از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • ۱۶ دی ۹۷

    علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

    مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
    معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

    چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
    «مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

    زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۲۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «سبک زندگی» ثبت شده است

در روزگاری نه‌چندان دور، آدم‌ها فقط روی کره‌ی زمین زندگی می‌کردند. اما حالا روزگارِ متفاوتی شده است: خانه‌ها به آسمان درآویخته، طول و عرض زندگی در دنیای بی‌زمان و بی‌مکانِ ابری بیشتر شده، آدم‌ها، از حصارِ تنْ رها، در انگاره‌های ذهنی‌شان غرق شده و سرخوش از نافراموشی، به ابدیّت پیوسته‌اند. اما شب و روزِ زندگی زمینی‌شان به‌هم‌ریخته، حریم خصوصی و عمومی‌شان درهم‌آمیخته، رنگ از رخِ اعتماد در روابطشان پریده و گذشته‌ی ابری‌شان در پای آینده‌ی زمینی‌شان پیچیده شده است.
  • حسین غفاری

در چهارمین نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال انقلاب اسلامی که در بوستان گفتگوی تهران برگزار شده است، در خدمت دانش آموزان خوب اتحادیه انجمن‌های اسلامی بودم و درباره‌ی آینده‌ی وب و الزامات رفتاری آن‌ها صحبت کردم. سرفصل مباحث مطرح شده در این جلسه از این قرار است:

  • سیر تحولات از وب۱ تا وب۵ (وب یک طرفه، وب اجتماعی، وب مفهومی، وب هوشمند، وب همه‌جا، وب همه‌چیز)
  • سیر تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات (دیجیتالی شدن، همگرا شدن، موبایلیزه شدن، شبکه‌ای شدن)
  • رمز پیشرفت نوجوان و جوان در دنیای فردا (مدیریت زمان، مدیریت مکان، مدیریت نیاز)

این کارگاه در دو نوبت (یکشنبه ۲۴ و چهارشنبه ۲۷ بهمن ۹۵) برگزار شد. می‌توانید فایل تصاویر نمایش داده شده در جلسه #نو_جوان_هوشمند را از لینک زیر دریافت کنید:

وب هوشمند؛ نوجوان هوشمند

  • حسین غفاری

در این جلسه مقاله‌ی حجت‌الاسلام محمد کهوند در موضوع تربیت رسانه‌ای بازخوانی و تبیین شد که خلاصه‌ای از مباحث آن به این شرح است:

۱. اصل حاکمیت قانون: رفتار رسانه‌ای والدین و فرزندان باید ضابطه‌مند باشد.
                                  الف) حاکمیت قانون خدا
                                  ب) حاکمیت  قوانین استفاده از رسانه

۲. اصل مسئولیت‌پذیری: والدین و فرزندان باید مسئولیت‌های خویش در قبال استفاده از رسانه را بپذیرند.
                                  الف) مسئولیت پذیری  والدین
                                  ب)  مسئولیت پذیری فرزندان

۳. اصل آموزش و آگاه‌سازی: والدین باید آگاهی‌های لازم درباره‌ی مسایل تربیت رسانه‌ای فرزندان را پیش از تسخیر روح و جسم فرزند توسط این رسانه‌ها کسب کنند.
                                  الف)  آشنایی با آداب، رسوم و فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی
                                  ب)  آشنایی با روش‌های تربیتی صحیح در اسلام
                                  ج)  آگاهی‌های رسانه‌ای
                                                          چیستی رسانه‌های نوین
                                                          کارکردهای رسانه‌های نوین
                                                          مالکان و گردانندگان رسانه‌های نوین
                                                          بایدها و نبایدهای رسانه‌های نوین
                                                          شبهات مربوط به رسانه و فضای مجازی
                                                          شناخت فرهنگ‌های معارض با فرهنگ اسلامی - ایرانی و اهداف آن
                                                          شناخت متخصصین دلسوز و آگاه رسانه‌های نوین

۴. اصل الگوسازی: والدین باید برای فرزندان خود الگوهای مناسب رفتاری بسازند.
                         الف) الگوهای آسمانی قرآن
                         ب) زندگی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار علیهم السلام
                         ج) دانشمندان و افتخار آفرینان مسلمان
                         د) شهدای اسلام
                         ه) والدین (پدر، مادر، خویشان نزدیک) 

۵. اصل مدیریت: نیاز، ابزار، محتوا، زمان و مکان استفاده از رسانه باید مدیریت بشود.
                 الف) مدیریت نیاز: باید بین نیاز و درخواست فرزندان تفاوت قائل بود.
                 ب) مدیریت ابزار: برای فرزندان خود ابزاری را تهیه کنید که برای آن محتوای مطلوب وجود داشته باشد.
                 ج) مدیریت محتوا: قبل از خرید ابزارهای رسانه‌ای، محتواهای خوبی را برای آن رصد کرده و تهیه نمایید.
                 د) مدیریت زمان: هر خانواده برای استفاده مطلوب از رسانه‌های نوین، زمان مشخصی را در نظر بگیرد.
                 ه) مدیریت مکان: عدم مدیریت بر مکان استفاده از ابزارهای رسانه‌ای محرومیت از ارتباط با اطرافیان را در پی دارد.

۶. اصل جایگزین سازی: برای کاهش آسیب‌های رسانه باید جایگزین‌های صحیح تعریف کرد.
                الف) جایگزین سازی آداب، رسوم و فرهنگ اسلامی ایرانی بجای رسانه در خانواده
                (گفتگو و تعاملات خانوادگی، صله ارحام، ارتباط با همسایگان، ارتباط با نزدیکان، فرزندآوری، بازی‌ها و تفریحات سالم، داستان‌گویی)
                ب) جایگزین سازی سخت‌افزار و نرم‌افزارهای بومی در سبد مصرف خانواده
                (موتور جستجو، پست الکترونیک، انتشار محتوای دیجیتال، شبکه اجتماعی، اشتراک عکس و فیلم، پیام رسان موبایل)

۷. اصل همراهی: همراهی والدین با فرزندان در فعالیت های رسانه‌ای می‌تواند کمک کننده باشد.
                     الف) حضور فیزیکی فعال : والدین هنگام استفاده فرزندان از رسانه‌های نوین، در کنارشان حضور داشته و یا حداقل فعالیت فرزندان برای والدین قابل رؤیت باشد.
                       ب) مشارکت: والدین نیز همانند فرزندان و همراه آنان از فضای مجازی استفاده کنند.

۸. اصل ایمن‌سازی: والدین باید فرزندان خود را در برابر خطرات و لغزش‌های احتمالی ایمن کنند.
(برقراری پیوند عاطفی فرزندان با نماز، برقراری پیوند عاطفی با مراکز دینی، تقویت حیاء، تقویت بینش و بصیرت، طرح پرسش‌های کلیدی و تفکر برانگیز، طرح شبهات و کمک به پاسخگویی فرزندان، کرامت بخشی و شخصیت دهی، عینی‌سازی عاقبت گناه، این دنیا مجهز به دوربین مدار بسته الهی است، نظارت غیر مستقیم و مستقیم بر دوستان، طرح مسئله و دریافت پاسخ از فرزندان، درخواست از مسئولین)
۹. اصل تدریج و استمرار: هر آموزش و تغییر رفتاری باید تدریجی صورت گیرد.
۱۰. اصل اقتدار همراه با اعتماد، صمیمیت و مهربانی: روش صحیح برخورد با فرزند را از نظر تربیتی و اخلاقی بشناسید.
(بچه‌ها را تحقیر نکرده و به آنان توهین نکنید. بلکه تنها ماهیت استفاده نادرست را زشت بشمارید؛ در تمام مراحل تربیتی، از خشونت‌های نابجا و بی هنگام پرهیز شود؛ نیاز نیست برای هر بهره‌گیری نادرست از فضای مجازی، فرزندان مورد ملامت و سرزنش قرار گیرند؛ اگر فرزندان به علت استفاده نابجا از ابزارهای نوین رسانه ای، نیاز به ملامت و سرزنش دارند، به هیچ عنوان نباید زیاده روی شود.)

واحد مشاوره و دانش افزایی دبیرستان فرهنگ

  • حسین غفاری

۱. اصل حاکمیت قانون: رفتار رسانه‌ای والدین و فرزندان باید ضابطه‌مند باشد.
۲. اصل مسئولیت‌پذیری: والدین و فرزندان باید مسئولیت‌های خویش در قبال استفاده از رسانه را بپذیرند.
۳. اصل آموزش و آگاه‌سازی: والدین باید آگاهی‌های لازم درباره‌ی مسایل تربیت رسانه‌ای فرزندان را کسب کنند.
۴. اصل الگوسازی: والدین باید برای فرزندان خود الگوهای مناسب رفتاری بسازند.
۵. اصل مدیریت: نیاز، ابزار، محتوا، زمان و مکان استفاده از رسانه باید مدیریت بشود.
۶. اصل جایگزین سازی: برای کاهش آسیب‌های رسانه باید جایگزین‌های صحیح تعریف کرد.
۷. اصل همراهی: همراهی والدین با فرزندان در فعالیت های رسانه‌ای می‌تواند کمک کننده باشد.
۸. اصل ایمن‌سازی: والدین باید فرزندان خود را در برابر خطرات و لغزش‌های احتمالی ایمن کنند.
۹. اصل تدریج و استمرار: هر آموزش و تغییر رفتاری می‌بایست تدریجی صورت گیرد.
۱۰. اصل اقتدار همراه با اعتماد، صمیمیت و مهربانی: والدین باید روش صحیح برخورد با فرزند را از نظر تربیتی و اخلاقی بشناسند.

  • حسین غفاری

من با «وبلاگ نوشتن» موافقم، هر گاه که منظورمان از «وبلاگ‌نویسی» انجام فعالیتی جدی در راستای توسعه‌ی «آگاهی»، «تعقل» و «ارتباط سازنده» باشد. «وبلاگ» در مقایسه با هر قالب رایگان دیگری برای انتشار محتوا در اینترنت «استقلال» و «آرامش» بیشتری دارد و این دو ویژگی لازمه‌ی انتقال و تبادل سالم معانی است. از همین رو به نظر من «وبلاگ» پیراسته‌ترین و بی‌حاشیه‌ترین ابزار دنیای مجازی برای دستیابی به اهداف ذکر شده است.

  • حسین غفاری

کار پدربزرگ از نوجوانی درآوردنِ نان حلال برای مردم بود. «شاطر رحمان» همه‌ی عمرش پای تنور سنگکی ایستاد و سیگار کشید.
از نوجوانی‌ روستا را ول کرده بود و پنجاه سال محله‌های مختلف تهران قدیم را به نان حلال در‌آوردن آزموده بود. از کن و فرحزاد و اوین گرفته تا کوچه پس کوچه‌های چهارراه سیروس و امامزاده یحیی و بازارچه نایب‌السلطنه و خیابان ری.
صاحب هر نانوایی ایرادی داشت: یکی دستش کج بود؛ یکی بی نماز بود؛ یکی حق کارگر را می‌خورد.

  • حسین غفاری

چند روز پیش هنگام پخش تصاویر دیدار سران کشورهای مختلف با حضرت آقا متوجه تغییراتی در ظاهر اتاق ملاقات شدم.
کنجکاوی باعث شد تا امروز با همراهی جناب جوشقان‌نژاد جستجوی سریعی کردیم در آرشیو عکس‌های سایت Khamenei.ir و به نتایج جالبی رسیدیم:

  • حسین غفاری

اردوی جهادی چه شباهت و تناسبی با فرائض و شعائر اسلامی دارد؟
بر همه‌ی آن‌ها که دل‌مشغولی گسترش فرهنگ جهادی در همه‌ی شئون زندگی را دارند واجب است که تا حد امکان به تبیین و تحلیل ابعاد این حرکت مبارک بپردازند. در این مختصر‌ تلاش کرده‌ام کوتاه و فهرست‌وار مروری داشته‌باشم بر جلوه‌ها و شباهت‌های فروع ده‌گانه‌ی دین و حرکت جهادی. این شباهت‌ها می‌تواند توشه‌ی راه هر جهادگر مخلصی باشد که قدم در راه سفر جهادی می گذارد و در پی کسب رضایت الهی‌ست.

  • حسین غفاری
تابستان امسال به بهانه‌ی موج وبلاگی «صبر ریحانه‌ها» این نوشته را روی کاغذ نوشتم و مدت‌ها طول کشید تا پاکنویس شد.
آن موج وبلاگی آمد و رفت و تمام شد و من وقت نکردم این مطلب مفصل را برایشان ارسال کنم.
البته حالا هم خیلی دیر نشده. در ابتدای زمستان به استقبال تابستان آینده می‌رویم. هر چند که این موضوع در چهار فصل سال تازه است و مهم.
اگر حوصله‌ی خواندن یک نوشته‌ی طولانی و عجیب را دارید بسم‌الله.
  • حسین غفاری
برای دل نازک آرش می‌نویسم که در ینگه دنیا دلش به همین چند سطر خوش باشد.
خواسته بود که از تجربه‌ی یزد برایش بنویسم. به نظرش رفتن برای تحصیل به شهر و دیاری دیگر به عزم و اراده‌ی خویش و توقف چند ساله در آن‌جا چشیدنی‌های مشترکی دارد. ممکن است آن‌چه من از دست داده‌ام در انتظارش باشد و آن‌چه به دست آورده‌ام، در غفلت از کف‌ش برود. وعده داده بودم‌ش که از تجربه‌ی یزد بنویسم. هر چند که هزار وعده‌ی خوبان یکی وفا نکنند، اما من که از خوبان نیستم؛ لذا همین تأخیر چند ماهه هم جای عذرخواهی دارد!
  • حسین غفاری

نازنین‌ترین مداحِ مسجدِ ما، قصاب است؛ عاقله مردی چهل - چهل و پنج ساله.
بی هیچ آدابی و ترتیبی، عبا به دوش می‌اندازد و روی پله‌ی اولِ منبر می‌نشیند. با بسم‌الله شروع می‌کند و با والسلام تمام.
نه اولش «مجلس‌گرمی» می کند و نه آخرش «دعا و نفرین». بی‌حاشیه می‌آید و بی‌حاشیه می‌رود.
آقا باقر، قصاب است. خانه‌اش در حاشیه‌ی شهر است. تلفنی قربانی می‌گیرد. موردِ اعتمادِ اهلِ مسجد است.
تلفن می‌زنند مثلاً فلان هزار تومان نذرِ قربانی داریم؛ نصفش را می‌خواهیم، یا اصلاً نمی‌خواهیم. آقا باقر خودش گوسفند را زمین می‌زند، پاک می‌کند، تقسیم می‌کند و می‌برد حاشیه‌ی حاشیه‌ی شهر، بین آن‌ها که خودش می‌داند و می‌شناسد تقسیم می‌کند.
اگر صاحبِ نذر قسمتی از گوسفند را خواست (کله و پاچه یا دل و جگر یا ...) آقا باقر پشتِ وانتش می‌اندازد و درِ خانه تحویل می‌دهد؛ رایگان.
خیلی وقت‌ها خیال می‌کنم این چه جور قصابی است که برای قربانی، دستمزد نمی‌گیرد؟ خودش هم کمیته‌ی امداد است، هم پیکِ وانتی؟
باز یادم می‌افتد که نازنین‌ترین قصابِ محلِ ما، مداح است.

  • حسین غفاری

*
اگر پایین این نوشته را نگاه کنید، با زبان شیرین فارسی نوشته‌است: چهارشنبه، هفدهم خرداد هشتاد و پنج.
شصت و یک را که از هشتاد و پنج منها کنی، ‌می‌ماند بیست و چهار؛ و حالا یعنی که مطمئناً بیست و چهار سال در این دنیا نفس کشیده‌ام. بیست و چهار سالی که اگر هر سال را به یک ساعت تشبیه کنیم، از فردا وارد دومین روز زندگی‌ام خواهم شد.

  • حسین غفاری

اگه موبایل من برا روضه های غریبی خط نده؛
اگه «بنیامین» و «رضا صادقی» و «دی جی هلالی» و کوفت و زهرمار، جای خالی «صدای زینب» رو در این زمونه پر کنه؛
اگه «سینه زنی» جای «گریه کردن» رو بگیره؛
اگه وبلاگ جای…

  • حسین غفاری

چای، کالای گران‌بها و حساسی است. حمل و نقل چای از کارخانه‌های چای خشک کنی تا کارگاه‌های بسته‌بندی آن، در هر نقطه‌ای که باشد، در جعبه‌های چوبی خاصی انجام می‌شود. این جعبه‌ها که تقریباً مکعب مربع هستند، با ابعاد تقریبی نیم متر، دارای یک پوشش کنفی خارجی (گونی) و یک لفاف آلومنیومی داخلی هستند.
  • حسین غفاری
«ما چاق شده‌ایم.» و این جمله، اول و آخر آن چیزی است که با تو خواهم گفت: «ما چاق شده‌ایم.»
این سخن را منبعث از سلسله حوادث و رویدادهایی بدان که در ده سال اخیر شاهد بوده‌ام و امروز و به دلیل شرایط خاص اجتماعی سرزمینمان به صورت این تک جمله در من حلول کرده‌است: «ما چاق شده‌ایم.»
  • حسین غفاری