از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد
1.
وین عجب بین که پندارهای پراکنده‌ی‌مان هم پاره وقت گردیده است و خبری هم از پیام‌بری نیست. وین عجب دان تا بعد!
2.
«اسباب کشی» سومین عاملِ مهمِ رخدادِ بیماریِ افسردگی در جوامع صنعتی غربی است. (اولین و دومینش مرگ نزدیکان و طلاق است) و از شما چه پنهان، این مدتی که در وعده‌ی ما تأخیر افتاد درگیر کشیدن اسباب از اتاقی به اتاق دیگر بودیم در این مسافرخانه‌ی بزرگ.
دمِ آرش و حاجی (قب) گرم که به موقع به داد رسیدند. به هر حال جماعت وبلاگ‌نویس در همین‌گونه روزها باید به یادِ هم باشند. ان‌شاءالله به زودی زود، در شادیِ منظورِ نظر، جبران کنیم. آمین.

3.
بامزه نیست؟
سیلویِ راوی سر از کیهان درآورده است؟ بی‌مقدمه و مؤخره و توضیح و تشریح و حذف و اضافه.
بدین وسیله از همه‌ی خوانندگان آن روزنامه‌ی محترم به جهت تضییع وقت شریفشان با نوشته‌ای که اصلاً نمی‌دانستند به چه ‌منظوری، کجا، چرا، چگونه و با چه طول و تفصیلی نوشته شده است، عذرخواهی می کنم. راویان این صفحه تقریباً در این ماجرا نقشی نداشته‌اند.

4.
به همتِ یاور و مددکارِ ارجمند، برادر و رفیقِ شفیق، تکنوکراتِ فرزانه، جنابِ مقدم، تصویربرداریِ مستندِ روایتِ بشاگرد به مرحله‌ی امیدوارکننده‌ای رسیده‌است و با دعا و نذر و نیازِ دوستان ممکن است به زودی به پایان برسد.
این کار هم‌اکنون در مرحله‌ی یافتن تهیه کننده است! پیشاپیش از بذل توجه همه‌ی سروران گرامی سپاس‌گزارم.

5.
و پنج را برای دوستِ کم‌سالم می‌نویسم که در ابتدای سالِ تحصیلی، بی‌بهانه، از معلمش تشکر کرده‌است و چه خوب گفته‌است که: «تشکر کردن تا حدودی سخت است. اما به نظر من فقط گفتنِ آن سخت است
تشکر کردن کارِ ساده‌ای است. فقط گفتنِ آن سخت است. همیشه همین‌طور است:
برای آدم‌های پاک، برای آدم‌های خالص، همیشه گفتن چیزهای خوب از انجام دادنشان سخت‌تر است. برخلاف چیزهای بد که گفتنشان از انجام دادنشان ساده‌تر است.
پیا‌مبر هم چهل سال خوب بود. چهل سال خوبی کرد؛ به همه. بعد از چهل سال تازه به جایی رسید که گفتندش: بگو، بخوان، اقراء. تازه به جایی رسید که توانست خوبی‌ها را بگوید؛ همه‌ی خوبی ها را بگوید. شد قرآن: یعنی خواندنی: یعنی گفته شده.
امیرالمؤمنین هم خوب بود. از اول خوب بود. از کودکی در غارِ حرا تا نوجوانی در بسترِ پیامبر و جوانی در احد و خیبر. همه‌اش خوبی بود؛ خوبی می‌کرد. اما هر آن چه گفته‌است و نوشته‌اند از میان‌سالی‌اش است. جمعش کرده‌اند و اسمش را گذاشته اند: راهِ خوب گفتن: راهِ بلاغت: نهج البلاغه.
:::
برادرِ کوچکم که استعدادِ بزرگی در گفتن داری؛
«پیام‌بر» گشاینده‌ی هر بندی است و «معلم» اگر پیام‌بری بداند وظیفه‌اش گشودنِ بندهاست. معلمی که بند می‌نهد، معلمی نمی داند.
دعا می کنم و دعا کن که این رشته‌ی محبتِ زمینی، بندی و سدّی برای محبت های آسمانی نشود که فریبِ شیطان به ما بسیار قریب است.

6.
چرخ و فلک روزمرگی‌هایمان دوباره با جای اولش بازگشت و سالِ تحصیلی آغاز شد. این نوبت البته با ماهِ مبارکِ رمضان و همه‌ی امیدمان به همین است که بلکه برکتِ ماهِ مبارک این چرخ و فلک را به پرواز درآورد.
نوزدهمین سالِ تحصیلیِ تکرار شونده‌ی من فراز و نشیب‌های خاصی دارد که ممکن است به یادماندنی‌تر شود. حتماً دعا بفرمایید.

7.
این نوبتِ راوی، به یادِ گذشته ها، با شماره و روزمره بود. البته عفو می‌فرمایید.


گفتگوها (۱۱)

  • محمد امین
  • همین؟
  • زینب محمدزاده
  • سلام. امیدوارم نه تنها نوزدهمین سال تحصیلیتان که همه ی سال هایی که به دنبال دانش هستید برایتان سرشار از خاطرات خوب و موفقیت های بزرگ باشد. من هم در پانزدهمین سال تحصیلی ام هستم.
    دلتان شاد و تلاشتان پربار .
    قابلی نداشت . راستی ماه رمضون تموم شد . یه چیز هایی راجع به افطاری گفته بودی ؟؟؟؟
    آغاز فصل دیگری از شروع پیام بری ات مبارک ای پیام بر نیمه وقت!
    مستند بشاگردتان هر وقت آماده شد خبر کنید, شاید ما عافیت طلبان پشت جبهه را هم به جهاد ترغیب کند!
    دارد تمام می شود، به همین راحتی!
    آیا ماه رمضان دیگری هم هست برای ما؟!
    السّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَیْهِ قَبْلَ فَوْتِه // خداحافظ ای ماهی که پیش از آمدنت در آرزوى تو بودیم، و پیش از رفتنت از اندیشه فراقت محزونیم!..... دعای 45/صحیفه سجادیه....
  • علی نورمحمدی
  • نوزدهمین سال تحصیلی تکرار شونده ی شما، اولین سال تحصیلی پر اهمیت و جدید عده ای دیگر است و در همین زمان است که چرخ و فلک روزمرگی شما، چرخ و فلک روزمرگی عده ای دیگر را به پرواز در می آورد. به امید این که چرخ و فلک شما هم به پرواز در آید.
    معلمی گشودن بندهاست و چه خوب بندها گشوده شدند.
    مستند بشاگرد؟! خیلی باید جالب باشه! یه وقتی اگه کاری از دست ما ...
    مستند بشاگرد؟! خیلی باید جالب باشه! یه وقتی اگه کاری از دست ما ...
    من اگر چرخ روزگار درست می چرخید مستندساز می شدم! شاید هم شدم هنوز که دیر نیست ... اون کامنت قبلی رو هم من یه بار فرستادم چرا دوبار اومد الله اعلم! تازه با ده دقبقه تاخیر ...
  • مژگانبانو
  • احوال جناب سردبیر سابق؟
    سلام ما را خدمت آقای رئیس برسانید و بفرمایید خدایش بیامرزاد موازی را... حیف شد اما...
    خوشحالم که آن متن شما را هم به ورطه ی یادهای خوش انداخت.
    عید شما و خانواده ی محترم نیز مبارک.
    به روزم با میوه ممنوعه
    خوشحال میشم سر بزنید و نظر بدید.
    چندان ز بی وفایی تو شکوه سر کنم // تا نگذرد هوای تو یک روز در سری = مهرداد اوستا

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی