از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۸ مهر ۹۹

    از «مومو» خوشم آمد.
    حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

    مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
    در را به روی غریبه باز نکنید؛
    شماره غریبه را مسدود کنید؛
    پیام غریبه را جواب ندهید.

    سخت است؟

  • ۱۷ شهریور ۹۹

    و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
    البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

    دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
    کمیل خجسته

    «جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
    عبدالحسین کلانتری

    + الیس الصبح بقریب؟
    ++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۳۳ مطلب با نشانه «خرده ادراکات» ثبت شده است

متأسفانه در جدل غیرخردمندانه و کاملاً سیاسی این روزها، وظیفه مستقیم دولت در آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای نادیده انگاشته می شود.
هر چند که این نکته قابل تأیید است که آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای حتما باید هسته خانواده را هدف قرار بدهد؛ اما برای اعمال صحیح تربیت رسانه‌ای، خانواده به سه چیز نیاز دارد: آموزش، ابزار و پشتیبانی؛ که هر سه هم موکول به اراده‌ی جدی دولت است.

دولت جمهوری اسلامی چه وظایفی در تربیت رسانه‌ای دارد؟

الف) آموزش: شامل طیف گسترده‌ای از آموزش‌ها از سطح دانش تا بینش و گرایش و کنش
ب) ابزار: مثل اینترنت سما، درگاه‌های ویژه کودک و نوجوان، سامانه‌های هدایت مصرف رسانه و ...
ج) پشتیبانی: مقررات‌گذاری به نفع تربیت (مثل همان ماجرای اینترنت شبانه و ...)

البته با فرض زندگی در دوران طاغوت،‌ و بدون محقق شدن هیچ یک از موارد سه گانه بالا، هرگز مسئولیت تربیت از گرده خانواده رفع نمی‌شود. فقط ما به ازای ناتوانی خانواده‌ها در تربیت فرزندان، بر شدت درجه آتش جهنم بر طاغوت و طاغوتیان افزوده خواهد شد!

  • حسین غفاری

در ماه‌های گذشته چند مورد برخورد شخصی با دوستان مؤمن و انقلابی داشتم که چیزی از بدیهیات مالکیت معنوی (کپی رایت) نمی‌دانسته‌اند و بعد از تذکر درباره‌ی آن، بسیار برآشفته و ناراحت شده‌اند!

اگر استادی در جلسه‌ای به دعوت شما سخنرانی کرده و شما با زحمت فراوان و کیفیت بالا آن جلسه را تصویربرداری کرده‌اید، حتی اگر حق‌التدریس خوبی هم برای آن جلسه پرداخت کرده باشید، شما صرفاً مالک خصوصی آن فایل تصویری خواهید بود و حق انتشار آن را مخصوصاً با اغراض تجاری نخواهید داشت؛ مگر آن‌که در یک قرارداد و توافق مشخص با سخنران اجازه‌ی آن را گرفته باشید.
رعایت این موضوع ساده که در قوانین عرفی و شرعی ما هم به آن تأکید شده آن‌قدر متروک است که تذکر دادن بابت رعایت آن به جرأت و جسارت فراوانی نیاز دارد!
اگر شما کتابی را می‌خرید، برای کاغذ و مقوا و جوهر آن پولی پرداخت کرده‌اید و مالک جسم فیزیکی آن کتاب خواهید بود؛ اما محتوای آن کتاب متعلق به شما نیست و اجازه‌ی هیچگونه بازنشر و تکثیر ندارید. این قاعده درباره‌ی محتوای دیجیتال هم صادق است و استفاده و بازنشر محتوا، صرفاً در چارچوب اجازه‌ی مالک اثر مجاز است.
لطفاً به حق مردم احترام بگذارید تا خداوند از خرانه‌ی غیب خودش به کارتان برکت بدهد.

  • حسین غفاری

از «مومو» خوشم آمد.
حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
در را به روی غریبه باز نکنید؛
شماره غریبه را مسدود کنید؛
پیام غریبه را جواب ندهید.

سخت است؟

  • حسین غفاری

و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
کمیل خجسته

«جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
عبدالحسین کلانتری

+ الیس الصبح بقریب؟
++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.

  • حسین غفاری

در عموم رسانه‌های اجتماعی فجازی، دو مخاطره‌ی تربیتی متعارف و قدیمی، امکان شبیه‌سازی، تقویت و تشدید دارد:
۱- ارتباطات ناصواب: یعنی برقراری ارتباط بین افراد به گونه‌ای که از نظر تربیتی زمینه‌ساز ایجاد رابطه‌ی ناهم‌تراز زیان‌بار باشد. مثل دوستی ناهمسالان یا دوستی ناهمجنسان یا ...
۲- اطلاعات ناصواب: دسترسی به اطلاعات و تبادل آن بین افراد به گونه‌ای که از نظر تربیتی مختل‌کننده مسیر رشد باشد. مثل محتوای رده‌بندی نشده، محتوای غیرقانونی یا غیراخلاقی و ...

مشهود است که رسانه‌های اجتماعی با «توسعه نامتوازن ارتباطات» و «امکان پنهانکاری در هویت» و «خصوصی‌سازی محتوا»، امکان لغزش تربیتی را به حداکثر رسانده‌اند. لذا به نظر می‌سد بکارگیری رسانه‌های اجتماعی در امر تربیت مستلزم لااقل این سه تحول در معماری آن‌ها است:
۱- شفاف‌سازی هویت کاربران؛
۲- مرئی‌سازی ارتباطات کاربران؛
۳- نظارت‌پذیر کردن اطلاعات مبادله شده.

هر چند که هر سه مورد بالا، به نوعی ارکان جذابیت فعلی رسانه‌های اجتماعی را نشانه گرفته و کاملاً محتمل است که به محض از بین رفتن این جذابیت، کاربران از آن رسانه کوچ کنند.

البته بر خواننده‌ی آگاه پوشیده نیست که نویسنده‌ی این سطور، مقصر توسعه فناوری دیجیتال برخلاف منویات مبرهن تربیتی نیست! به نظر باید توسعه‌دهندگان این فناوری پاسخگو باشند که چرا ارکان فناوری‌های ارتباطی دیجیتال را به گونه‌ای استوار ساخته‌اند که در صورت رعایت ملاحظات ابتدایی تربیتی، ارکان آن از هم خواهد پاشید.

  • حسین غفاری

خردمندی را که در زمرهٔ اجلاف سخن ببندد شگفت مدار که آواز بربط با غلبهٔ دهل بر نیاید و بوی عنبر از گند سیر فرو ماند.

بلند آواز نادان گردن افراخت
که دانا را به بی شرمی بینداخت

نمی‌داند که آهنگ حجازی
فرو ماند ز بانگ طبل غازی

  • حسین غفاری

از دیروز که با این پدیده‌ی آوازخوانی و تن‌جنبانی دانش‌آموزان دختر و پسر در چند مدرسه‌ی وقیح با ترانه‌ای قبیح مواجه شدم، متوجه علت تعجب و واکنش‌های عمومی نشدم:
طبق ضوابط آموزش و پرورش ایران پخش چنین موسیقی در مدارس از طرف کادر مدرسه خلاف است و مطابق مقررات با آن برخورد خواهد شد. همان طور که وزیر دارد روال آن را طی می‌کند و خواهد کرد. مطمئناً در پوسته‌ی ماجرا با یک اشتباه حراستی و گزینشی در آموزش و پرورش مواجهیم که بالاخره یک طوری راست و ریسش می‌کنند. (حالا یک توهم توطئه‌ای هم هست که انتخاب ترانه و انتشار کلیپ بودار است و غیره که به من ربطی ندارد.)
*
اما اصلاً مساله این نیست. مسأله این است که همه‌ی بچه‌های داخل کلیپ‌ها این آهنگ را می‌شناسند و شعرش را از بر هستند.
پس چرا همه دارند درباره مدرسه حرف می‌زنند در حالی که بچه‌ها در مدرسه ماهواره نمی‌بینند. بچه‌ها در مدرسه گوشی موبایل ندارند. بچه‌ها در مدرسه توی اینستاگرام نمی‌روند. بچه‌ها در مدرسه آهنگ دانلود نمی‌کنند. بچه‌های در مدرسه گوشی هدفون به گوششان نیست.
پس چرا مدرسه مقصر حفظ بودن و خواندن این شعر توسط بچه‌هاست؟
متهم ردیف اول کو؟
چرا بجای «ماه» به «نوک انگشت» خیره شده‌ایم؟
*
ذات اقدس اله فرمود: «یَآ أَیُّهَا الَّذِینَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَاراً ...» (سوره۶۶؛ آیه۶)
و امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرمود: «عَلّموا اَنفُسَکُم وَ اَهلیکُم الخَیرَ وَ اَدّبوهُم»
*
پدر؛
مادر؛
ما متهمیم.

  • حسین غفاری

با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
فلذا اکنون چه داریم؟
مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • حسین غفاری
  • حسین غفاری
عصر جدید
من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
*
از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
*
و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

«هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


  • حسین غفاری

#پویش_آرزوها
امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


چهارسوق یازدهم در راه است.
اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • حسین غفاری

وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


«سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
«سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • حسین غفاری

علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
«مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

  • حسین غفاری

وقتی از «سیم‌کش وقیح» حرف می‌زنیم از چه موجودی سخن می‌گوییم؟

دار و دسته‌ی دغلکار و حقه‌بازی که برای تضمین منافع شرکایشان از «سیم‌کارت کودک» و «کودک آنلاین» و «سواد رسانه» حرف می‌زنند؛ ولی در محدوده‌ی وظایفشان از ایجاد «سیم‌کارت پاک» هم عاجزند.
*
از دشمنان برند شکایت به دوستان؛
چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟

  • حسین غفاری

برخی دوستان از یادداشت دیروز من درباره گونه‌ی تازه به دوران رسیده‌ی «سیم‌کش وقیح» تعجب و تحیر کردند.

باید بگویم تا این نمودار «نمایی از مالکیت در صنعت مخابرات ایران» را خوب ندیده‌اید و عناصر فعال در آن را از نزدیک درک نکرده‌اید به شما حق می‌دهم تعجب کنید.
البته بعدش تقاضا دارم به این بنده‌ی کم‌ترین هم حق بدهید!

  • حسین غفاری