آمد نکته‌هایی را از این ۴۸ ساعت دویدن پا به پای محمودخان گلابدره‌ای در تهران پنجاه و هفت برای شما قلمی نکنم.

بعد از چند ماه چشم انتظاری بالاخره کتاب «۱۵۰ هشتگ نهضت سواد رسانه‌ای» از زیر چاپ خارج و روانه‌ی بازار مصرف شد.
سرور ارجمندم جناب آقای «دکتر سید بشیر حسینی» و برادر نازنین و رفیق شفیقم «حسین حق‌پناه» در تلاشی ستودنی مجموعه‌ای جامع و جذاب از توصیه‌های کاربردی در زمینه‌ی سواد رسانه‌ای جمع‌آوری و تدوین کرده‌اند و آن را در قالب کتابی دویست صفحه‌ای و تمام رنگی به زیور طبع آراسته‌اند.

  • حسین غفاری

۱. اصل حاکمیت قانون: رفتار رسانه‌ای والدین و فرزندان باید ضابطه‌مند باشد.
۲. اصل مسئولیت‌پذیری: والدین و فرزندان باید مسئولیت‌های خویش در قبال استفاده از رسانه را بپذیرند.
۳. اصل آموزش و آگاه‌سازی: والدین باید آگاهی‌های لازم درباره‌ی مسایل تربیت رسانه‌ای فرزندان را کسب کنند.
۴. اصل الگوسازی: والدین باید برای فرزندان خود الگوهای مناسب رفتاری بسازند.
۵. اصل مدیریت: نیاز، ابزار، محتوا، زمان و مکان استفاده از رسانه باید مدیریت بشود.
۶. اصل جایگزین سازی: برای کاهش آسیب‌های رسانه باید جایگزین‌های صحیح تعریف کرد.
۷. اصل همراهی: همراهی والدین با فرزندان در فعالیت های رسانه‌ای می‌تواند کمک کننده باشد.
۸. اصل ایمن‌سازی: والدین باید فرزندان خود را در برابر خطرات و لغزش‌های احتمالی ایمن کنند.
۹. اصل تدریج و استمرار: هر آموزش و تغییر رفتاری می‌بایست تدریجی صورت گیرد.
۱۰. اصل اقتدار همراه با اعتماد، صمیمیت و مهربانی: والدین باید روش صحیح برخورد با فرزند را از نظر تربیتی و اخلاقی بشناسند.

  • حسین غفاری

یکی از شاعرانی که همین نزدیکی‌ها شعر می گوید و نور می افشاند، فاضل نظری است.

بدون شرح، سه غزل فوق العاده از او را که در فصلنامه شعر 43 چاپ شده است، با هم بخوانیم:

 

بهانه
از باغ می‌برند چراغانی‌ات کنند
تا کاج جشنهای زمستانی‌ات کنند

پوشانده‌اند «صبح» تو را «ابرهای تار»
تنها به این بهانه که بارانی‌ات کنند

  • حسین غفاری

...

مرد میانه سال: سراغ می گیرد از حسینِ علی بهترین خلق و کسی نمی داند. مردی کوفی است که به شتاب آمده؛ واحه به واحه و رباط به رباط؛ کم نیست سه روز در راه!

 

حالا سوار دوباره سوار است و نا آرام دور سکو می گردد و به آن ها که به سویش می دوند چیزها می گوید که ما نمی شنویم؛ به جای آن صدای مرد میان سال که نزدیک تر است به عبدالله و همراهان، به گوش می رسد-

 

  • حسین غفاری

کودکی از جمله ی آزادگان

رفت برون با دو سه هم‌زادگان

 

پایش از آن پویه در آمد ز دست

مُهر دل و مُهره‌ی پشتش شکست

 

شد نفس آن دو سه هم‌سال او

تنگ‌تر از حادثه‌ی حال او

 

  • حسین غفاری

...

ملا محمد، با همان تبسم پایان ناپذیرش –که انگار آن را بر چهره‌ی محکم و مهربانش تراشیده بودند- کَم‌کَمَک به یاد می‌آوَرَد: اعتقاد هم مثل عشق، دردسرها دارد. شاید که جنس عشق و اعتقاد، یکی باشد و ما نمی دانیم.

 

ما خیلی حرف داریم

ما مسلمانها خیلی حرفها داریم که به یکدیگر بگوییم و آنها را میان خود به مطالعه و بررسی بگذاریم...

