از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد
اگر جرأت دارید تمرین نویسندگی زیر را انجام دهید:

«به صدها سال پیش باز می‌گردیم. پدر شما یکی از پیامبران بزرگ الهی است و سال های زیادی مردم را به پرستش خدای یگانه دعوت کرده است. او حالا دیگرخیلی پیر شده است.»
یکی از دو حالت زیر را انتخاب کنید و یادداشت روزانه این پسر را بنویسید. تا آن جایی که می‌توانید سعی کنید لحن و فضای تاریخی داستان حفظ شود:

الف) شما کنعان، پسر نوح علیه‌السلام هستید و امروز همان روزی است که پدرتان از جانب خداوند وعده داده است که عذاب الهی نازل خواهد شد. شما به او ایمان ندارید و امروز شاید طوفان شروع شود: «صبح که از خواب بیدار شدم...»

 ب) شما اسماعیل، پسر ابراهیم علیهم السلام هستید و پدرتان دی‌روز راجع به خوابی که دیده با شما صحبت کرده است. او می‌باید شما را به فرمان خدا قربانی کند و شما نیز این امر را پذیرفته‌اید. امروز روز موعود است. اما مادرتان (هاجر سلام الله علیها) نباید از این موضوع باخبر شود: «صبح زود پدر من را از خواب بیدار کرد...»

موفق باشید
یاعلیش

گفتگوها (۱۷)

خدا در تمام زندگی ما .... امتحان میکند .... و امتحان ابراهیم عجب امتحانی بود ......
  • مجید عزیزی
  • سلام! خیلی سخته حاجی! بابا به شاگرداتم اینارو میگی؟ دلم تند تند برایت تنگ می شود. راستش وسوسه شدم که بنویسم اما نمیدانم کدام را انتخاب کنم. دعا میکنی؟ مخلصیم. یا علی
    هیچ وقت نمی گذارم به شاگرد های ام درس بدهی ......سخت گیر!(این تیکه را با لحن گربقه ی پشمالوی ملوس بخوانید).خلاص!
  • سید علی ثاقب
  • سلام. روضه حضرت ابراهیم (علی نبینا و آله و علیه السلام) هنگام وداع یک حاجی... بگذریم. حتی اگر روزی جرات کنم با شخصیت الف بنویسم (که خیلی با وضع امروزم تفاوتی ندارد) جرات نمی کنم با شخصیت ب بنویسم. بسیار مشکل است... بسیار مشکل است... نوشتن را نمی گویم. یا حق
    سلام
    وبلاگتون که باز شد یاد روایت فتح افتادم . اولین بار بود اومدم اینجا ...
  • مرکز مطالعات فرهنگی سیاسی
  • اشنایی بافرقه استعماری بهاییت.
    شهادت جمعی از سرداران سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، منجمله سردار شهید کاظمی فرمانده نیروی هوایی را خدمت همه عزیزان تبریک و تسلیت عرض می‌کنم
    سلام بر شهیدان
    با سلام
    وبلاگ زیبایی دارید
    من یکی از علاقه مندان به شهید آوینی هستم
    با اجازتون شما رو جزء دوستانم قرار دادم
    یا علی
    به ما سری بزنید
    سلام...وبلاگ زیبایی دارید٬ هر چند نوع نوشتنتان و سلایقتان را نمیپسندم و هرگز درنیافتم چرا نامی چنین بر صدر وبلاگتان نهاده اید. میدانی٬ نمیدانم چرا از این وبلاگ بوی بی دردی میشنوم و بدین رو٬ آنگاه که بر ناصیه اش٬ نام مقدسترین معجزه خمینی کبیر نقش بسته٬ برین روزها حسرت میخورم که کجاست ان روان پاک که از رسم خویش دفاع کند و بیاموزد که شهد شهود را جز در غایت فنا نخواهیم چشید و هر که «من» را یافت٬ «او» را گم کرد و اینچنین است که نام «ابوتراب» را بر خاک نگاشتند. این چه سری است که از اسفل السافلین به اعلی علیین را آنها می پیمایند که جز بر خاک نمیزیند و نمی آسایند؟
    ملاک شما برای پاک کردن کامنت‌ها چیست؟
  • گمنام یا لحظه ظهور
  • السلام علیک یا ابا صلح المهدی
    رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «اَفْضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الْفَرَجِ؛ بهترین اعمال امت من انتظار فرج است».
  • حمید برادر رحیم
  • سلام حاجی . رحیم گفت که دل در گرو مکه بستی . فکر نمی کردم اینقدر بوده باشه که صوت وبلاگ رو عوض کنی ! بابا خیلی باحالی . آخه آدم هم مگه زن می گیره ؟ این جمله رو که یادت هست ؟ نه ؟‌ من هم بودم یادم می رفت . جماعت رو گذاشتی سرکار حالا هم که خودت ... . ای نامرد و بی وفا . ای وطن فروش . ای مفید فروش . ای مفیدی فروش . ای ...
    بچه هاشوخی شوخی به گنجشک هاسنگ میزنند
                                      و گنجشک ها جدی جدی میمیرند
    آدما شوخی شوخی زخم می زنند
                                     و قلبها جدی جدی می شکنند
    و تو شوخی شوخی لبخند می زنی
                                      و من جدی جدی عاشق می شوم

    بیا منتظرم
    بسم رب الشهدا . سلام آقا سید .همیشه خدا را شاکرم که این گونه امتحانم نکرده . الحمد لله کما هو اهله . از اطاعت و عبادت چه می دانم . یا علی مددی !
  • گمنام یا لحظه ظهور
  • السلام علیک یااباصالح المهدی

    عید سعید غدیر بر شما و همه شیعیان جهان مبارک باد





    شب عید است و از قضا به غدیر     فتنه و بخت خواب و بیدار است

     چه کسی میرود به خلوت چـــاه     چه کسی با شب علی یار است



  • رحیم دادش حمید
  • راستی مگه آدم میره زن میگیره؟ حالا گیرم آدم رفت و زن گرفت مگه تو هم آدمی؟ هان؟! حتما دلت خیلی هوای مکه و مدینه کرده هان؟! ای ذلت، ای خفت، ای خود فروش، ای همه چیز فروش، بگذار لا اقل اتفاقی بیافتد بعد بروی توی شک فلسفی. تف بر هر چی آدم بی غیرته. آدم هم خبر نداشت که زن گرفتن یعنه چه؟! جبرائیل رفته بود بهش بگوید که دید کار از کار گذشته. تو دیگه چرا خود فروشی کردی؟؟؟؟
    با سلام کمی مطالبات راخوندم بعداًنظرمیدم .من هم مطالبهایی نوشتم به ماسری بزن ونظر هم بدهید واگرهم جالب بود به دوستانب معرفیکن .ازلینک ٬ حرفهای جوانی دیدن کن وبلاگ دوم من است متشکرم

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی