از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • ۱۶ دی ۹۷

    علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

    مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
    معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

    چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
    «مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

    زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

  • ۳ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش وقیح» حرف می‌زنیم از چه موجودی سخن می‌گوییم؟

    دار و دسته‌ی دغلکار و حقه‌بازی که برای تضمین منافع شرکایشان از «سیم‌کارت کودک» و «کودک آنلاین» و «سواد رسانه» حرف می‌زنند؛ ولی در محدوده‌ی وظایفشان از ایجاد «سیم‌کارت پاک» هم عاجزند.
    *
    از دشمنان برند شکایت به دوستان؛
    چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۹۵ مطلب با موضوع «مقاله‌ها» ثبت شده است

پویایی و نبود تمرکز در فرایند جمع‌آوری و انتشار محتوا –که اصلی‌ترین مزیت ویکی‌پدیا است- به شکل‌گیری انتقادات جدی به این دانشنامه‌ی آزاد جهانی منجر شده است. منتقدین درستی و اعتبار ویکی‌پدیا را به خاطر «آزادی ویرایش» زیر سؤال برده‌اند. همچنین، ویکی‌پدیا به خاطر «آسیب‌پذیری در برابر خرابکاری»، «کیفیت غیریکنواخت مقالات»، «سوگیری نظام‌مند»، «بی‌ثباتی» و نیز به خاطر «ترجیح اجماع بر اعتبار» در سبک ویرایش مقالات، نقد شده است.

  • حسین غفاری
وقتی با اطلاعاتِ انبوه سر و کار دارید، جدا کردن «درست از غلط»، «شوخی از جدی» و «راست از دروغ» بسیار مشکل است. دانش‌آموز که جای خود دارد، حتی ما معلم‌ها هم در فضای مجازی بارها به دام اطلاعات «شبه‌علمی» می‌افتیم. «شبه‌علم» گزاره‌ای به‌ظاهر منطقی و گاه متکی بر حقایق و تجربیات عمومی است که اثبات یا رد آن به‌سادگی ممکن نیست. «تأثیر ماه تولد بر روی شخصیت»، «خواص ضد سرطان تخمه هندوانه»، «اثر جاذبه زمین بر طول عمر انسان»، «تفاوت‌های چپ‌مغزی و راست‌مغزی» و «تأثیر موسیقی بر شکل بلورهای آب» نمونه‌های معروفی از «شبه‌علم» هستند.
  • حسین غفاری

در سال‌های اخیر چندین بار اخبار سوءاستفاده سامانه‌ها از اطلاعات کاربران سروصدای زیادی به راه انداخته است.
در آخرین نمونه جنجال بهره‌برداری غیرقانونی شرکت «کمبریج آنالیتیکا» در انتخابات ۲۰۱۷ آمریکا از اطلاعات کاربری بیش از ۸۰ میلیون کاربر فیس‌بوک تا جایی بالا گرفت که کار مدیرعامل فیس‌بوک به پاسخگویی و عذرخواهی در کنگره‌ی آمریکا کشیده شد.

  • حسین غفاری


[تصویر: جلد روزنامه آرمان امروز - ۳ دی ۹۷]

حاکمیت همان‌سان که در زمینه‌ی تأمین امنیت و سلامت جامعه وظایف غیرقابل چشم‌پوشی و غیرقابل واگذاری دارد، در حوزه تربیت نیز که ضامن حفظ و رشد و تعالی منابع انسانی سرزمین مادری است، وظایفی دارد که تا آن‌ها را انجام ندهد انتظار عاملیت از مردم در این حوزه نمی‌تواند داشته باشد.

  • حسین غفاری
حالا دقیقاً ده سال شده است.
از اولین روزهایی که برای پیدا کردن جواب سؤالات همکارانم شروع به بررسی، مطالعه و مصاحبه با دانش‌آموزان کردم تا سر از رابطه‌ی آن‌ها و رسانه‌های نوین در بیاورم ده سال می‌گذرد. در این یک دهه، ده‌ها عنوان سخنرانی آماده کرده‌ام و صدها ساعت در جلسات مختلف اولیا و مربیان و نوجوانان به گفتگو و ارائه‌ی مطلب پرداخته‌ام. گزارش تعداد زیادی از این جلسات در همین پایگاه ازسرنوشت موجود است و عمده‌ی محتوای آماده شده را برای استفاده‌ی همگانی وقف کرده‌ام.
با این حال سرعت تغییرات در موضوع «رسانه و زندگی» آن‌چنان بالا بوده که هر گاه تصمیم گرفتم که محتوای تصویری پرده‌نگارهای جلساتم را مکتوب کنم، پشیمان شدم. چرا که در طول مدتی که مشغول به نگارش می‌شدم مجبور بودم دائماً در برخی جزییات و حتی کلیات بحث تجدیدنظر کنم تا طراوت خودش را از دست ندهد. البته حتماً ابوالمشاغل بودن و تنبلی هم در این تردید مؤثر بوده است. در هر صورت کمتر نوشته‌ام و بیشتر حرف زده‌ام.
سه گفتار درباره‌ی تربیت رسانه‌ای
بهار سال ۹۵ در سه جلسه‌ی متوالی در جمع محدود و خودمانی والدین کانون فرهنگی تربیتی مسجد چهارده معصوم علیهم‌السلام شهر مقدس قم، به ارائه‌ی زنجیروار سه مبحث مجزا در موضوع «تربیت رسانه‌ای» پرداختم:
حالا بعد از دو سال و چند ماه، بچه‌های قرارگاه فرهنگی-تربیتی خادمان ام‌ابیها سلام‌الله‌علیها محتوای آن سه جلسه را مکتوب کرده‌اند و با کمترین دخل و تصرف در لحن گفتار و سخنرانی، در قالب یک کتابچه‌ی ۱۶۰ صفحه‌ای برای خودشان چاپ زده‌اند. همتشان را می‌ستایم و بخاطر زحمتی که متقبل شده‌اند دستشان را می‌بوسم. اما مطابق سنتی که در ازسرنوشت پی‌می‌گیرم، جسارت کردم و اجازه گرفتم که فایل این کتابچه را برای استفاده‌ی عمومی منتشر کنم. مجدداً بزرگواری کردند و اجازه دادند. این روحیه‌ی جهادی‌شان را نیز می‌ستایم و قدر می‌دانم. اما چند نکته:
  • شاید من باید در ویراستاری نهایی این کار دخالت بیشتری می‌کردم و این دخالت باید منجر به بازنویسی کامل متن از حالت گفتاری به نوشتاری می‌شد. اما نه من وقت و حوصله‌اش را داشتم و نه دوستانم نیازی به آن احساس می‌کردند. لذا این کوشش را به همین شکلی که هست می‌پذیرم و از شما بخاطر نواقص ویرایشی آن عذر می‌خواهم.
  • سخنرانی‌های من کاملاً مبتنی بر تصویر است و فهم مطلب متکی بر دیدن پرده‌نگار. در لابلای متن، بارها به آن‌چه در معرضِ دیدِ شنونده (خواننده) قرار دارد اشاره می‌شود؛ اما متأسفانه همه‌ی تصاویر لازم در کتاب نیست. چون پیش از این فایل‌های این جلسات را منتشر کرده‌ام می‌توانید برای استفاده‌ی تکمیلی به همان‌ها مراجعه کنید.
  • امروز من هیچ‌کدام از این سه جلسه را جایی اجرا نمی‌کنم. هر کدام از این موضوعات یک یا دو بار بازبینی اساسی شده و به شکلی جدید درآمده است: «آداب مصرف رسانه‌ها»، «دوطرفه به قاضی‌رفتن» و «بازی، بازی نیست» آخرین ویرایش این سه موضوع است. شاید یکی از ریشه‌های بی‌میلی من به ویرایش دقیق این گفتارها هم همین بوده باشد. در هر صورت این حرف‌ها را من یک روزی زده‌ام و آن روز از نظر خودم کامل و دقیق بوده‌است. آن چه حق است بگیرید و آن چه باطل فرو گذارید.
    والامر الیکم
سه گفتار درباره‌ی تربیت رسانه‌ای

حالا واقعاً وقت آن رسیده که از خودمان بپرسیم رده‌بندی سنی دقیقاً به چه دردی می‌خورد وقتی تقریباً کسی آن را اجرا نمی‌کند؟
البته من خودم بلدم برخی پاسخ‌های شایع به این پرسش طعنه‌آمیز را در ذهنم مرور کنم. خب بدک نیست. اما همه‌ی این موارد چند درصد از مخاطبان بازی‌ها را پوشش می‌دهد؟ با این حساب آیا به‌صرفه است که همه‌ی همت و توان تبلیغی و آموزشی‌مان را صرفاً بر ترویج رده‌بندی سنی بازی‌ها متمرکز کنیم و از «اصلِ مسأله» غافل شویم؟
اما «اصلِ مسأله» چیست؟
شاید بهتر است اول بپرسیم «مسأله‌ی چه کسی؟»
مسأله‌ی بازی‌سازان؟ مسأله‌ی بازی‌فروشان؟ مسأله‌ی بنیاد ملی بازی‌ها؟ یا مسأله‌ی پدر و مادرها؟

  • حسین غفاری
فعالیت به عنوان مدرس سواد رسانه‌ای در دوره‌های آموزشی، همایش‌ها و کلاس‌های مختلف، در کنار تمام مزایایی که دارد، متأسفانه معمولاً باعث می‌شود که امکان طراحی و برنامه‌ریزی آموزشی از شما سلب شود. شما به عنوان مدرس یا سخنران صرفاً در چارچوب زمان، مکان و امکاناتی که میزبان در اختیار دارد، مجبور به محدود کردن مباحث و سرفصل‌ها هستید. خیلی اوقات حتی موضوع و ریز مباحث هم توسط میزبان طراحی می‌شود و جایگاه مدرس به جایگاه یک مجری تنزل می‌یابد.
مدت‌ها بود که منتظر فرصتی بودم تا با فراغ بال یک دوره‌ی کامل و جامع آموزشی سواد رسانه‌ای مطابق سلیقه و نظر خودم طراحی کنم. پاییز ۹۶ بنا به درخواست یکی از مؤسسات آموزش الکترونیکی برای برگزاری یک دوره‌ی کامل مهارت‌ها و سواد رسانه‌ای برای مربیان پرورشی آموزش و پرورش، طرح زیر را ارائه کردم.
  • حسین غفاری

دومین سال تدریس کتاب «تفکر و سواد رسانه‌ای» در دبیرستان فرهنگ (منطقه ۳ تهران) هم به پایان رسید و هر چقدر که کتاب محترم، ناکارآمدی خودش را در جذب و اقناع بچه‌ها بیشتر نشان داد، بحث‌های حاشیه‌ای و «دیگه چه خبر؟» ابتدای هر جلسه برای بچه‌ها آموزنده و مفید بود. به نظرم کتاب درسی صرفاً بهانه‌ای است که معلم و بچه‌ها باب گفتگو را باز کنند و اگر معلمی تلاش کند که فقط مسیر ترسیم‌شده در این کتاب را بپیماید و به پایان ببرد واقعاً در حق دانش‌آموزان اجحاف کرده‌ است.

  • حسین غفاری
دانش‌آموزان شرکت‌کننده در «اولین المپیاد بین‌المللی سواد رسانه‌ای» #IMLO2018 قرار است در سفر هشت روزه‌ی خود به مالزی در اسفند ۹۶، سفرنامه‌ای بنویسند که امتیاز آن در داوری نهایی مؤثر خواهد بود. به آن‌ها گفته شده که اگر صفحه اینستاگرام شخصی دارند همان صفحه را در حین سفر برای انعکاس لحظات سفر استفاده کنند و اگر صفحه شخصی ندارند، پیش از سفر حتماْ صفحه‌ای شخصی برای خود درست کنند. از من هم به عنوان عضو هیأت علمی المپیاد خواسته شده که علاوه بر نظارت بر کار بچه‌ها و داوری آثارشان، دستورالعملی برای نگارش سفرنامه تهیه کنم.
این یادداشت کوتاه را به همین منظور برای بچه‌ها نوشتم. چون شاید به کار دیگران هم بیاید این‌جا هم منتشر می‌کنم.
  • حسین غفاری

