از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۱۳ مهر ۰۱

    ▪️سالروز شهادت حضرت ابی‌محمد، حسن بن علی بن محمد، ابن‌الرضا (علیه و علی آبائه السلام) بر شما تسلیت باد.

    ♨️در سال‌های اخیر تلاش‌های پراکنده‌ای برای بصری کردن وقایع تاریخی مقدس، با هدف ملموس ساختن موضوعات کهن برای نسل جوان و نوجوان رخ داده است. این تلاش‌ها که در شکل سنتی به ترسیم شمایل معصومان یا پرده‌نگاری‌های عاشورایی محدود می‌شد، با خلاقیت هنرمندان معاصر برای عبور از احتیاطات شرعی، به قله‌هایی همچون آثار حسن روح‌الامین ختم شده که کیفیت آثار، حس و حال اجرا و زاویه دید و روایت خاص او از وقایع، در این سال‌ها بسیار بازتاب یافته است.

    ⚠️مثل هر کار تازه‌ای، در کنار فرصت‌های این تصویرسازی‌ها، باید مراقب آسیب‌های احتمالی آن هم باشیم. مثلاً جانشین‌سازی یک تصور واحد از صحنه‌ای تاریخی به‌جای توسعه درک‌های متعدد از آن واقعه نزد مخاطبان با سطوح معرفتی مختلف؛ یا بسنده کردن به زاویه و عمق دید هنرمند در شناخت آن صحنه یا واقعه تاریخی. همچنین اگر در این میان خطایی هم در تصور یا تصویر هنرمند رخ بدهد، بعداً به سختی می‌توان آن را از ذهن مخاطب پاک کرد.

    🎨برای نمونه نگاهی به آخرین نقاشی دیجیتال 🖌️هنرمند وارسته و نازک‌خیال حسن روح‌الامین بیندازیم که به مناسبت هشتم ربیع‌الاول، صحنه‌ی نماز حضرت حجت ابن الحسن (عج) بر پیکر پدرشان امام حسن عسکری (ع) را در این روز ترسیم کرده است. طبق نقل تاریخی امام مهدی (عج) که در این هنگام کودکی پنج ساله بودند، عموی خود، جعفر بن علی (که بعدها به جعفر کذاب معروف شد) از اقامه نماز بر پیکر پدر کنار زدند و خود برای ایشان نماز اقامه کردند.

    🔍با دقت به این نقاشی نگاه کنید. جعفر بن علی در این نقاشی چند ساله به تصویر کشیده شده است؟
    ❓۵۰؟ ۶۰؟ ۷۰؟!
    💡این در حالی است که می‌دانیم امام حسن عسکری (ع) در سال ۲۶۰ ق. در ۲۸ سالگی به شهادت رسیده‌اند و جعفر اختلاف سنی جدی با ایشان نداشته و به احتمال قریب به یقین کوچکتر از امام بوده است.

    🤔در اینجا یک بی‌دقتی کوچک هنرمند نقاش، تصور مخاطب را از واقعیت تاریخی دگرگون می‌کند و فهم او را در این نقطه متوقف نگه می‌دارد. اینکه جعفر کذاب یک جوان بیست و چند ساله‌ی خام خیال و در سودای غصب زعامت شیعیان باشد فرق دارد با آن‌که او را پیرمردی مسن بدانیم که بر سنت عربی به عزای برادر ایستاده و در ظاهر میراث‌دار او بوده است.

    🚦فرایند «تصویری شدن» تاریخ مقدس، اگر از اساس قابل تردید نباشد، این قدر هست که باید با الزامات معرفتی فراوانی همراه شود تا رهزن نباشد.

