از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها
...افرادی چون شهرنوش پارسی پور داعی به همان مدینه غفلتی هستند که اکنون در غرب وجود دارد. انتخاب «مایکل جکسون» به عنوان بهترین هنرمند دهه هشتاد از جانب «جرج بوش»، رئیس جمهوری آمریکا، از زمره رویدادهایی است که نقاب از باطن پلید غرب بر می گیرد و حجت را حتی بر مردمی که با زبان بحث های نظری آشنا نیستند، تمام می کند. سیاستمدارانی چون بوش سلف او «ریگان» با اعمالی نظیر این، حکومت شیطانی خویش را با بت پرستی فضاحت بار جوانان آمریکایی به یکدیگر پیوند می زنند و این، درست همان حقیقتی است که باید درباره دموکراسی غربی گفته شود: «دموکراسی غربی، حکومتی فرعونی است که بنیان استعباد خویش را با رشته هایی پنهان بر بهیمیّت بشر استوار داشته است.»
آزادی غربی توهّمی بیش نیست؛ با این آزادی، بشر بنده تمنّیات خویش می شود و فراعنه جدید عالم – که بوش و ریگان و سیاستمداران کنونی جهان جز دست نشاندگان آنها نیستند – فرصت حاکمیت می یابند. آنها بر جهان شهوات بشر حکم می رانند. پس این آزادی، عین بندگی و بردگی است، منتها به صورتی پنهان... و با همین رشته های پنهان است که فراعنه یهودایی این عصر جاهلی شیرازه جان افراد بشر را در کف سیطره خویش گرفته اند و آنان را به هر سوی که می خواهند می برند... و بشر تا خود را از این تمنّیات خلاص نکند نمی تواند به آزادی حقیقی دست یابد و سیطره و ولایت طاغوت ها را انکار کند.
مایکل جکسون، خواننده آمریکایی مظهر تمامی مفاسدی است که جامعه کنونی غرب بدان گرفتار آمده و در عین حال، صورتِ مجسَّم هنر به مفهوم جدید آن است. وارونگی بشر جدید چنین اقتضا دارد که همه چیز وارونه شود و کلمات به مفاهیمی وارونه حقیقت دلالت یابند. اگر هنر همواره تا پیش از جاهلیت جدید، معنای «کمال» داشته است و اهل کمال را هنرمند می خوانده اند، مقتضای وارونگی مفاهیم در عصر جدید آن است که لفظ هنر به مفهوم «زوال» دلالت داشته باشد و هنرمندان – آنچنان که بوده اند – فاسدترین مردمان باشند.
فضای هنری کشور ما پیش از انقلاب اسلامی مَثلی بسیار مناسب برای آن فضا حتی است که در جهان هنر امروز جریان دارد. بعد از پیروزی انقلاب این فضا عیناً به خارج از کشور، به آمریکا و اروپا، انتقال یافت و اکنون نشریاتی که از جانب ایرانیان خارج از کشور انتشار می یابد ذونوشت برابر اصل نشریاتی است که در اواخر دوران حاکمیت شاهان در این سرزمین انتنشار می یافت. هنرمندانی کذایی، از خوانندگان و نوازندگان و رقاصان و شومَن ها و هنر پیشه ها و کارگردان ها گرفته تا شاعران و نویسندگان و روزنامه نگاران و نقاشان و مجسمه سازان... گوی فساد و هرزگی و فحشا را حتی از درباریان نیز ربوده بودند و هنوز هم اصیل ترین سلطنت طلبان همینان هستند. حکومت های شیطانی ناگزیر هستند که خانه عنکبوتی خویش را بر بنیان های فساد و فحشا و سوائق و غرایز حیوانی وجود بشر بنا کنند و لهذا، شاه و شاهبانو نیز با هنرمندان وارونه این مرز و بوم همان می کردند که جرج بوش با مایکل جکسن می کند. مگر نه اینکه هنرمنـدان این مرز و بوم نیز جوجه های ملکه بودند و در ظّل توجهات خاصّ ملوکانه پرورش می یافتند؟
تفکر، هر چند منحط، ریشه در جان آدمیان می دواند و بر کندن این ریشه ها از خاکِ جان آدمیانی که در آن فضای مسموم بالیده اند از بر چیدن نظام شاهی دشوارتر است. « هنر سلطنتی » بر همان مبانی نظری هنر غربی استوار است و چه بسا هویت فرهنگی دیگر گونه ای نیز به خود نمی گیرد و فی المثل، اگر چه موسیقی پاپ برای تسخیر روح ایرانی به ناگزیر سراغ موسیقی ایرانی رفته بود، اما نقاشان و مجسمه سازان ذائقه ای کاملاً اروپایی یا آمریکایی داشتند و اگر کسانی هم از آن میان متوجه سنّت ایرانی می شدند، نگاهشان نگاه توریست فلک زده ای بود که غوطه ور در جهل مرکب، اما با تفرعن آمریکایی، به دیدار مساجدی آمده است که ریشه در هزارها سال فرهنگ وحی دارند؛ اگر توریست ها چیزی از این فرهنگ در می یابند این هنرمندان سلطنتی نیز در می یافتند.
باز هم ما امیدواریم که نظام بوروکراسی کشور آن همه از آرمان های انقلاب اسلامی دور نگردد که به خواست مردم و سلامت اخلاقی جامعه اسلامی بی اعتنایی کند و کار این تساهل تا بدانجا کشد که یک بار دیگر امکان رشد برای این شجره ای که در لجن نمی روید فراهم آید. آیا احترام به حقوق اجتماعی هنرمندان لزوما با نفی حقوق اجتماعی افرادی که میخواهند در یک فضای سالم اخلاقی زندگی کنند همراه است ؟

سید مرتضی آوینی
از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی پور- حلزونهای خانه به دوش

***
از تمامی دوستانی که به ما لطف دارند و با سر زدن به این صفحه و نظرات راهگشای خود در رساندن ما به هدف غایی خویش یاریگرمان هستند بینهایت سپاسگذاریم. دست علی به همراهتان

یاعلیش

گفتگوها (۲۰)

و مگر نه این است که هنرمندان جامعه امروز جهانی عمدتا فاسدترین افراد هستند؟! (شهید سید مرتضی آوینی). آقا دمتان گرم و سرتا نخوش باد. یا علی
سلام...بعد از یه سفر چند روزه و تاخیر فراوان به سلامتی و میمنت و به کوری چشم آمریکای جهان خوار وبلاگ ما به روز شد...تا بعد
با سلام سلامی از سر عشق و دوستی ، خیلی لذت بردم از اینهمه زیبایی متن ، خدا رحمت کند آن سید و شهید اهل قلم را ، وقتی انسان کلام و منطق این عزیزان و شما را می خواند و نوشته های احمقانه و از سر جاهلیت منتقدین جاهل که ذره ای منطق ندارند را می بیند خدا را شکر می گذارد که دشمنان دینمان را از بین احمقها آفرید ، وبلاگ پر محتوایی دارید بزودی لینک شما را در وبلاگ حاج رضا قرار می دهم موفق باشید در ضمن وب لاگ حاج رضا با عنوان ((پیوند نامبارک)) به روز شد امیدوارمک با حضورتان و ارائه نظرتان خوشحالم نمایید. در پناه حق
سلام دوباره. مرحبا. من بروز شدم. در ضمن صحبت نابخردان را جدی نگیر. یا علی
سلام دم شما گرم.یه کم سخت شد ولی ایول راستی برگشتید از کویر؟
  • آشنا خلوت گزیده
  • سلام! نام وبلاگتان بسیار زیباست.
    سلام . این از اون حرفاست که دل آدم رو خنک میکنه ...
    سلام.خدا رو شکر که شما شونه خالی نکردید و مثل بعضی ها از 14 خرداد تا حالا وبلاگتون رو معطل نگذاشتید.
    سلام. اینعکس را نگاه کن ضرر نمی کنی. اگه خواستی هم نظر بده.
    http://img.villagephotos.com/p/2003-8/332260/seyad.jpg
    سلام! آقا من هم وقتی آدمهای هماهنگ! و اهل حال را می بینم ...چشمام چهار تا می شه! این جوری!!(تجسم صحنه چشم چهار تا شدن با خودتان)
    شما تاحالا کجا بودید برادر؟؟؟!
    خیلی حال کردم ...هم با وبلاگتان ...هم با آهنگ و صدای متن اش ...دعا یادتان نرود! ...بازهم به ما سر بزنید ...
    سلام.امتحان هایم تمام شد(صلوات).مقاله ی مرتضی را خواندم(دمت گرم).مهر آب را هم می خوانم(ان شاء الله).یک داستان جدید هم نوشته ام.وقت کردی بخون(ممنون)
