از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۸ مهر ۹۹

    از «مومو» خوشم آمد.
    حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

    مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
    در را به روی غریبه باز نکنید؛
    شماره غریبه را مسدود کنید؛
    پیام غریبه را جواب ندهید.

    سخت است؟

  • ۱۷ شهریور ۹۹

    و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
    البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

    دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
    کمیل خجسته

    «جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
    عبدالحسین کلانتری

    + الیس الصبح بقریب؟
    ++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

کعبه

...

و آدم از سر نوشت خود چه می‌داند؟

دو هفته بعد از فتح خرمشهر در تهران به دنیا آمدم و در این سی و چند سالی که از خدا عمر گرفته‌ام حداقل پانزده سال -به دلایل مختلف- در مازندران، اراک، یزد و شهر مقدس قم زندگی کرده‌ام. اخلاقم اما بیشتر از آن‌که شهری باشد، روستایی است.

یزد

دوره‌ی کارشناسی ارشد «تاریخ تشیع» را در شهر قم به پایان رسانده‌ام. البته در دوره‌ی ماقبل تاریخ هم کارشناسی «مهندسی صنایع» را در یزد گذراندم؛ و بی‌ارتباط با تحصیلاتم در سال‌های اخیر به تحقیق و مطالعه در موضوعات مختلف فرهنگ، رسانه و تعلیم و تربیت اشتغال داشته‌ام.

حرم قم

از قضای روزگار مشاغل متعددی هم تاکنون تجربه کرده‌ام که ذکر دقیق آن‌ها در این صفحه ضرورتی ندارد:

از نویسندگی و سردبیری ماهنامه تا مدیریت سایت و دبیری شوراهای فرهنگی. از تدریس زبان و ادبیات فارسی تا تدریس آمار و رایانه و تاریخ و این اواخر سواد رسانه‌ای. از فیلمنامه‌نویسی و تدوین و مستندسازی تا سردبیری و اجرا و کارشناسی رادیویی و تلویزیونی. از تولید نرم‌افزارهای آموزشی تا برگزاری دوره‌های سواد رسانه‌ای.
در یک کلمه -به قول عزیز- : «همه‌کاره و هیچ‌کاره»

*

در تمام این مدت بیشتر از هر کار دیگری «وبلاگ‌نویسی» کرده‌ام و از ۱۳۸۲ تا امروز حداقل در هشت وبلاگ مختلف به طور منظم نوشته‌ام. فکر می‌کنم نوشتن نشانه‌ی خوبی برای زنده‌بودن و زندگی کردن است و آموخته‌ام که حداقل در فضای مجازی هر بار می‌توان از سر نوشت.

با این حال در رسانه‌های اجتماعی حضور جدی ندارم و تمایلی هم برای ارتباط با مخاطبم در آن‌جاها ندارم. ترجیح می‌دهم که در حیاطِ خانه‌ی خلوت خودم پذیرای مهمانان باشم تا وسط خیابان و سر چهار راه شلوغ غریبه.
گفتم که اخلاقم بیش از آن‌که شهری باشد، روستایی‌ست.

الحمدلله سال ۱۳۸۵ موفق به ازدواج شدم و به لطف خدا اکنون فرزندانی دارم.
دوستان خوبی هم دارم که کمتر از برادر نیستند. برادر هم خوب است که دوست باشد.

 

من اگر چه سیب پستم، ز درخت بس بلندم

من اگر خراب و مستم، سخن صواب گویم

.:.:.:.:.:.:.:.:.:.
تماس با حسین غفاری
معلم و پژوهشگر فرهنگ و رسانه