    وَ لِلّٰهِ الْحَمْد

  • ۷ مرداد ۰۰

    نامه اعتراضی جمعی از شترداران و بازرگانان بغداد به جناب موسی بن جعفر، بزرگ طایفه علویان

    ای پسر پیغمبر خدا؛
    در میان بزرگان شهر بعد از انتشار شایعاتی درباره فرموده‌ی شما به جناب «صفوان بن مهران» آشوب و تشویشی در گرفته است.
    چنین روایت کرده‌اند که حضرتتان از مراوده اقتصادی جناب صفوان با خلیفه بزرگ و کدخدای مشرق زمین، جناب هارون الرشید ناخرسندید.
    آیا بغیر این است که زنده نگه داشتن دین جد شما به آباد بودن مملکت اسلامی و پایداری مناسک و شعائر الهی میسر است؟
    آیا در این دوران طلایی حکومت بنی‌عباس که از چین و هند تا دروازه‌های بیزانس تحت سلطه‌ی خلافت اسلامی قرار دارد، حرکت یکتا امپراطور مقتدر مسلمانان به قصد انجام اعمال حج، چیزی بجز مجد و عظمت اسلام را نوید می‌دهد؟
    آیا به این فکر کرده‌اید که اگر عملی خداپسندانه مثل «کمک به یک مسلمان برای انجام حج» را تعبیر به «مشارکت در بقای ظالم» بفرمایید، آن وقت تکلیف این همه تاجر و بازرگان و کاسب خرده‌پا که هر روز امیدوار به مراوده تجاری با دستگاه ثروتمند و باشکوه خلافت هستند چه می‌شود؟ آیا شما جواب زن و بچه‌های مظلوم آن‌ها را می‌دهید اگر با امتناع از داد و ستد با دربار شب‌ها سر گرسنه بر بالین بگذارند؟
    شما که پسر پیغمبر و محترم در میان مردمان هستید آیا نترسیدید که اگر جناب صفوان، که از شترداران خوش‌نام و مشهور هستند، از همکاری با خلیفه امتناع کنند چه بر سرشان می‌آید؟
    از حضرتتان انتظار زمان‌شناسی بیشتری داشتیم تا در این ایام که سپاهیان اسلام در مرزهای روم با کفار در حال مبارزه هستند، چنین تزلزلی در پشت جبهه‌ها ایجاد نفرمایید.
    در هر صورت صنف شترداران و بازرگانان بغداد که جمع کثیری از مردم و کسبه محترم را نمایندگی می‌کند از عمل به این توصیه جنابعالی معذور است و امیدواریم که بدبینی به خلیفه بزرگ را کنار بگذارید و اتحاد مسلمانان را خدشه دار نفرمایید.

    والسلام
    مردادماه۱۴۰۰

    پ.ن:
    داستان مشهور «صفوان جمال»

  • ۱۱ فروردين ۰۰

    متأسفانه در جدل غیرخردمندانه و کاملاً سیاسی این روزها، وظیفه مستقیم دولت در آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای نادیده انگاشته می‌شود.
    هر چند که این نکته قابل تأیید است که آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای حتما باید هسته خانواده را هدف قرار بدهد؛ اما برای اعمال صحیح تربیت رسانه‌ای، خانواده به سه چیز نیاز دارد: آموزش، ابزار و پشتیبانی؛ که هر سه هم موکول به اراده‌ی جدی دولت است.

    دولت جمهوری اسلامی چه وظایفی در تربیت رسانه‌ای دارد؟

    الف) آموزش: شامل طیف گسترده‌ای از آموزش‌ها از سطح دانش تا بینش و گرایش و کنش
    ب) ابزار: مثل اینترنت سما، درگاه‌های ویژه کودک و نوجوان، سامانه‌های هدایت مصرف رسانه و ...
    ج) پشتیبانی: مقررات‌گذاری به نفع تربیت (مثل همان ماجرای اینترنت شبانه و ...)

    البته با فرض زندگی در دوران طاغوت،‌ و بدون محقق شدن هیچ یک از موارد سه گانه بالا، هرگز مسئولیت تربیت از گرده خانواده رفع نمی‌شود. فقط ما به ازای ناتوانی خانواده‌ها در تربیت فرزندان، بر شدت درجه آتش جهنم بر طاغوت و طاغوتیان افزوده خواهد شد!

  • ۲۸ مهر ۹۹

    از «مومو» خوشم آمد.
    حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

    مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
    در را به روی غریبه باز نکنید؛
    شماره غریبه را مسدود کنید؛
    پیام غریبه را جواب ندهید.

    سخت است؟

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۳۷ مطلب با نشانه «خرده ادراکات» ثبت شده است

وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


«سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
«سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • حسین غفاری

علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
«مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

  • حسین غفاری

وقتی از «سیم‌کش وقیح» حرف می‌زنیم از چه موجودی سخن می‌گوییم؟

دار و دسته‌ی دغلکار و حقه‌بازی که برای تضمین منافع شرکایشان از «سیم‌کارت کودک» و «کودک آنلاین» و «سواد رسانه» حرف می‌زنند؛ ولی در محدوده‌ی وظایفشان از ایجاد «سیم‌کارت پاک» هم عاجزند.
*
از دشمنان برند شکایت به دوستان؛
چون دوست دشمن است، شکایت کجا بریم؟

  • حسین غفاری

برخی دوستان از یادداشت دیروز من درباره گونه‌ی تازه به دوران رسیده‌ی «سیم‌کش وقیح» تعجب و تحیر کردند.

باید بگویم تا این نمودار «نمایی از مالکیت در صنعت مخابرات ایران» را خوب ندیده‌اید و عناصر فعال در آن را از نزدیک درک نکرده‌اید به شما حق می‌دهم تعجب کنید.
البته بعدش تقاضا دارم به این بنده‌ی کم‌ترین هم حق بدهید!

  • حسین غفاری

در تبارشناسی سیم‌کش‌ها بعد از مشاهده‌ی انواع کم‌خطر «سیم‌کش احمق» و نمونه‌های خطرناک «سیم‌کش خبیث»، چشممان به جمال گونه‌ی حیرت‌انگیز «سیم‌کش وقیح» هم روشن شد الحمدلله.
برادران به سرعت در حال پایین آمدن از نردبان «تکامل انواع» مرحوم مغفور چارلز داروین هستند.
خدا به کودکان ما رحم فرماید؛ آمین!

  • حسین غفاری

اگر بخواهیم طرح آموزش سواد رسانه‌ای را در دبستان برای بچه‌ها و والدین اجرا کنیم چه سرفصل‌هایی را باید لحاظ کنیم؟

  • برای ارتقای سطح سوادرسانه‌ای بچه‌ها باید از معلمان شروع کنید. پس اگر قرار است مجموعه برنامه‌هایی ترتیب بدهید اول برای معلمان، سپس برای والدین و در انتها برای خود بچه‌ها برنامه‌ریزی کنید.
  • برای جاری کردن آموزه‌های سوادرسانه‌ای در مدرسه -مخصوصاً دبستان- حتی المقدور از ورود مستقیم به موضوع اجتناب کنید. بهترین کار رفتن به سمت برنامه‌های تلفیقی است. مثلاً انجام یک فعالیت آموزنده سوادرسانه در قالب ادبیات، علوم یا ریاضی و ورزش.
  • از آن جا که پایه‌ای ترین مهارت سوادرسانه، موضوع آداب مصرف رسانه است، مدرسه باید یک نظام‌نامه‌ی رسمی و جدی در خصوص آداب مصرف برای خودش بنویسد و در تمامی ساحت‌های مدرسه به اجرا بگذارد.
  • برای آموزش تفکر انتقادی هم باید از منطق شروع کرد و تفکر منطقی. این کار از طریق داستان‌گویی هدفمند، اندیشه در فیلم، هندسه بدون بعد و فعالیت‌های گروهی پرورشی میسر است.
  • حسین غفاری

آن‌چه در جهان پیرامون ما وجود دارد یا «واقعیت عینی» و یا «حقیقت ذهنی» است. کار رسانه اما حمل «روایت» است.
اگر جهان را از دریچه‌ی رسانه‌ها ببینیم، آن‌گاه مقدم بر «واقعیت/حقیقت» باید از «روایت» عبور کنیم و «روایت» منحصراً برساخته‌ی رسانه‌هاست.
تفکر نقادانه در پی دستیابی به «واقعیت/حقیقت» می‌بایست ابتدا از پس اعتبارسنجی «روایت» بر بیاید و سپس به محک زدن صدق و کذب «واقعیت/حقیقت» بپردازد.
از سوی دیگر، پیام‌بران و پیام‌رسانان، علاوه بر تسلط علمی بر «واقعیت/حقیقت» می‌بایست به فنون «روایت» هم تسلط عملی داشته باشند.
*
«روایت» از جنس زبان است و «زبان» عین «قدرت» است. آن که «روایت» داند، «قدرت» دارد.

  • حسین غفاری

اگر برای اعمال محدودیت‌های دسترسی توصیه شده توسط نظام‌های رده‌بندی سنی محصولات فرهنگی (رده‌بندی فیلم‌های سینمایی، برنامه‌های تلویزیونی، بازی‌های ویدیویی، شبکه‌های اجتماعی) هیچ روش سخت و اطمینان‌آوری وجود نداشته باشد، آیا باز هم رده‌بندی‌کردن و اعلام آن به مخاطب می‌تواند فوایدی داشته باشد؟
بله؛ با در نظر گرفتن همه‌ی موانع در اعلام و اعمال این رده‌بندی‌ها، حداقل این سه فایده برای رده‌بندی قابل تصور است:

  1. دستیاری و مشاوره به والدینی که بر مصارف فرهنگی و رسانه‌ای فرزندان خود اعمال نظارت و مدیریت دارند.
  2. دستیاری و مشاوره به کودکان، نوجوانان و جوانانی که با خودآگاهی و عقلانیت، سبد مصرف رسانه‌ای خویش را مدیریت می‌کنند.
  3. رفع بخش عمده‌ی مسئولیت مدنی از ذمه‌ی تولیدکنندگان محصولات در مقابل حوادث و شکایات احتمالی ناشی از سوءمصرف محصولات فرهنگی.
  • حسین غفاری

یک برنامک جامع مثل «روبیکا» که خدمات و حتی بخش عمده‌ی پهنای باند مصرفی کاربران را به رایگان فراهم کرده‌است، چه فرصت‌هایی برای درآمدزایی دارد؟

  1. جذب تبلیغات از شرکت‌ها و مؤسسات تجاری و نمایش مستقیم آن به کاربر
  2. جلب اعتماد شرکت‌ها و مؤسسات تجاری و عقد قرارداد برای تبلیغ غیرمستقیم آن‌ها در لابلای سبد محصولات مصرفی کاربر
  3. دریافت حق‌السهم از حضور شرکت‌ها و مؤسسات تجاری در فضای کاربری خود (مبلغ ثابت یا مشارکت در درآمد)
  4. دریافت حق‌السهم از شرکت‌های ارائه‌کننده خدمات زیرساخت و پهنای باند و تلفن همراه
  5. دریافت حق عضویت از کاربران برای دسترسی و مصرف بخش‌های خاصی از محتوای موجود
  6. دریافت حمایت‌های دولتی در ازای ارائه‌ی خدمات باکیفیت در زمینه‌های خاص به کاربران
  7. جمع‌آوری داده‌های کلان از رفتار کاربران و انجام خدمات داده‌کاوی و فروش داده‌های خام یا پردازش شده به شرکت‌ها، نهادها و ...
  8. افزایش روزافزون تعداد اعضا و کاربران و در نتیجه افزایش ارزش نمانام تجاری آن (غیرمستقیم)
  • حسین غفاری

از اوایل دهه‌ی نود که زمزمه‌ی «سواد رسانه‌ای» در محافل علمی و رسانه‌ای ایران پیچید تا امروز که این موضوع برای خودش «انجمن ملی» و «همایش رسمی» و «کتاب درسی» هم دارد، گیجمان مفرطی در آموزه‌ها و توصیه‌ها و روش‌های آموزشی آن وجود دارد. بدتر آن که صاحبان نظر و سخن و قلم هم در این زمینه متفرقند و هر کسی از گوشه‌ای ندایی سر می‌دهد. از بالا که نگاه می‌کنی معلوم است که با دو گروه عمده طرف هستی: «گمراهان» و «در راه ماندگان»
«گمراهان» طایفه‌ای خوش‌خیال، اطواری و پایان‌نامه به بغل که به خیالشان «با سواد سواد گفتن دهان کسی شیرین خواهد شد» و -حتی از این مسخره‌تر- می‌پندارند که با درخشیدن ستاره‌ی سواد رسانه‌ای در آسمان دانش و فرهنگ ایران، چالش خانواده‌ها و فرزندانشان با رسانه‌ها مدیریت (!) خواهد شد. تعریفشان از سواد رسانه‌ای «ترجمه‌ای» است و شناختشان از رسانه‌ها «ترجمه‌ای» است و فهمشان از تربیت «ترجمه‌ای» است و تصورشان از موفقیت نیز «ترجمه‌ای» است. و گویی درباره‌ی اینان فرمود: «ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ»... بلند آواز و میان‌تهی.
«در راه ماندگان» اما «ترجمه‌ای» نیستند. هر چند با طناب پوسیده‌ی «گمراهان» مدتی به چاه ویل «سواد رسانه‌ای ترجمه‌ای» فرو رفته‌اند؛ اما در میانه‌ی راه دریافته‌اند که «بر قبری می‌گریند که مُرده‌ای در آن نیست». پس با اندک بضاعتی که داشته‌اند بر روی «مسأله‌ی اصلی» و نه «راه‌حل جعلی» تمرکز کرده‌اند و «همچنین هر یک به جزوی که رسید / فهم آن می‌کرد هرجا می‌شنید / از نظرگه گفتشان شد مختلف / آن یکی دالش لقب داد این الف» که فرمود: «به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک»
*
برای در امان ماندن از قیل و قال «گمراهان» امروز بیش از هر زمان دیگر به یک نقشه‌ی راه جامع برای مواجهه با چالش‌های تربیتی رسانه‌های نوین نیاز داریم. نقشه‌ای که نام آن «سواد رسانه‌ای» نخواهد بود؛ چون نمی‌تواند «ترجمه‌ای» باشد.
پس ای «در راه ماندگان»؛ متحد شوید!

  • حسین غفاری

مدت‌هاست که یک سؤال مهم از سؤالات امتحان الهی در آخرالزمان پیش روی همه‌ی ما قرار داده شده که پاسخ به آن لاجرم و ناگزیر است. اما ما هر بار به بهانه‌ای پاسخ را به تأخیر می‌اندازیم و زمانی دیگر دوباره با آن مواجه می‌شویم. آن سؤال این است: «ما تقول فی الاسرائیل؟»
هر روز در این زندگی‌های رسانه‌زده بارها با انتخاب‌های ساده‌ی سختی مواجه می‌شویم و معمولاً ملاک اصلی ما در این انتخاب‌ها، حل معادله‌ی دو مجهولی هزینه-فایده است: «آیا این ابزار را بخرم؟»، «آیا این نرم‌افزار را بارگیری کنم؟»، «آیا عضو این رسانه‌ی اجتماعی بشوم؟»، «آیا برای خرید این محتوا هزینه کنم؟». چشم خاکی ما هم آن چه می‌بیند هزینه‌های مادی و فایده‌های نفسانی است.
یقیناً پاسخ به موقع و درست به آن سؤال الهی، راهگشای ما در این انتخاب‌های ساده‌ی سخت خواهد بود. چاره‌ای نیست؛ باید رودربایستی را کنار بگذاریم و زودتر پاسخ بدهیم: ما تقول فی الاسرائیل؟
*
مرگ بر نکبت
مرگ بر اسراییل