    سلام..قلم شهید آوینی حرفی برای گفتن نمی زاره..دارم دی سی میشم...با دقت بخونمش...هم اینو هم مطلبی که آقای امیرخانی نوشته و تو این همه ازش تعریف کردی..یا علی
    مسلمان ناب آن چنان از بهشت می گوید...که انگار خود آنجا بوده....او به قرآن ایمان دارد ، آنگونه که قرآن می گوید...و این است آنچه تعلیم ناب بر آن پایه است...لیک پیامبر که کتاب را به متن آورد...نیک می دانست که به ضعف خود فرسوده ایم...و می دید که با وجود نفرین رعدآسایش...تردید چه بس حال و روز مومنان را تلخ می کند....پس او مکان جاودانه را نوید داد ...انگاره جوانی ، که در آن همه به جوانی رسند...و او به درون پروازکنان خواهد آمد و به بندت در آید، بی تردید...تا به گردنم آویزان شود و به عشق در آغوشم کشد...به دامانم ، و بر دل خود می نشانم ...آن پری روی آسمانی را ، و دیگر هیچ نخواهم که بدانم ...و بس ، چه پرتوان به بهشت ایمان آورم، که جاودانه بوسیدنش را می طلبم....یوهان ولفگانگ گوته
  • سلمان عبداللهی
  • دلم تنگ شده
    سلام. کی قرار است به روز شود خدا می‌داند. یا حق
    دلمون تنگ شد براتون بابا سیدا.
    سلام . بچه سیدای وبلاگ کجا رفتن ؟؟؟؟؟ عیدتون هم مبارک . بابا عیدی نخواستیم فقط یه مطلب بنویسید از نگرانی در بیایم .
    سلام. اصغر هستم صدای مرا از کافی‌نت می‌شنوید. اینترنت خانه‌تان که خراب است. مثل اینکه اینترنت اینجا هم خراب است. آخرین مطلبی که از مرتضی و ما آورده همین تساهل تا... است. اینترنت خانه‌تان هم یا اصلا هیچ‌جا را نمی‌آورد یا اینکه اگر هم بیاورد به همراهش پدر شریف کاربر را هم درمی‌آورد. دو تا فایل را فرستادم به مرتضی و مای gawab باقیمانده‌اش می‌شد حول و حوش ۴۴ مگابایت... زیپ کردیم شد ۲ مگابایت. اما هر چه کردیم نشد بفرستیم. حالا عصر که بشود دوباره تلاش می‌کنیم تا شاید اینبار توانستیم این اسب چموش را لگام کنیم... چه می‌شود کرد این هم از مضرات عادت به تکنولوژی است دیگر... یا حق
    متاسف هستم برای تمام آدمهایی که ندانسته و با نا آگاهی قضاوت می کنند و دیگران هم آنها را به حکم مسلمان بودنشان قبول دارند . کاش شهید آوینی ژیش از رفتنش کمی در مورد این هنرمند بزرگ و خوشقلب و بی همتا کمی تحقیق میکرد بعد قضاوت ..........امیدوارم شما اشتباه او را تکرار نکنید .
    آخ آخ مایکل جکسون میخواییییی؟

    میخرم برات

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی