از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • ۱۶ دی ۹۷

    علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

    مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
    معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

    چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
    «مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

    زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۲۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانش آموز» ثبت شده است

به‌عنوان معلم باید بدانیم و به بچه‌ها نیز بیاموزیم که تعریف «دانایی» در عصر دیجیتال تغییر کرده است. امروز «مالکیت اطلاعات» چندان ارزشی ندارد و توانایی «دسترسی به اطلاعات» است که دانشمندان را قدرتمند می‌کند. پس بارگیری صدها کتاب الکترونیکی در رایانه شخصی، ذخیره‌سازی انبوهی از تصاویر و ویدیوها در گوشی‌های هوشمند و اتصال همیشگی به «گوگل»، نشانه‌ی دانایی نیست...
پژوهش‌های دانش‌آموزی نباید صرفاً روی جمع‌آوری اطلاعات یا کشف پاسخ یک معما تعریف شود، بلکه پژوهش‌های عصر دیجیتال باید رقابتی در اعتبارسنجی منابع و تحلیل یافته‌های متضاد و متناقض باشد.
  • حسین غفاری

بچه‌ها شبیه آنچه می‌خوانند می‌نویسند و بسیار خواندن تأثیر مستقیمی بر درست نوشتن آن‌ها دارد. اما بسیار خواندن تضمینی برای بسیار نوشتن نیست. از میان همه‌ی بچه‌های یک کلاس فقط عده‌ای اندک -به تجربه کمتر از ده درصد دانش آموزان- نوشتن را فراتر از تکالیف کلاسی و ضرورت‌های تحصیلی پی می‌گیرند که متأسفانه معمولاً بخش زیادی از همین عده‌ی اندک، وقت خود را با داستان‌نویسی تلف می‌کنند. در حالی که شیوه‌های دیگر نویسندگی مثل زندگی‌نامه، روایت خاطرات، نقد فرهنگی و اجتماعی، مقالات علمی و ادبی و قالب‌های دیگر در سبد تجربه‌ی آنان جایی ندارد. در حقیقت داستان‌نویسی دامی است که بر سر راه نویسندگی نوجوانان ما گسترده شده است و جریانِ طبیعی رشد قلمی آنان را منحرف می‌کند. معلوم هم نیست قرار است با این همه داستان‌نویس جوان چه بکنیم.

  • حسین غفاری

در چهارمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی که در بوستان گفتگوی تهران برگزار شده است، در خدمت دانش آموزان خوب اتحادیه انجمن‌های اسلامی بودم و درباره‌ی آینده‌ی وب و الزامات رفتاری آن‌ها صحبت کردم. سرفصل مباحث مطرح شده در این جلسه از این قرار است:

  • سیر تحولات از وب۱ تا وب۵ (وب یک طرفه، وب اجتماعی، وب مفهومی، وب هوشمند، وب همه‌جا، وب همه‌چیز)
  • سیر تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات (دیجیتالی شدن، همگرا شدن، موبایلیزه شدن، شبکه‌ای شدن)
  • رمز پیشرفت نوجوان و جوان در دنیای فردا (مدیریت زمان، مدیریت مکان، مدیریت نیاز)

این کارگاه در دو نوبت (یکشنبه ۲۴ و چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵) برگزار شد. می‌توانید فایل تصاویر نمایش داده شده در جلسه #نو_جوان_هوشمند را از لینک زیر دریافت کنید:

وب هوشمند؛ نوجوان هوشمند

  • حسین غفاری

«باشگاه مدرسان سواد رسانه‌ای» عنوان گروهی تلگرامی است که کمتر از دویست نفر عضو دارد و محفلی است برای همفکری و هم افزایی در تدریس سواد رسانه‌ای. اعضای این گروه اکثراً معلمان کتاب «تفکر و سواد رسانه‌ای» پایه دهم دبیرستان هستند که در اولین سال تألیف و تدریس این کتاب راهبردی در مدارس، برای افزایش کیفیت و اثربخشی کلاس خود تلاش می‌کنند. من هم سعی می‌کنم یکی از این معلمان باشم.
در یکی از گفتگوهای اخیر بین اعضای گروه، این سؤال مطرح شد:

با توجه به اینکه بیشتر معلمان مشغول تدریس مباحث فصل ۲ (کلیشه‌سازی و بازنمایی) هستند، پرداختن به این سؤال برای جمع بسیار مفید خواهد بود:
در کلاس چقدر باید فضا را برای گفتگو و مخصوصاً مباحث سیاسی باز گذاشت؟
معلم چگونه باید در مباحث سیاسی ورود کند و موضع بگیرد؟