امروز دنیای اسلام و امت اسلامی با مصائب بزرگی مواجه است. درست است که بسیاری از این مصائب از درون دل خود ما مسلمانها برخاسته است؛ ما کوتاهی و تنبلی کردیم و با خودخواهی‏ها و دنیاطلبی‏های خودمان راه امت اسلامی به‏سوی قله‏ی تکامل انسانی را نپیمودیم، که باید برگردیم؛ باید حرکت کنیم؛ باید توبه کنیم؛ اما شکی نیست که در دوران‌های اخیر تاریخ، بخش بسیار مهمی از این عقب‏ماندگی‏ها، مصیبت‏ها و مشکلات نیز ناشی از نظم باطل جهانی امروز و دیروز است. نظام جهانی، نظام اقتدارگرایی است؛ نظام تکیه‏ی بر زور است؛ نظام زندگی انسان نیست؛ نظام زندگی جنگلی است

  • حسین غفاری

چه حرفِ مهمتری هست که هشتاد و چهار منهای هفتاد و دو می شود دوازده و امروز عینا دوازده سال است که چشم های زمینی ما از رویت فروغ ایزدی در چشم های آسمانی مرتضی محروم است؟

 *

دی‌روز همایش فردایی دیگر در رثای سید شهیدان اهل قلم به همت بچه‌های با صفای روایت فتح برگزار شد

 نگران نباشید! ما هم به‌زودی می‌میریم. سعید صادقی را صدایش کردم و گفتم چهار پنج تا عکس از من به‌همین صورت بگیر، چون نمی‌خواهم با آستین بلند و... عکس بگیرم و... ما هم در این جامعه مردیم حالا من روی مین نرفتم. ولی من را هر روز شصت بار روی مین می‌برند و در سایتهای اینترنتی کلی به من فحش می‌دهند و به‌شدت از من متنفرند؛ به هرحال موضوع کینه‌توزی آن‌هاست؛ چون خلافشان حرف می‌زنیم و در جمهوری اسلامی هم دشمن زیاد داریم. یعنی هم در دستگاه و نظام دشمن داریم و هم در خارج. آوینی هم همین‌طور بود می‌خواستند جمع شوند و ارشادش کنند. یک عده می‌خواستند جمع شوند و ارشادش کنند که چرا تو با پوراحمد و مددپور و این فردیدی‌ها و لیبرال‌ها ارتباط داری. من مخالف عمل نیستم و ما داریم عمل می‌کنیم...

 بهاران از کجاست که روحِ روییدن و سبز شدن ناگاه در تن خاکِ مرده پیدا می‌آید؟ و از کجاست که روح شکفتن ناگاه از تنِ چوب خشک چندین برگ‌های سبز و شکوفه‌های سفید و آبی و زرد و سرخ بر می‌آورد؟

بهاران رازدار رستاخیز پس از مرگ است و قبرستان ‌ها مزارعی هستند که در آن‌ها بذر مردگان افشانده‌اند و جسم تا نمیرد،‌ کجا رستاخیز پذیرد؟

... با بهاران روزی نو می‌رسد و ما همچنان چشم به راه روزگاری نو. اکنون که جهان و جهانیان مرده‌اند،‌آیا وقت آن نرسیده‌است که مسیحای موعود سر رسد؟ و یحی الارض بعد موتها...

 

...

  • حسین غفاری

آیا نگاه کردن به عکس کسانى که براى انسان جالب است اشکال دارد؟

نگاه کردن به هر عکسى به قصد لذت حرام است; خواه عکس مرد باشد یا زن، محرم باشد یا نامحرم، عکس انسان باشد یا غیر آن (از این حکم عکس همسر استثنا است)

 

  • حسین غفاری

 ...

 1.

جمع مشورتى قوى در زمینه‏‌ى راهبردهاى کلان مورد نیاز آقاى ضرغامى است. ایشان باید با ریاست خود و به مدیریت خود یک جمع مشورتى براى راهبردهاى کلان داشته باشند که مردمان هوشمندى بنشینند و قوى کار کنند. حالا البته ایشان اشاره کردند که جمع‏هاى مشورتى در هر شبکه یا ظاهراً در هر بخشى هست، که بسیار خوب است، ولى مجموع سازمان هم به نظر من به این جمع‏ها نیاز دارد تا بتواند به‏طور دایم پشتیبانى کند؛ این همیشه مورد تأکید من بوده است و از سابق هم من این را به مدیران قبلى می‌‏گفتم

 جناب نخست وزیر!

با کمال تأسف خبر کشته شدنم را قبل از پایان جنگ لبنان به اطلاع شما می رسانم. یک حزب اللهی با دقت فوق العاده، موشکی از نوع «تاو» را به طرف محلی که در آن نشسته بودم شلیک کرد و به این ترتیب روح از بدنم مفارقت فرمود! حالا دارم همه چیز را می بینم.

فاعرض عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا (53 . 29)

 

اولش نمی خواستم اهمیت بدهم. اما خودتان قضاوت کنید اگر شمار بینندگان صفحه تان ناگهانی و بدون اطلاع قبلی (!) دویست برابر می شد فکر نمی کردید یک جای کار ایراد داشته باشد؟