از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

۴ مطلب در بهمن ۱۳۸۳ ثبت شده است

سید علی زنگ زد. گفت تهران است و اگر نبود همین بهانه‌ی دوباره، هرگز به این زودی‌ها قصد نوشتن نداشتم و حالا هم که قصد کرده‌ام -در بی خیالی جهادی- دو سه چیزی هست که به نظرم جا مانده باشد و لازم است قضای آن را ادا کنم.

یکم:
سوگ فقدان معلم مهربان و نازنینی است که پایه‌ی هر چه از زبان انگلیسی می‌دانم را او گذاشته؛‌ هر چند در مقایسه با دوستانم تقریباً هیچ نمی‌دانم، اما همین اندک هم ثمره‌ی لذتی است که در کار کلاسی درس او برده‌ام و غیر آن، زبان همواره برایم غیرقابل تحمل بوده است.

 دوشنبه 6 / فروردین‌ماه / 1380

 

« اللهم صلی علی محمد وآل محمد 275 – 276 »

 

چشمانم را که می بندم،‌تصویر صورت نورانی تو که به سفیدی می درخشد،‌ با آن عینک بیضی شکل زیبا و چادر کرپ طرح‌دار مشکی، در ذهنم متناوبا کمرنگ تر می شود.

 

  • حسین غفاری

...

مانده بودم که چه سر مگویی را این هفته بر ملا کنم در محضر دوستان که ناغافل سیدعلی زنگ زد: رفیق شفیق سال‌های دور از خانه، هم خانه‌ای مشهدی من در یزد که از ما زرنگ تر بود در درس و مشق و نان را هنرمندانه چسباند همان موقعی که تنور هنوز گرم بود و حالا ترم اول فوق لیسانس مکانیکش را در همان مشهدالرضای خودشان تمام کرده است.

  • حسین غفاری

آیا نگاه کردن به عکس کسانى که براى انسان جالب است اشکال دارد؟

نگاه کردن به هر عکسى به قصد لذت حرام است; خواه عکس مرد باشد یا زن، محرم باشد یا نامحرم، عکس انسان باشد یا غیر آن (از این حکم عکس همسر استثنا است)

 

  • حسین غفاری