از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

حالا نه سالی می شود که تنها هستند. سید بچه بود. دوازده سیزده. درست در آغاز نوجوانی.

یه پسر سفید با موهای مشکی؛ صورت گرد و چشمای درشت سیاه

پیرهن عزا خیلی به قیافه اش می اومد.

توی قشنگ ترین شهر دنیا؛ ته یه خیابون پر درخت و با صفا؛ نرسیده به یه میدون کوچیک و خلوت؛ سمت چپ؛ کوچه ای هست که درست وسطش یه تک درخت نارون سایه انداخته.

نشونی خونه سید رو همه بچه های محل بلدند. کوی خجسته پلاک 11

بعد از نه سال رفاقت؛ یه روز ساعت پنج عصر بی خبر و سرزده دلت براش تنگ میشه. می کوبی چهارصد پونصد کیلومتر به یه بهانه ای خودتو می رسونی اصفهان. میری ته یه خیابون پر درخت و با صفا... بعد از اون تک درخت نارون. برای اولین بار ساعت پنج عصر زنگ پلاک 11 رو می زنی. اونوقت هیشکی نه خود سید در رو وا می کنه...

بماند که چقدر صورتش تغییر کرده؛ پشت لبهاش سبز شده؛ قدش بلندتر شده.

بماند که نفسش بند آمد؛ زبانش به لکنت افتاد؛ کم مانده بود گریه اش بگیرد تو را که پشت در دید.

بعد نه سال رفاقت چقدر دلت می خواست خانه شان را ببینی... چه دیدی؟ چرا شوکه شدی؟ چرا قبلا فکرش را نکرده بودی؟ تو که از همان نه سال پیش میدانستی... اصلا مگر همین سبب آشنایی تان نبود...؟

یک زندگی مردانه. این بهترین توصیف برای آنچه دیدی است.

برای ورود نیازی به یاالله نیست. دلت می گیرد.

هر چند سرزده آمدی بعد از نه سال اما نیازی نیست به کسی در خانه توضیح بدهد که این پسره رفیقم کیست. یکی مثل بقیه مردهای خانه.

اثاثیه منزل قدیمی و زوار دررفته. دیوارها رنگ و رو رفته . بعضی قسمتها حتی گچ رنگ عوض کرده. یک عالمه لیوان و بشقاب و کاسه لابلای مبلها و صندلی ها. لحاف و تشک و بالش پراکنده روی زمین روی مبلها و جلوی تلویزیون. پرده ها دو تا یکی. جلوی در یه میز با چند تا شونه و یه آینه بزرگ. تو حیاط یه عالمه آت و آشغال و خرده ریز.

یک زندگی مردانه. تعارفی در کار نیست. هر چه هست همان است که دیده می شود. چقدر دلت گرفت. چرا تا بحال فکرش را نکرده بودی؟ تو که نه سال است می دانی... وای خدای من! یعنی نه سال وضع این زندگی سه نفری همینطوری است؟ چشمانت سیاهی می رود و باقی وقت تا ساعت شش که موعد رفتن است به آبروداری سپری می کنی... آنقدر حرف نگفته دارید که به تعریف از وضع زندگی سید نرسید...

این پنجشنبه مثل همه اولین پنجشنبه ها بعد از روز مادر؛ سید؛ پدر و برادر بزرگترش روز مادر را در تخت پولاد می گذرانند. کنار آن گلهای شمعدانی که سید نه سال است با سلیقه کنار هم کاشته. کنار خاک مادر.

کوی خجسته پلاک 11

***

الله الله فی الایتام...


روز مادر بر همه مادران همه نامادری ها همه پدرانی که مادری می کنند همه برادرانی که پدری و مادری می کنند همه... بر همه گرامی باد.

یاعلیش


نمونه قالب

گفتگوها (۹)

همیشه یک سر و گردن از همه بالاتربود ... حتی توی قد ... آخر صف بود همیشه اما قبل از همه رفت .. شاید به خاطر این بود که همیشه دستش را روی زانوی خودش می گذاشت و یا علی می گفت ... یک زندگی مردانه ...سید مرا یاد مصطفی انداختی...زحمت نکش نمی شناسی اش از آدمهای اون ور اون خطه که نصفش این ور جا مونده...!؟...یا علی!
سلام خیلی قشنگ بود. ممنون . عیدتونم مبارک
سلام . همینه دیگه که قدر مادرها رو بدونید ( اصلا شما مردا تا مادر نشید نمیفهمید این حرفا رو :D ) عیدتون هم مبارک سید .... علی یارت
شمعدانیهای غمگین می دانی یعنی چه سید...یا...
سلام. دلم گرفت. انگار احساس می‌کنم که خیلی غریبه‌ام. انگار احساس می‌کنم که... دیده‌ای دو تا رفیق قدیمی که سالها همدیگر را ندیده‌اند اگر از هم دور بیفتند و بعد از سالها دیگر نتوانند همدیگر را درک کنند. احساس می‌کنم که مثل دو تا رفیق قدیمی هستیم. دو تا رفیق قدیمی که...
ببخشید که دیگه کمتر می‌تونم بیام و سر بزنم. خیلی وقتم پر شده. کلاس نمی‌ذارم. ولی اصلا نمی‌تونم. یا حق
سلام ؛ سلامی چو بوی خوش آشنائی اومدیم بین شما باشیم حالا فرق نمیکنه که چطور باشیم رنگی یا سیاه و سفید با صدا یا بی صدا موزیک داشته باشیم یا نه لینک بهمون بدن یا ندن برامون کامنت بذارن یا نه آمار بازدیدکننده هامون بالا باشه یا پائین مهم اینه که اومدیم با شما باشیم در کنار شما و برای شما حضور شما رو در جمع خودمون گرامی میداریم
سلام. راستش دو تا چیز یکی این که زمین مال ماست اگر... دوم اینکه جای مادرهایی که هم پدری کرده‌اند و هم مادری خالی بود. تا خودش چی بخواد
چقدر دلم گرفت ...... شما هم زیبا مینویسید ..... این روانی و زلالی به من آرامش میده .... عین یک رود جاری پر از آب .......

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی