از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد
در این یک سالی که این جا کمتر نوشته‌ام، به شهادت ستون جلسات و سخنرانی‌های سمت راست این صفحه، اکثر اوقات فراغتم را به تدریس و گفتگو درباره‌ی سواد رسانه‌ای گذرانده‌ام. در این مدت با جوانان و نوجوانان زیادی برخورد کرده‌ام که اینترنت را با اینستاگرام می‌شناسند و پیرمردها و پیرزن‌هایی را دیده‌ام که اینترنت را چیزی بجز تلگرام نمی‌دانند.
در بایگانی سیزده ساله‌ی این پایگاه اگر جستجو کنید، بارها و بارها به زبان‌های مختلف صدای مخالفت من با شنا کردن در مسیر رودخانه و تن دادن به وضع موجود را می‌شنوید. از دوازده سال پیش که طعنه می‌زدم: «فرزندان کالباس، چت می‌کنند» تا همین دو سال قبل که در «وبلاگ نویسی: موافقم؛ مخالفم» از «فرار از تفکر به تخدیر، فرار از کلمه به تصویر و فرار از وظیفه به تفنن در رسانه‌های اجتماعی» می‌نالیدم.
وبلاگ
دی ماه ۹۴، ترجمه‌ی مقاله‌ای از «حسین درخشان» منتشر شد که یک بار با زبانی ساده همه‌ی آن چه به آن در تغییرات فضای وب معترض بودم را فهرست کرده بود. به نظرم این مقاله آن قدر که باید دیده نشد و آن چنان که شاید درباره‌اش گفتگو نکردیم:

به دوستان جوانم توصیه می‌کنم این مقاله را در یک جلسه‌ی دو-سه ساعته موضوع مباحثه قرار دهند و به بهانه‌ی آن حسابی از خجالت شبکه‌های اجتماعی در بیایند. 

برای کمک به جوان‌ترهایی که ممکن است خیلی متوجه نگرانی «حسین درخشان» از مرگ هایپرلینک‌ها، رشد «وب کور» و توسعه‌ی «وب بسته» نشوند، می‌توان مطالعه‌ی کتاب «درباره‌ی اینترنت» اثر «هیوبرت ال. دریفوس» -مخصوصاً آن فصل درخشان در توصیف کارکرد هایپرلینک‌ها- را توصیه کرد.

اما انگیزه‌ی انتشار این نوشته، مطالعه‌ی یادداشت انتقادی کوتاه و عمیقی از «کورش علیانی» درباره‌ی تلگرام بود. آقای علیانی این یادداشت را چند روز پیش در کانال تلگرامش (!) منتشر کرده است:

«اینترنت به ما کمک می‌کند تا راه تبادل روزمره و حتی لحظه‌ای میانمان باز باشد؛ هر آن حرفمان را بزنیم و حرف انباشت نشود بلکه با هم به سامان برسانیمش؛ هم‌افزایی در برابر انباشت و چندگویی در برابر تک‌گویی. موج اول اینترنت (سایت‌ها تا وبلاگ‌های بدون لایک و کامنت) موج سنتی و تک‌گویانه و انبارشی بود. موج دوم اینترنت (با کامنت‌دار شدن وبلاگ‌ها و بعد اورکوت و بعدتر انواع چیزهایی که شبیه فیس‌بوک امروزی بودند) کمکی به هم‌افزایی و چندگویی بودند.
نهایتا این بازگشت بر اثر محدودیت‌های فنی به تلگرام مانند بازگشت بر اثر سیل از شهر به غار می‌ماند. تلگرام جای تک‌گویی و انبارش است. تلگرام جایی برای ماندن نیست. پناهگاهی ناهنجار و پر از ضرر است.»

لینک این یادداشت را در همان تلگرام برای همکار فرهیخته‌ای که قبلاً درباره‌ی بی‌میلی من به تلگرام و دلایل غیر عقیدتی‌ام برای تحریم استفاده از این ابزار همه‌گیر در ثبت تجربه‌ها و ارتباطات آموزشی گفتگو کرده بودیم فرستادم. ایشان -که از کاربران حرفه‌ای و هوشمند تلگرام است- مثل همیشه با محبت و احترام در پاسخم نوشت:

سؤال تکراری: آیا امکانات گروه و کانال هم نتونسته این چندگویی رو بر تک‌گویی غلبه بده؟ یعنی آیا تلگرام رو یک موجود تراریخته نسبت به وایبر و دیگران نمیشه تصور کرد؟

خیلی سریع و بی‌تأمل این پاسخ را فرستادم:

حداقل امکانات ارتباطی که ابزار قدیمی و فرسوده‌ای مثل وبلاگ هنوز به راحتی ارائه می‌کند و ابزار تراریخته ی رو به رشدی مثل تلگرام فاقد آن است:

  • امکان طراحی قالب مستقل متناسب با فضای ذهنی و موضوعی وبلاگ نویس (که به نوعی فضای روانی مطلوبی برای مخاطب پدید می‌آورد)
  • امکان پیوند به سایر وبلاگ‌ها و صفحات به صورت ثابت و قالب دار (که هویت، ارتباطات و علایق نویسنده را نشان می‌دهد)
  • امکان تورق آرشیو و پرینت گرفتن مطلوب و ذخیره کردن و برون‌بری (اکسپورت محتوا) (که دوام و ماندگاری و حفظ ارزش‌های محتوایی ایجاد شده را موجب می‌شود)
  • جستجوی موضوعی و کلیدواژه‌ای و تصادفی در همه‌ی محتوای منتشر شده به صورت آزاد و بدون لاگین کردن و دسترسی مستقیم از طریق موتورهای جستجو (که در دراز مدت منجر به بقای حیات محتوای تولید شده می‌شود)
  • امکان گفتگو و بحث و تبادل نظر به تفکیک محتوای تولید شده زیر هر مطلب، فارغ از مطالب دیگر (که امکان مباحثه‌ی منظم و منطقی را فراهم می‌کند.)

*
به نظر شما علت این همه عقب ماندگی تلگرام امروز از وبلاگ‌های دیروز چیست؟
به نظرم ما ساحت‌های رسانه‌های اجتماعی را با هم اشتباه گرفته‌ایم.

گفتگوها (۱)

بعد از مدت ها به اینجا سر زدم

مطلب بسیار خوبی بود. این نوشته هایی را که بدون اینکه حرف جدیدی بزنند با ارجاع به گذشته بر مواضع خود پای می فشرند دوست دارم :)
البته یک وقتهایی هم همین نوشته ها آدم را کفری می کند D:

پاسخ:
حرف جدیدی نیست. بگویید لا اله الا الله تا رستگار شوید. 
حرف همان است. آدم باید خودش عاقل باشد.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی