چرا تاریخ میخوانیم؟
به راستی ما چه از جان تاریخ میخواهیم؟ مگر نه اینکه گذشتهها گذشته و باید به فکر اکنون بود؟ زنده کردن نام گذشتگان چه سودی برای امروزمان دارد؟ تاریخ مگر چیزی بجز خاطرات خاک گرفته مردگان است؟ پس چرا تاریخ میخوانیم؟
شاید علتش آن است که گذشتهها کاملاً نگذشته. گذشتن گذشتهها، روزها و ماهها و سالیان، چیزی از خودش در روزگار ما باقی گذاشته که نمیتوان آن را نادیده گرفت. ردپایی از سالیان در روزگار ما هست که بودن و زیستنمان را معنا داده، نمیتوان بیخبر از سالیان بود و زندگی کرد.تاریخ سرگذشت سالیانیست که بر ما گذشته و ما خود جزئی از تاریخ آینده هستیم. آنچه بر امروز ما میگذرد، تاریخ آیندگان ماست. ما در میان این دو نقطه، در مرز باریک نامدگان و رفتگان، فرصت کوتاهی برای حضور داریم. مطالعه تاریخ، شرحی بر سرگذشت ما و درسی برای سرنوشت ماست.
تاریخ را میخوانیم تا تاریخ را بسازیم.



