  • حسین غفاری

در این جلسه مقاله‌ی حجت‌الاسلام محمد کهوند در موضوع تربیت رسانه‌ای بازخوانی و تبیین شد که خلاصه‌ای از مباحث آن به این شرح است:

۱. اصل حاکمیت قانون: رفتار رسانه‌ای والدین و فرزندان باید ضابطه‌مند باشد.
                                  الف) حاکمیت قانون خدا
                                  ب) حاکمیت  قوانین استفاده از رسانه

۲. اصل مسئولیت‌پذیری: والدین و فرزندان باید مسئولیت‌های خویش در قبال استفاده از رسانه را بپذیرند.
                                  الف) مسئولیت پذیری  والدین
                                  ب)  مسئولیت پذیری فرزندان

۳. اصل آموزش و آگاه‌سازی: والدین باید آگاهی‌های لازم درباره‌ی مسایل تربیت رسانه‌ای فرزندان را پیش از تسخیر روح و جسم فرزند توسط این رسانه‌ها کسب کنند.
                                  الف)  آشنایی با آداب، رسوم و فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی
                                  ب)  آشنایی با روش‌های تربیتی صحیح در اسلام
                                  ج)  آگاهی‌های رسانه‌ای
                                                          چیستی رسانه‌های نوین
                                                          کارکردهای رسانه‌های نوین
                                                          مالکان و گردانندگان رسانه‌های نوین
                                                          بایدها و نبایدهای رسانه‌های نوین
                                                          شبهات مربوط به رسانه و فضای مجازی
                                                          شناخت فرهنگ‌های معارض با فرهنگ اسلامی - ایرانی و اهداف آن
                                                          شناخت متخصصین دلسوز و آگاه رسانه‌های نوین

۴. اصل الگوسازی: والدین باید برای فرزندان خود الگوهای مناسب رفتاری بسازند.
                         الف) الگوهای آسمانی قرآن
                         ب) زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام
                         ج) دانشمندان و افتخار آفرینان مسلمان
                         د) شهدای اسلام
                         ه) والدین (پدر، مادر، خویشان نزدیک) 

۵. اصل مدیریت: نیاز، ابزار، محتوا، زمان و مکان استفاده از رسانه باید مدیریت بشود.
                 الف) مدیریت نیاز: باید بین نیاز و درخواست فرزندان تفاوت قائل بود.
                 ب) مدیریت ابزار: برای فرزندان خود ابزاری را تهیه کنید که برای آن محتوای مطلوب وجود داشته باشد.
                 ج) مدیریت محتوا: قبل از خرید ابزارهای رسانه‌ای، محتواهای خوبی را برای آن رصد کرده و تهیه نمایید.
                 د) مدیریت زمان: هر خانواده برای استفاده مطلوب از رسانه‌های نوین، زمان مشخصی را در نظر بگیرد.
                 ه) مدیریت مکان: عدم مدیریت بر مکان استفاده از ابزارهای رسانه‌ای محرومیت از ارتباط با اطرافیان را در پی دارد.

۶. اصل جایگزین سازی: برای کاهش آسیب‌های رسانه باید جایگزین‌های صحیح تعریف کرد.
                الف) جایگزین سازی آداب، رسوم و فرهنگ اسلامی ایرانی بجای رسانه در خانواده
                (گفتگو و تعاملات خانوادگی، صله ارحام، ارتباط با همسایگان، ارتباط با نزدیکان، فرزندآوری، بازی‌ها و تفریحات سالم، داستان‌گویی)
                ب) جایگزین سازی سخت‌افزار و نرم‌افزارهای بومی در سبد مصرف خانواده
                (موتور جستجو، پست الکترونیک، انتشار محتوای دیجیتال، شبکه اجتماعی، اشتراک عکس و فیلم، پیام رسان موبایل)

۷. اصل همراهی: همراهی والدین با فرزندان در فعالیت های رسانه‌ای می‌تواند کمک کننده باشد.
                     الف) حضور فیزیکی فعال : والدین هنگام استفاده فرزندان از رسانه‌های نوین، در کنارشان حضور داشته و یا حداقل فعالیت فرزندان برای والدین قابل رؤیت باشد.
                       ب) مشارکت: والدین نیز همانند فرزندان و همراه آنان از فضای مجازی استفاده کنند.

۸. اصل ایمن‌سازی: والدین باید فرزندان خود را در برابر خطرات و لغزش‌های احتمالی ایمن کنند.
(برقراری پیوند عاطفی فرزندان با نماز، برقراری پیوند عاطفی با مراکز دینی، تقویت حیاء، تقویت بینش و بصیرت، طرح پرسش‌های کلیدی و تفکر برانگیز، طرح شبهات و کمک به پاسخگویی فرزندان، کرامت بخشی و شخصیت دهی، عینی‌سازی عاقبت گناه، این دنیا مجهز به دوربین مدار بسته الهی است، نظارت غیر مستقیم و مستقیم بر دوستان، طرح مسئله و دریافت پاسخ از فرزندان، درخواست از مسئولین)
۹. اصل تدریج و استمرار: هر آموزش و تغییر رفتاری باید تدریجی صورت گیرد.
۱۰. اصل اقتدار همراه با اعتماد، صمیمیت و مهربانی: روش صحیح برخورد با فرزند را از نظر تربیتی و اخلاقی بشناسید.
(بچه‌ها را تحقیر نکرده و به آنان توهین نکنید. بلکه تنها ماهیت استفاده نادرست را زشت بشمارید؛ در تمام مراحل تربیتی، از خشونت‌های نابجا و بی هنگام پرهیز شود؛ نیاز نیست برای هر بهره‌گیری نادرست از فضای مجازی، فرزندان مورد ملامت و سرزنش قرار گیرند؛ اگر فرزندان به علت استفاده نابجا از ابزارهای نوین رسانه ای، نیاز به ملامت و سرزنش دارند، به هیچ عنوان نباید زیاده روی شود.)

واحد مشاوره و دانش افزایی دبیرستان فرهنگ

  • حسین غفاری
سلام
پسر ۱۵ساله‌ام به یک بازی اینترنتی به نام «کلش آف کلندز» بسیار وابسته شده است و از مهرماه سال گذشته تا به حال مرتب آن را به‌روز می‌کند. حتی وقتی از تهران دور است نگران به‌روز شدن آن است. لازم به ذکر است که پسرم موبایل شخصی ندارد و برای ارتباط با دوستانش و حتی همین بازی از موبایل من و پدرش استفاده می‌کند. همچنین همه خانواده یک لب تاب داریم که به نوبت و در صورت نیاز از آن استفاده می‌کنیم.
با اینکه بچه‌ی با استعدادی است و کلاس اول دبیرستان است، اما نمی‌تواند تمرکز خوبی روی دروسش داشته باشد.
من و پدرش واقعا نمی‌دانیم باید چه رفتاری را در مقابل وابستگی ایشان به این بازی  انجام دهیم.
خواهش می‌کنم مرا راهنمایی بفرمایید.
  • حسین غفاری
در شش ماهه دوم سال ۹۳ این توفیق را داشتم که در بیش از ده جلسه‌ی آموزش خانواده در مدارس خوب تهران و قم حضور پیدا کنم. در همه‌ی این نشست‌ها که برای پدران و مادران مدارس دخترانه یا پسرانه و در مقاطع مختلف دبستان، راهنمایی و دبیرستان برگزار شد، هدف گفتگوها روشن کردن زوایای پنهان ارتباط «فضای مجازی» با «رشد بچه‌ها» بود. هر چند که سابقه‌ی برگزاری چنین جلساتی برای من به سال‌ها پیش بر می‌گردد، اما انصافاً این دوره‌ی شش ماهه منجر به جمع‌بندی دقیق مشکلات و فهرست‌بندی اجرایی راه‌کارها شد.
از آن‌جایی که شاید به زودی فرصت مکتوب کردن همه‌ی این گفتگوها را نیابم، مناسب دانستم یکی از آخرین جمع‌بندی‌هایم در جلسات والدین را در این‌جا منتشر کنم.

در کتاب درسی مطالعات اجتماعی پایه هشتم (دوره اول متوسطه جدید، سال دوم، ۹۴-۹۳) برای اولین بار به آموزش مبانی سوادرسانه‌ای به نوجوانان چهارده پانزده ساله کشورمان توجه شده است.
همکار خوب و برادر بزرگوارم، جناب آقای وحید سلامت، برای آموزش فعال این دو درس به بچه‌های کلاسش ابتکاری به خرج داده که با اجازه‌ی ایشان به عنوان یک تجربه‌ی موفق در این صفحه آن را انتشار می‌دهم.

  • حسین غفاری

رسانه‌های اجتماعی زمین بازی جدید نوجوانان و جوانان ما هستند. آیا ما با ظرافت‌های بازی در این زمین جدید آشنا هستیم؟ آیا آسیب‌های فعالیت در رسانه‌های اجتماعی را می‌شناسیم؟ آیا توصیه‌هایی عمومی برای کاربری رسانه‌های اجتماعی وجود دارد؟ آیا می‌توان دستورالعملی برای رفتار معلمان در رسانه‌های اجتماعی نوشت تا مسیر رشد نسل آینده در فضای مجازی را هموار کنند؟
در ادامه سعی می‌کنم مسیر پاسخ دادن به این پرسش‌ها را کمی هموار کنم.

  • حسین غفاری

فرهنگسرای فناوری و رسانه شهرداری مشهد مقدس در زمینه آموزش سواد رسانه‌ای بسیار فعال است و محصولات متنوعی در این زمینه تولید و ارایه کرده است.
برای سهولت دسترسی خودم و همه‌ی علاقمندان به این حوزه (مخصوصاً مربیان تربیتی و والدین) مجموعه‌ای از این تولیدات را با دسته‌بندی و توضیحات لازم در این صفحه منتشر می‌کنم. تمامی این محصولات را از پایگاه فرهنگسرای فناوری و رسانه دریافت کرده‌ام.

  • حسین غفاری

این یادداشت که به تدریج تکمیل خواهد شد درباره‌ی «روش‌های اعتبارسنجی منابع اینترنتی در پژوهش‌های دانش آموزی» است و سعی می‌کند «منابع مناسب و نامناسب پژوهش دانش آموزی علوم انسانی در اینترنت» را به شما معرفی کند. همچنین به آموزش «شیوه‌های یادداشت‌برداری رایانه‌ای برای استفاده در پژوهش‌های دانش آموزی» نیز خواهد پرداخت.

از همه‌ی پژوهشگران فرهنگ درخواست می‌کنم که حتماً نکته‌های مطرح شده در این نوشته را جدی بگیرند.

در ادامه‌ی جلسات طرح لقمان مجتمع آموزشی خواجه‌نصیرالدین طوسی تهران (منطقه ۵) در جمع اولیای دانش‌آموزان مدرسه بحثی در مورد اینترنت و مسأله‌ی رشد ارایه دادم که مورد استقبال پدرها، مادرها و مربیان مدرسه قرار گرفت.

سرفصل مباحث ارایه شده در این جلسه به این شرح است:

  • حسین غفاری
ته‌دیگِ‌ دورانِ پیام‌بریِ سفلی، برایم همین ارتباطِ نیم‌بندِ الکترونیکی با برخی بچه‌ها مانده‌است که آن هم یک‌خط‌درمیان جریان دارد.
همین‌طوری بی‌مقدمه، بعد از چند ماه، یکهو ایمیل زده بود که آقا چه نشسته‌ای که: «خسته شدم از این دین و مصّب و می‌خواهم مسیحی شوم!»
برایش نوشتم: «ثم ماذا؟» نگرفت و پس لازم دانستم شیرفهمش کنم.
  • حسین غفاری

(مدرسه به مثابه یک راه حل برای رفع فقر فرهنگی)


همه چیز از یک صبح سرد پاییزی شروع شد.
آفتاب نزده، ما به قصد بازدید از یک مجموعه‌ی آموزشی فرهنگی در یکی از شهرستان‌های حاشیه‌ی کویر، که سه ساعتی با تهران فاصله دارد، حرکت کردیم. اما در ادامه‌ی روز، چیزهای بیش‌تری از ظرفیت‌های یک نهاد آموزشی در منطقه‌ای روستایی دستگیرمان شد. خیلی بیش‌تر از آشنا شدن با شیوه‌های نوین آموزشی و یا مشاهده‌ی اثربخشی خلاقیت و پشتکار در انجام مأموریت.

  • حسین غفاری
اتاقم را عوض می کنم، خواسته یا ناخواسته؛ و تازه می فهمم که برای عادتی شدن بهانه های زیادی لازم نیست.
همین پنجره ای که پشتِ سَرم به حیاطِ مدرسه باز می شود؛ سوله ی کارگرانِ شهرداریِ پشتِ دیوار حیاط و بوستان المجانین (!) کنارِ بزرگراه. به همه ی شان عادت کرده ام.
حالا همین روز آخر هم باید بچه های چهارم بروند بالای دیوار حیاط که توری مرغی بچسبانند بالای نرده ها. همسایه ی بغلی توپ هایشان را پس نمی داد. از بس که هر روز می افتد آن ور.
پیرمرد دیروز کارگر آورد و خرمالوهای درختش را چید. خودش آمد در زد رفت اتاق مهندس یک سبد خرمالو گذاشت کنارِ ماکتِ آرزوهای بزرگِ شرکتِ ورشکسته ی ما. حالا بچه ها روی دیوارِ خانه ی پیرمرد، روی دیوارِ حیاط، تلاش می کنند توری مرغی بچسبانند بالای نرده ها. نیما، محمدرضا، سیداحمد، محمد و حامد. آقا جواد هم رفته کمکشان.
  • حسین غفاری