از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • ۱۶ دی ۹۷

    علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

    مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
    معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

    چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
    «مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

    زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها
 پاره هایی از یک نامه‌ی طولانی
 آن چه در ذیل می آورم بخشی از مکاتبه ی دوستانه ای است با برادری عزیز که البته هنوز جوابی از او نگرفته ام. مباحث مطرح شده تا حد زیادی عمومیت دارد و فکر می کنم برای همه ما قابل استفاده باشد.
اگر خواندید و نظری داشتید حتما برایمان ذکر کنید. خدا عاقبت همه ی ما و شما را ختم به خیر کناد!

...

تن های مقاوم در آب رود آب دیده می شوند، نه خزینه حمام.
اگر ابوذر در روزهای سخت مکه کتک نخورده بود هیچ گاه جرات پیدا نمی کرد با شجاعت تمام آن استخوان شتر را در محضر خلیفه بر سر کعب الاحبار خرد کند. شما ابوذر نباشید. اما ابوذر بودن همیشه هم بد نیست.
شراب هم وقتی حرام شد، همه اش حرام شد. نه کم و زیادش. تدریجی بودن اعلام حکم حرمت شراب تأثیری بر شدت و حدت آن ندارد. تدریجی بودن ابلاغ، تأثیری در ذات حکم نمی گذارد. جهت‌گیری همه آن مباحث ناسخ و منسوخ قرآن، تحریم شراب است. این نکته را گفتم که در بحث اصلی (موسیقی) استفاده کنم.
فرموده بودید: خیلی چیزها در سنت نداریم. اما این دلیل بر حرام بودن آنها نمی شود. راست گفتید. همین رادیو و تلویزیون و اینترنت و سینما و ... اصلا امکان بودن در سنت پیامبر را نداشته اند و می بینیم که ذاتا هم حرام نیستند. اما اگر شما از این عبارت می خواهید عدم حرمت موسیقی را نتیجه بگیرید که حتما خودتان می دانید غیر ممکن است: اینکه بعضی چیزها که در سنت نبوده اند حرام نیستند نتیجه نمی دهد هر چیز که در سنت نبود حرام نیست.
شما در هیچ کجای مرقومه مبارکه استدلال و برهانی مبنی بر مفید فایده بودن موسیقی در دین مبین اسلام نیاورده اید و نمی‌دانم، شاید این مطلب از نظر شما بدیهی است. اما باید عرض کنم که برای بنده این چنین نیست و دوست دارم حتما مدارک و دلیل های شما را بدانم. مقوله موسیقی مثل سینما و... نیست که محصول یک تکنولوژی برتر باشد و در صدر اسلام اساسا وجود نداشته و مردم با آن بیگانه بوده باشند. چرا ما در هیچ کجای قرآن، و همه دویست و پنجاه سال سلسله احادیث معصومین که تفسیر قرآن و تعلیم مبانی دینی را در بر می گیرد هیچ اشاره مثبتی به امر موسیقی نداریم؟ (اگر داریم دوست دارم بدانم)

یک جواب ممکن است این باشد که در آن زمان موسیقی اسلامی (!) نداشته ایم. یعنی تلقی مردم از موسیقی تنها یک چیز بوده و آن همان مباحث غنا و مجالس لهو و لعب و ... است. این واقعا خیلی تأمل برانگیز است. چرا در میان آن همه شاگرد امام صادق علیه السلام هیچ کدام به فکر تدوین و تولید موسیقی مناسب حال و مفید برای نشر اسلام و القای شادی و نشاط و هزار جور چیز دیگر به جامعه مسلمین نبوده است؟ در میان آنان از مخترعین و  دانشمندان علوم غریبه تا مباحث پزشکی و شیمی و نجوم و ... وجود دارد. چرا واقعا قدمای ما این چنین از موسیقی پرهیز می کرده اند؟ به نظر شما یک جای کار نمی لنگد؟

یک جواب دیگر هم می تواند این باشد که در آن زمان موسیقی در سطح جامعه وجود نداشته است. آن موسقی که الان در ذهن بنده و شما هست که مردم می فهمیدند و در سطح جامعه بوده نهایتا تک نوازی نی یا شیپور و طبل و این جور چیزهاست و حتما در ذهنمان ارکستر و دسته موسیقی و... نیست. این چیزها مخصوص طبقه شاهان و اشراف بوده است که همواره در کنار آن مباحث دیگر از جمله شراب و زن نیز مطرح بوده و هنرمندان موسیقیدان ازمنه قدیم به مطربان درگاه شاهنشاهی و مغنیان بزم‌های آنچنانی شبانه محدود می شده اند.

واقعا باید این مسئله را با خودمان حل کنیم که چرا اسلام هیچ رویکرد مثبتی به موسیقی (به معنای صدایی که از آلات و سازهای مخصوص در می آید) نداشته است؟ چون در صد و پنجاه سال اخیر و بعد از ایجاد جریان روشنفکری غرب زده کم کم پای موسیقی به معنی ارکستراسیون و نت و ... به محافل خصوصی و عمومی مردم باز شد که دلیل نمی شود موسیقی و شعر ایرانی کاملا به هم عجین شده باشد. شما با مطرح کردن بحث موسیقی در شعر وارد در بحری عمیق شدید که باید نظر کارشناسی داد و نمی توان به طور سطحی از آن گذشت. شما که تصور نمی کنید حافظ یا سعدی برای شعر گفتنش از آهنگساز و این جور افراد کمک می گرفته است که می فرمایید موسیقی و شعر ایرانی به هم عجین شده است؟ یحتمل خواننده خوش ذوق ما از فرط تناسب در اشعار این حضرات به سراغ آن می رود و موسیقی خود را متناسب با الحان شعر تنظیم می کند. اصالت و استواری شعر بی نیاز از خواننده و چهچهه و تار و قیچک و کمانچه است. اگر که این طور نباشد که اصلا شعر یعنی چه. همان آهنگ را بنوازید و رویش دکلمه بخوانید. چه فرقی می کند؟
اصلا بنده با عبارت خواننده سنتی و موسیقی سنتی مشکل دارم. این «سنتی» یعنی چه؟ شما به چه چیز سنت می گویید؟ هر چیز که –ظاهرا-  از غرب نیامده باشد سنت است؟ و هر چیز که سنت بود پس خوب است؟ این عبارت سنت سپر مدافعی است در جلوی همه ی منتقدان که اگر بخواهید با چیزی در بیافتید سنت ها زیر سوال می رود و سنت ها چون مال خودمان است پس خوب است و اصیل است و ...
برای بنده و جنابعالی خیلی افت دارد که سر خودمان را با توجیهاتی اینچنین گول بمالیم. برادر من! اگر این طور است که پس حکم به مجاز بودن تشکیل حرمسرا و بساط قمار و شراب و برده داری و ... هم بدهید. مگر اینها در سنت آبا و اجداد ما نیست؟ شما بگردید هر جا که موسیقی را در حافظه تاریخی ملت ما یافتید اگر یکی از این موارد را نیافتید آن وقت حکم به براعت موسیقی بدهید. به صرف اسم سنتی داشتن که چیزی حلال شرعی نمی شود. مدام به خودمان یادآوری کنیم که ما اول مسلمانیم و بعد ایرانی. این تأکید به مذاق خیلی ها خوش نمی آید. اما مگر ملاک ما برای زندگی کردن همین خیلی ها هستند؟ پس خدا کجای این معادله قرار می گیرد؟ اینجاست که باید جرأت کرد و ابوذر بود. ما باید ابتدا رودربایستی را با خودمان و سپس با دیگران کنار بگذاریم و عمیقا بپذیریم که...
 
پرت افتادیم. برادر من! فرموده بودید چون خواننده سنتی اگر بخواهد به سراغ شعری برود به سراغ حافظ و سعدی و مولوی می رود پس موسیقی سنتی تعالی بخش است. معذرت می خواهم. اصلا چه ربطی دارد؟

اولا که امروزه روز خواننده سنتی اصلا ملاحظه بنده و شما را نمی کند و دستش برسد رهی معیری و معینی کرمانشاهی و فریدون مشیری و طاهره قره العین هم می خواند. نمی گویم شعر این شاعران بد است. اما مطمئنا منظور مورد نظر شما از آن مستفاد نمی شود.
ثانیا حالا مگر هر شعری که سعدی و حافظ و ... گفته است می تواند ما را متعالی کند؟ چه کسی همچین استدلالی را می پذیرد؟ شعر مگر وقتی با فهم نباشد بجز کلمات با وزن و قافیه موهوم و فاقد معناست؟ و شاعر اگر به دنبال رساندن مفهوم نباشد مگر بجز ماشین وزن و قافیه است؟
هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد
راه بیافتید پیش در و همسایه و دوست و آشنا. اگر یک نفر فهمید این بیت چه معنایی دارد؟ اصلا بر چه مفهوم متعالی اشارت دارد؟ فهمیدن حافظ و مولوی و.. مگر اینقدر ساده و دبستانی است که اگر یک نفر آن را چهچهه بزند پس مفاهیم متعالی منتشر شده است؟ انصافا در این یک مورد مخاطب را مد نظر بگیرید.

ثالثا تازه این بحث شعر است. چه کسی تضمین کرده که اگر شعر زیبا و روح افزای حافظ و سعدی با موسیقی در آمیخت بهتر منتشر می شود؟ چه کسی تأیید می کند که موسیقی کمکی به فهماندن معنای این اشعار می کند؟ اصلا مگر موسیقی می تواند؟ مگر ساحت موسیقی ساحت تعلیم و تربیت است؟ ساحت موسیقی حس و عوالم خیال است و زهی خیال محال که بتواند قدمی به عقل نزدیک شود.

باید حتما در این جا یک شبهه بزرگ را بر طرف کنم:
آیا موسیقی ایجاد معنویت می کند؟
جواب: لا والله. اشتباهی که ما مرتکب می شویم این است که معنویت را تنزل می دهیم و با احساسات یکی می دانیم. چون خود ما در حال و هوای مذهبی و اسلامی تنفس می کنیم و به علت درگیر شدن با ظواهر و مادیات بعضا از روح و نفس خود فاصله می گیریم، هر گاه نغمه موسیقی یا آوازی می شنویم احساساتمان به غلیان آمده و آن روح واقعی که در ضمیرمان پنهان است آشکار می‌شود. چون ضمیر ما (ان شاء الله) پاک است و خداجو، آنگاه که ناخودآگاه به آن رجوع می کنیم باعث تعالی و معنویت می شود. اما ما اشتباه می کنیم و این تحصیل معنویت را به موسیقی نسبت می دهیم. موسیقی صرفا تحریک کننده احساسات است. آنها که ضمیر پاکی ندارد عمرا از شنیدن کاست شب، سکوت، کویر شجریان به پشیزی از معنویت نمی رسند. وقتی احساساتشان تحریک شد مستقیما سراغ همان آلودگی هایی می رود که تا آن لحظه به علت درگیری با مسائل مادی به فراموشی سپرده شده بود...

 یاعلیش
  • ۸۳/۰۷/۱۳
  • حسین غفاری

مرتضی و ما

موسیقی

هنر

گفتگوها (۲۳)

  • وبلاگ نویسان حزب الله
  • بسم رب المهدی .. هدیه به پیشگاهش شاخه ای گل نرگس (خادمون المهدی منتظر شماست)ملتمس دعا و یا حق ببینم این اول شدن جایزه نداره ؟
    بسم الله . برادر عزیزززززز ! بنده هم صاد را می خوانم و هم مهرآب را ! اما آخر خودت آمده ای سیستم کامنت دیه را در صاد خنثی! فرموده ای ! شمارنده هم که از سر اخلاص ، خلاص ! خوب معلوم است که ... ! بشدت التماس دعا. ضمنا از امضاء هوالمحمود مطلب کمتر می بینیم ! بگو که بنویسد و  ما بخوانیم .
    ... التماس دعا ...
  • احسان (سکوتنامه)
  • سلام. با کلیت امر مشکلی ندارم. اما نکته‌ای هم هست که نباید در قیاس بین حال و صدر اسلام و یا مقایسه احکام جاریه کنونی و سنت از نظر دور بماند. آنهم اینست که اساسا در آن دوره مفهوم رسانه به معنای تخصصی کنونی اصلا وجود نداشته‌است. شاید بر این اساس بوده که در میان روایات و اخبار به قول شما دید مثبتی به موسیقی وجود ندارد. بنابر این دادن فتوا به حرمت مطلق موسیقی محل اشکال و بحث است. چه اگر اینگونه باشد٬ بطور مثال همین نوای سیمرغ «مرتضی و ما» هم معطل به استفتا می‌مانَد.
    ...۳- شکی نیست که موسیقی ، در حال حاضر ، یکی از ابزارهای مهم تولیدات رسانه ای است. استفاده از بخشهای مباح آن در راستای اهداف متعالی امری رد شده نیست . باتوجه به استکبار رسانه ای حاکم بر دنیا استفاده از این ابزار نه بذات بلکه بلعرض ضرورت می یابد. اما مجددا تاکید می شود این موضوع موجب اطلاق قید ::حلیت:: یا :: استحباب :: نیست . مثلا - باوجود تفاوت وضعیت مثال - اگر کشتن دشمن واجب بود این موجب حلیت یا استحباب بذات باب قتل نیست بلکه بالعرض کاربرد آن در این وضعیت خاص را حکم می کند چنانچه قتل اسیر از دشمن نیز بطور عادی مجوز شرعی ندارد.
    ۴- در خصوص موضوع وارد کردن عنوان حرمت بر کلیت باب موسیقی محل اشکال است . تا آنجا که بنده می دانم کلیت کامل موسیقی از طوی هیچ یک از مراجع حرام اطلاقی نیست. بلکه مانند شیئی است که پس از زدودن تمامی آلایشها برای بعضی مصارف قابل کاربرد است. اما همانطور که ذکر شد ، حکم کلی موسیقی فقط ، حرام ، نیست. بخش زیادی از موسیقی در حوزه حرمت قرار دارد. و مابقی در حوزه مکروهات و بخش دیگری - اقل آن - در حوزه مباحات . مسئله را روشن ببینیم . موسیقی ، روزه شک دار است که اگر اشکال داشته باشد گرفتن آن حرام است ! - با عرض معذرت محضر ماه مبارک رمضان از قیاس روزه با موسیقی - مسئله بسیار روشن می نمایاند .
    ...۵- آنچه که هست ،‌اینکه این جمله :::اساسا در آن دوره مفهوم رسانه به معنای تخصصی کنونی اصلا وجود نداشته‌است. شاید بر این اساس بوده که در میان روایات و اخبار به قول شما دید مثبتی به موسیقی وجود ندارد:: فاقد دخل مستقیم به موضوع است. احکام اسلام احکامی جهان شمول و فاقد تاریخ مصرف زمانی هستند و بخشی از این احکام دارای متغیرهایی هستند که با مقداردهی های تاریخی و زمانی و مکانی از خود انعطاف نشان می دهند . عصری کردن احکام امری پسندیده نیست. مضاف بر آنکه وضعیت فعلی  موسیقی در مابقی جهان بغیر از ایران آنچنان تفاوتی با دوران جاهلیت ندارد. آنچنان که آنزمان مطرب وساقی و دلبر و ... با هم معنا پیدا می کردند دنسای غرب نیز بر امتزاج آنها با هم ، افزوده است. البته می دانید که در ایران و مابقی جهان اسلام هم این نوع رفتار با موسیقی بر رفتار دینی با موسیقی غلبه دارد.
    و اما آخر اینکه ولایت تکنیک را قبول نکنیم . حالا می پرسمی آیا سینما مستحب است یا واجب ؟ من عرض می کنم این سیستم بررسی موضوعات سیستم صحیحی نیست. در هر صورت ، حتی اگر در وبلاگ مرتضی و ما هم از هنر - موسیقی - که هنر کارش دمیدن روح تعهد در جان انسانها است - برای اهداف متعالی بهره گیری می شود این موجب پذیرش ولایت تکنیک یا حداقل قائل شدن به حوزه حلیت برای آن نیست. هرچه فکر می کنم موضوع را روشن می بینم . انشاء الله برای دوستان نیز اینگونه باشد. نارسایی اگر در کلام بود از این بضاعت اندک بنده بود . یا علی .
    نمی دانم این عادت غریب چیست که وقتی می خواهم به صاد یا نغمه های داوودی یا کوچه مدرسه حجتیه بروم باید بیایم  واز گذر مرتضی و ما رد شوم؟
    بسم الله . صالح جان . صفحه پاسداران را با مطلب مهمی در خصوص شبکه عنکبوت بروز رسانی کرده ام که اطلاع از ان را برای شما و همه بزرگواران دیگر و مطلع شدن از سیر ماجرا ضروری می دانم . یا علی والتماس دعا.
  • احسان (سکوتنامه)
  • سلام. در پاسخ دوست عزیز «پاسداران»٬ ذکر چند نکتهرا ضروری می‌دانم: ۱- رویکرد اینجانب در مواجهه با نظر دوست عزیزمان سید٬ رویکردی عام بود٬ نه صرفا علمی. اگر دید علمی مورد نظر باشد٬ موسیقی پیش از آنی که جزء علوم غریبه باشد٬ بخشی از حکمت است و مجالی جدا می‌طلبد. ۲- من نگفتم که در حلال آن حسابی نیست. گفتم خط بطلان مطلق بر آن نمی‌توان کشید. آن هم به این علت بود که دوستمان از حرمت موسیقی بدون ذکر هیچ قیدی سخن گفته‌اند. و الا قائل به استحباب برای آن نیستم.
  • احسان (سکوتنامه)
  • ۳- در اینکه بحث موسیقی٬ بحثی حساس است شکی نیست. اما این امر دلیل بر استفصال از آن نمی‌شود. فاصله مویینی که در این باب بین خیر و شر برقرار است٬ باید به روشنی و با دقت نظر تبیین شود. حسن و قبح موسیقی چیزی شبیه تفکر در کُنه ذات اقدس باریتعالی نیست که نزدیک شدن به آن منطقه ممنوعه باشد. اتفاقا در این خصوص فتاوی روشنی داریم. هرچند که کاربرد آن در بین افراد مختلف و بنا به شرایط٬ نسبی است.
  • احسان (سکوتنامه)
  • ۴- و اما در مورد رسانه؛ در روزگاری که تقابل اندیشه در قالب جنگ آنتنی (بجای مباحثه و مناظره رو در رو) بروز می‌کند٬ واضح است که مراتب و مقتضیات آن با عصری که اذان٬ تنها تریبون تبلیغ و تنها ابزار هماهنگی مسلمین برشمرده‌ می‌شده٬ توفیر می‌کند. این را نه از باب تسلیم مطلق در برابر موسیقی٬ که از منظر بهره‌گیری از بعد حلال آن عرض می‌کنم. از این منظر «دخل مستقیم» به موضوع دارد.
  • احسان (سکوتنامه)
  • ۵- کجای حرف من تکنوکراسی را تداعی می‌کند؟ اینکه بدلیل تولد دهکده جهانی٬ ناگزیر از بکار بردن آخرین فناوری رسانه‌ای (که البته کاربرد موسیقی هم جزء لاینفک آنست) در رقابت با بنگاههای تبلیغاتی غرب و اندیشه متزلزل و رو به بحران و در عین حال جذاب آن هستیم٬ یعنی قائل شدن به «حوزه حلیت برای تکنیک» ؟
  • احسان (سکوتنامه)
  • همیشه از اینگونه بحث کردن در محیط مجازی به دلیل محدودیت‌های آن پرهیز کرده‌ام. :)
    قبول!
    بسم الله . نمی خواستم وارد بحثی شوم که عمق زیادی دارد وبضاعت من اندک . اما آنچه که می دانم را در چند کامنت به عرض می رسانم .( هم خطاب به سید و هم خدمت شما برادر احسان :) ۱- نگاه اسلام به مقوله موسیقی از روی دسته بندی فقهی آن مشخص میشود. موسیقی در باب علوم غریبه قرار گرفته است. اسلام پرداختن به امور غریبه را برای عموم به مصلحت نمی داند . از جمله است زیج و هیئت و موسیقی و بعض دیگر علوم که آوردن نام آنها اینجا ضرورت نداشته باشد. سوره بقره در مورد کاربرد علوم غریبه - علمی خاص - اشاره دارد آنجا که آن دو فرشته نازل شدند و در مورد آن علم خاص گفتند که این علم مایه فساد است و بین زن و شوهر هم اختلاف افکنی می کند و ...
