از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

۱۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «وبلاگ» ثبت شده است

در این یک سالی که این جا کمتر نوشته‌ام، به شهادت ستون جلسات و سخنرانی‌های سمت راست این صفحه، اکثر اوقات فراغتم را به تدریس و گفتگو درباره‌ی سواد رسانه‌ای گذرانده‌ام. در این مدت با جوانان و نوجوانان زیادی برخورد کرده‌ام که اینترنت را با اینستاگرام می‌شناسند و پیرمردها و پیرزن‌هایی را دیده‌ام که اینترنت را چیزی بجز تلگرام نمی‌دانند.
  • حسین غفاری

هجده‌ماه بعد از گشایش رسمی «از سر نوشت» با کمک دوستانم قالب تازه‌ای برای آن ساخته‌ایم.
برادر نازنین‌م مهندس «محمدصادق فکری» فهرست بلندبالایی از ایده‌ها و تمایلات و انتظارات مرا با امکانات و قابلیت‌های سامانه‌ی «بلاگ» در هم آمیخت و رنگی نو به آن پاشید و این پوسته‌ی کارا و دلنشین را برای آن مهیّا کرد که او بسیار سپاسگزارم.
هر چند که محصول نهایی این تلاش را در بیست و دومین سالگرد عروج شهید سیدمرتضی‌آوینی رونمایی کرده‌ایم، اما هنوز موارد متعدد و البته کم اهمیتی از آن فهرست بلندبالا مانده که به تدریج اصلاح خواهد شد. لطفاً به چشم خریدار ببینید و در بهبود آن به ما کمک کنید.

به این بهانه بخشی از دسته‌بندی نوشته‌ها -که بلاتکلیف بود- را مرمّت و برخی مطالب گروه «گزارش جلسه‌ها» را دوباره بازبینی و تکمیل کردم. با افزوده شدن امکان «جستجو» حالا پیدا کردن مطالب و نظرهای قدیمی بسیار ساده شده‌است.

پ.ن:
-بدون ذکر نام و اشاره با انگشت- از برادری که خط خوبش را برای سر در این صفحه به من هدیه داد هم ممنونم.

  • حسین غفاری

من با «وبلاگ نوشتن» موافقم، هر گاه که منظورمان از «وبلاگ‌نویسی» انجام فعالیتی جدی در راستای توسعه‌ی «آگاهی»، «تعقل» و «ارتباط سازنده» باشد. «وبلاگ» در مقایسه با هر قالب رایگان دیگری برای انتشار محتوا در اینترنت «استقلال» و «آرامش» بیشتری دارد و این دو ویژگی لازمه‌ی انتقال و تبادل سالم معانی است. از همین رو به نظر من «وبلاگ» پیراسته‌ترین و بی‌حاشیه‌ترین ابزار دنیای مجازی برای دستیابی به اهداف ذکر شده است.

  • حسین غفاری

زمانی که وبلاگ نوشتن را شروع کردم هیچ الگویی برای وبلاگ نوشتن وجود نداشت. وبلاگ تازه اختراع شده بود و ما برای منتشر کردن نوشته‌هایمان ابزاری بهتر از آن نمی‌شناختیم. وبلاگ نوشتن و وسوسه‌ی تأثیرگذاری بر دیگران، نوشتن من را جدی کرد و حالا ده سال می‌شود که بدون وقفه در وبلاگ‌های مختلفی نوشته‌ام و از این راه ده‌ها دوست خوب و رفیق شفیق یافته‌ام. حضورم در راوی اما -همان طور که در ابتدای ورودم به آن نوشتم- تحولی مهم در مسیر وبلاگ‌نویسی من بود. راوی اولین و تنها وبلاگی است که در آن به نام خودم نوشته‌ام و نوشته‌های آن را به مثابه کارنامه‌ی فکری خودم می‌دانم.

  • حسین غفاری

این متن را برای نشست تخصصی برگزیدگان ششمین دوره‌ی طرح ملی بوی سیب نوشتم که صبح پنجم بهمن نود و یک در دانشکده‌ی علوم حدیث شهر ری برگزار کردیم. البته جلسه برقرار شد و نشد که آن را بخوانم.
حالا بعد از یک سال در آستانه‌ی ماه محرمی که دوره‌ی هفتم بوی سیب برگزار نمی‌شود آن را منتشر می‌کنم.

آبان ۹۲

  • حسین غفاری
اوایل دهه‌ی هفتاد، تازه تازه داشت پای محصولات پر زرق و برق و غیر ضروری به زندگی مردم باز می‌شد. منظورم ماکروفر و بخارشوی و ... نیست. همین سر رسیدهای دفترچه‌ای که الان هزار مدلش در هر اتاقک روزنامه فروشی پیدا می‌شود، آن موقع‌ها کم بود و اگر هم بود، خیلی ساده و بی‌کیفیت چاپ می‌شد.
  • حسین غفاری
الهی،
به تو پیوسته‌ایم: چون ماهی به آب و راوی به هاست؛
به تو بسته‌ایم: چون کودک به مامان و بادبادک به ریسمان؛
خدایا،
ز خود بریده‌ایم و از خودی رمیده؛
ز غیر گریخته و در حق آویخته؛
  • حسین غفاری

وبلاگ یک رسانه است و سهل و رایگان بودنِ استفاده از آن، وسوسه‌ی کشیده‌شدنش را به متن هر فعالیت یا فرآیندی ‏تشدید می کند. نو بودنِ رسانه‌ی وبلاگ نسبت به رسانه‌های دیگر (حتی خودِ اینترنت) هم، علاقه و انگیزه‌ی نوجویان که ‏اکثراً طبقه‌ی جوان و جوانمرد (!) جامعه هستند را در استفاده از آن افزون می‌کند.‏
نظام آموزش و پرورش ما هم که مبتنی بر رسانه های قدیمی و تکراریِ معلم، گچ و تخته، نقشه و کره جغرافیایی و قس ‏علی هذا است، به شدت مستعدِ بازشدن پای اینترنت و بخصوص وبلاگ به آن است.‏
«رسانه» واسطِ پیام میانِ فرستنده و گیرنده است و با یک تحلیلِ ساده‌ی خطی، در نظامِ فعلیِ آموزش و پرورشِ ما، وبلاگ ‏می‌تواند ضمن حضور در جایگاه های قبلیِ رسانه، جایگاه‌های جدیدی برای خود تعریف کند. در ذیل به اختصار به تبیین ‏این جایگاه‌ها و ذکر نمونه هایی از آن بسنده می‌کنیم:‏

  • حسین غفاری

و باید بگویم. و بایستی حتماً بگویم.
و بعد از این همه نام پوشی و مخفی‌کاری، امروز بایستی حتماً بگویم. اما؛ این همه سال حرف را هم که نگفته باشی، باز هم می‌مانی که از کجا بیاغازی. آغازیدن سخت است، و الا که روایت کردن کار هر حرّافِ هرزه‌درای بی‌شرم و حیایی می‌شد!
از گفتنی ها هم می‌انگارم که آغاز باید از شرحِ ربط من و مجید باشد. سؤال اول این است: من و مجید اصولاً چه ربطی به هم داریم؟ و چرا قرار است -یا خیال می‌کنیم قرار است- با هم باشیم؟

  • حسین غفاری

این مختصر را در پاسخِ نامه‌ی سیداحسان عزیزم می‌نویسم که مدتی است به تأخیر افتاده. البته این همه‌ی سؤالات سید نیست. هر چند که همه‌ی پاسخ‌های من هم نیست:

 

برادرم! پرسیده بودی فرق میان «اسم مستعار» و «هویت مجازی» از نظر من چیست و فکر می‌کنم که هر کدام به چه دردی می‌خورد؟

باید بگویم که از نظر خیلی‌ها فرق چندانی میان این دو مقوله نیست و بل هر دو عنوانی هستند برای یک حقیقت. اما می‌پندارم ساحت هویت مجازی بسیار پیچیده‌تر و عمیق‌تر از اسم مستعار باشد.

  • حسین غفاری

فاعرض عن من تولی عن ذکرنا و لم یرد الا الحیوه الدنیا (53 . 29)

 

اولش نمی خواستم اهمیت بدهم. اما خودتان قضاوت کنید اگر شمار بینندگان صفحه تان ناگهانی و بدون اطلاع قبلی (!) دویست برابر می شد فکر نمی کردید یک جای کار ایراد داشته باشد؟

::: علت توجه ویژه به مقوله وبلاگ و وبلاگ نویسی چیست؟ یعنی صرفا حرف زدن و امکان ابراز عقیده شخصی حیطه وبلاگ نویسی را تا این حد [برای ما] مهم کرده است؟ آیا هیچ عامل دیگری مؤثر نیست؟ اگر این طور است چرا در جلسات و مجامع عمومی و خصوصی فراوانی که حزب الله دور هم گرد می آیند چنین حساسیتی وجود ندارد؟
  • حسین غفاری

 « ۷- انتشار اخبار و اطلاعات سیاسی نیز بایستی با دو هدف مقابله با جریان یکسوسازی فکری رسانه های خبری صهیونیستی و از سوی دیگر برای رشد و گسترش حوزه آگاهیهای مخاطبان بوده و نبایستی موجب آسیب رسانی به منافع جهانی مسلمین به شکل عام و جمهوری اسلامی ایران و ملت مسلمان آن به شکل خاص گردد.»

 

  • حسین غفاری