  • حسین غفاری

از کجا می‌دانیم که «یزید»، «زیبا» نبوده است؟
چرا مطمئن هستیم که «معاویه» اگر امروز با عبا و قبا و دستار و محاسن و جلال و جبروت چهارده قرن پیش به روی منبر برود، ظاهری «زیبا» و فریبنده نخواهد داشت؟
متأسفانه در ضمیر رسانه‌زده‌ی ما همنشینی دو مفهوم «زیبا» و «خوب» کاملاً تثبیت شده است. از این بدتر انتظار ذهنی ما از مفهوم «زیبا» به کلیشه‌های هالیوودی از زیبایی عادت داده شده است. پس طبیعی است که مثلاً آدم‌های سیاسی برای «خوب» جلوه کردن خود را آرایش کنند و طبیعی است که چهره‌ی «زیبا»ی یک ورزشکار بر ناکامی‌های حرفه‌ای‌اش سایه بیندازد.
و لاجرم در آخرالزمان باید برای شکستن پیوند نامبارک ذهنی «زیبا-خوب» مجاهدت‌ها کرد.

  • حسین غفاری
به بیان ساده، همه‌ی آن چه ما از خودمان روی وب می‌گذاریم -فارغ از بستر دسترسی و سکوی ارتباطی- به دو بخش تقسیم می‌شود:
الف) اطلاعات عمومیِ افشا شده
ب) اطلاعات عمومیِ افشا نشده
تکلیف دسته‌ی اول که معلوم است. اما دسته‌ی دوم هم بنا به دلایلی مثل: «درخواست خودمان»، «هک کور»، «هک هدفمند»، «میل خدمات دهنده» و ... هر لحظه در معرض افشا شدن قرار دارد.
با این حساب احتمالاً رفتار معقول آن است که وب را بستر نگهداری، انتقال یا انتشار هیچ‌گونه «اطلاعات خصوصی» ندانیم.
سرِ چشمه باید گرفتن به بیل...
  • حسین غفاری
مهم‌ترین پدیده‌های رسانه‌ای حول پایتخت۵:
- تولید و پخش اولین دنباله‌ی پنجم بر یک مجموعه‌ی تلویزیونی در تاریخ پنجاه ساله‌ی تلویزیون ملی ایران (موفقیت در: اعتبار بخشی عمومی به یک جهان داستانی، ثبات مدیریت تولید، حفظ متداوم کیفیت تولید، مدیریت حاشیه‌ها و ...)
- برقراری اتصال کامل بین رسانه‌ی یک‌طرفه تلویزیون و رسانه دو طرفه وب (واکنش‌های قدم به قدم عوامل و مخاطبان در بازه‌ی زمانی پخش)
- تبدیل گفتمان «جستجوی فرستنده پیام» به یک گفتمان عمومی (حمایت مالی اوج از پایتخت۵ و انتظارات دو طرف از اثر این مداخله‌ی مالی در نتیجه‌ی کار)
- اولین و تکان‌دهنده‌ترین نشت جهان داستان به آگهی‌های بازرگانی در تاریخ تلویزیون ملی ایران (روبیکا زیر لحاف نقی و ارسطو)
  • حسین غفاری

بعد از انفجار «بمب‌های خبری» باید منتظر دو اتفاق باشیم:
- بازار داغ شایعات: ابهامات، دل‌نگرانی‌ها و نیازهای روانی مخاطبان انبوه، کششی فوق‌العاده در بازار شایعات ایجاد می‌کند. به نحوی که آمار تولید و توزیع شایعات پیرامون موضوع بمب خبری به شدت افزایش می‌یابد.
- باز تولید جریان‌های رایج رسانه‌ای: توجه افکار عمومی به موضوع بمب خبری فرصتی ایجاد می‌کند تا جریان‌های رایج خبری خود را در آینه‌ی بمب خبری بازتولید کنند. درگیری‌های حزبی، طرفداران و مخالفان یک موضوع، سلبرتی‌ها و دلقک‌ها، همه و همه خودشان را به رودخانه‌ی بمب خبری می‌اندازند تا بیشتر دیده شوند.

  • حسین غفاری