می‌دانیم که استفاده از رایانه‌ها در فرایند یاددهی-یادگیری از دو دهه پیش شروع شده و آن چه به عنوان e-learning در جهان شناخته می‌شود با اسامی «یادگیری الکترونیکی»، «یادگیری فناورانه» یا به اختصار «رایاد» در ایران توسعه یافته است.
یک سال پیش، این یادداشت کوتاه را برای ترجمه و استفاده در یک پروژه‌ی تصویری با هدف «معرفی ظرفیت‌های یادگیری الکترونیکی در حیطه‌ی آموزش و پرورش ایران» نوشتم. امروز که به بهانه‌ای آن را ویرایش می‌کردم گفتم شاید مرور سریع آن برای شما هم مفید باشد.

  • حسین غفاری
در برنامه‌های تربیتی ناظر به مشهدالرضا علیه‌السلام، بسته‌های معرفتی، دایره‌ی موضوعی و روش‌های اجرایی محدود و بسته‌ای دارد که هر چند سالی یک‌بار برای تزکیه‌ی درونی و تعالی معنوی مخاطبان شیرین و خاطره‌انگیز است؛ اما آن‌چنان از عرف زندگی مردمان به دور است که زائران گرامی برای رفع خستگی ناشی از زیارت (مگر نفس زیارت خستگی دارد؟) به اماکن تفریحی و تفرجگاه‌های شهر مشهد می‌گریزند!
  • حسین غفاری

در دو روز تعطیلی عید سعید فطر، دل را به دریا زدم و بعد از مدت‌ها دست‌دست کردن، ۴۵۰ صفحه کتاب بی‌نظیر «لحظه‌های انقلاب» مرحوم محمود گلابدره‌ای را یک نفس خواندم. سال‌ها بود که از این نوجوانی‌ها نکرده بودم؛ خوشمزه و تکان دهنده بود.
دریغم آمد نکته‌هایی را از این ۴۸ ساعت دویدن پا به پای محمودخان گلابدره‌ای در تهران پنجاه و هفت برای شما قلمی نکنم.

تجربه‌ی اولین سال تدریس کتاب «تفکر و سواد رسانه‌ای» پایه دهم را اگر فرصتی دست داد به تفصیل خواهم نوشت. آن‌چه به نظرم ثبت و انتشار آن فعلاً مغتنم است آزمون‌هایی است که در این سال تحصیلی برای کلاسم طراحی کردم.
به نظرم دیدن این نمونه ها برای همکاران محترمی که در نوع و شیوه‌ی طراحی سؤال برای این درس ابهام دارند می‌تواند راهگشا باشد.

  • حسین غفاری
در روزگاری نه‌چندان دور، آدم‌ها فقط روی کره‌ی زمین زندگی می‌کردند. اما حالا روزگارِ متفاوتی شده است: خانه‌ها به آسمان درآویخته، طول و عرض زندگی در دنیای بی‌زمان و بی‌مکانِ ابری بیشتر شده، آدم‌ها، از حصارِ تنْ رها، در انگاره‌های ذهنی‌شان غرق شده و سرخوش از نافراموشی، به ابدیّت پیوسته‌اند. اما شب و روزِ زندگی زمینی‌شان به‌هم‌ریخته، حریم خصوصی و عمومی‌شان درهم‌آمیخته، رنگ از رخِ اعتماد در روابطشان پریده و گذشته‌ی ابری‌شان در پای آینده‌ی زمینی‌شان پیچیده شده است.
  • حسین غفاری
این روزها عموم رسانه‌های نوین و به طور خاص بازی‌های ویدیویی مهمان ناخوانده‌ی خانه‌های ما هستند. این سخت افزارهای دیجیتال و انبوه محتواهای چندرسانه‌ای آن‌ها، نه از ما و نه از فرزندانمان برای حضور و اقامت در جمع خانواده‌هایمان اجازه نگرفته‌اند. آگاه سازی والدین از دلایل ورود این مهمانان ناخوانده به خانه‌ها و آموزش روش صحیح پذیرایی، برخورد یا مقابله با آنان از وظایف اصلی همه‌ی مربیان در این روزگار است.
مستند مهمان ناخوانده
  • حسین غفاری