    ... ۲- اگر حتی برای موسیقی شانی همچون سایر نعمات قائل شویم ، بر اساس فرهنگ ، و آموزه های دینی این را می دانیم که فی حلاله حساب وفی حرامه عقاب. حلال هم حساب و کتاب دارد. و می دانیم که دور شدن از بعض حلال هم قربتا الی الله اگر باشد اجر دارد . مانند روزه گرفتن و ... و منقول است از معصوم (علیهم السلام ) که اجر نپرداختن به موسیقی درختی است در بهشت به همین نام که مومنان از آن بهره مند اند .
    ۳- احکام متداول شرعی ، حداکثر ، و در خوش بینانه ترین نگاه بسوی موسیقی ، برای بخشهای غیر حرام آن ، وضعیتی در حد ::مباح:: قائل شده اند. همانطور که ذکر شد حکم مباح به محدوده غیر حرام موسیقی اطلاق شده . آیا تابحال شنیده اید کسی برای موسیقی استحباب هم قائل شود ؟ موضوع این است که موضوعی که نیمی از تن آن در حرام و مابقی در بهترین شرائط و آرمانی ترین وضع ، مباح است چرا باید محور مباحثه برای دفاع یا رد باشد ؟
    بسم الله . حقیقت این است که من بین بخش زیادی از مطالب آسید صالح ؛ فرمایشات دوست سکوتنامه (آقا احسان ) وعرایض خودم اشتراک معنوی 80 درصدی می بینم . کل این نوع نگاه با احتیاط را هم می پسندم . اما نقدهایی به طرز دفاع از موسیقی داشتم که ذکر شد و الحمد لله که مورد توافق هم بود. موضوع این است که البته نه در حد تفکر در کنه ذات حق ؛ بلکه در حد یک امر نزدیک به حرام ، باید از اشاعه آن ؛ بشکلی که در جامعه ما مرسوم است و پرداختن بی حساب به آن ؛ بشکلی که امروز در جامعه ما مرسوم است ، پرهیز کرد و احتیاط شود مباحث اینچنینی آب به آسیاب بی احتیاطی در خصوص موسیقی نریزد. و ماجرا مثل کاربرد سلاح و تفاوت نگاه مثلا شرق اصیل به آن با نگاه غرب اصیل (منهای عدم اصالت ذاتی غرب ) نشود. غرب استفاده از سلاح و همراه داشتن آن را حق دائمی می داند اما شرق اصیل آنرا باضروره و وابسته به شرایط زمان و مکان و موضوع ، طرح می کند.
    جان کلام معروضات بنده این است که ما - باید صرفا باضروره نه بذات -  برای موسیقی قائل به ضرورت استفاده شویم و در دام توجیه ذاتی آن و پاک کردن حدود نیفتیم . این بسیار مهم است. دوباره به مثال سلاح توجه کنید. ولایت تکنیک آنجا رخ می دهد که این احتیاط رعایت نشود. البته فکر می کنم بین تکنوکراس و لفظی که بعضا در معنای فارسی آن کاربرد پیدا کرده تفاوت وجود دارد و فکر می کنم تکنوکراسی دقیقا نتواند ترجمه انگلیسی دقیقی برای ولایت تکنیک باشد. اما حداقل در این معنای متعارف توافقی از تکنوکراسی ُ بله ُ قائلم که احتمالا بین تکنوکراسی و آن چیزی که من از آن در خصوص موسیقی می ترسم هم فاصله زیادی هست.
  • کوثر_کشتی پهلوگرفته
  • سلام ..معذرت اومدم نظر بدم ترسیدم... اخه منه دور که این طوری تخصصی بلد نیستم ... اومدم سیو کنم... بتونم بگم... مشا الله این قدر طول کشید پشیمونم کرد.... منم نظر دارم اما شرمنده در محضر اساتید... واقعا میترسم.... هر چی برادران گفتند .. منم قبول... با تلخیص البته... اما با سکوتنامه موافقم در این محیط مجازی نمی شه این بحث های مهم را به نتیجه رساند و یا گسترش داد.. اما باز به همت شما.... معذرت جسارت کردم... و نظر دادم... از این به بعد فقط خوانندم... و یه سلامی فقط عرض میکنم... برای من وبلاگتون مفید و اموزنده بود.... دعا گوی شما... یا حق.. یوسف فاطمه بیا
  • درویش مصطفا

  • حکما نقاره هم تا نقاره امام رضا نباشه توفیر نمی کنه ! یا علی مددی ...
    جریان سلمان چیه؟ !!...ی

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی