از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۱۱ فروردين ۰۰

    متأسفانه در جدل غیرخردمندانه و کاملاً سیاسی این روزها، وظیفه مستقیم دولت در آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای نادیده انگاشته می‌شود.
    هر چند که این نکته قابل تأیید است که آموزش رسانه‌ای و تربیت رسانه‌ای حتما باید هسته خانواده را هدف قرار بدهد؛ اما برای اعمال صحیح تربیت رسانه‌ای، خانواده به سه چیز نیاز دارد: آموزش، ابزار و پشتیبانی؛ که هر سه هم موکول به اراده‌ی جدی دولت است.

    دولت جمهوری اسلامی چه وظایفی در تربیت رسانه‌ای دارد؟

    الف) آموزش: شامل طیف گسترده‌ای از آموزش‌ها از سطح دانش تا بینش و گرایش و کنش
    ب) ابزار: مثل اینترنت سما، درگاه‌های ویژه کودک و نوجوان، سامانه‌های هدایت مصرف رسانه و ...
    ج) پشتیبانی: مقررات‌گذاری به نفع تربیت (مثل همان ماجرای اینترنت شبانه و ...)

    البته با فرض زندگی در دوران طاغوت،‌ و بدون محقق شدن هیچ یک از موارد سه گانه بالا، هرگز مسئولیت تربیت از گرده خانواده رفع نمی‌شود. فقط ما به ازای ناتوانی خانواده‌ها در تربیت فرزندان، بر شدت درجه آتش جهنم بر طاغوت و طاغوتیان افزوده خواهد شد!

  • ۲۸ مهر ۹۹

    از «مومو» خوشم آمد.
    حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

    مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
    در را به روی غریبه باز نکنید؛
    شماره غریبه را مسدود کنید؛
    پیام غریبه را جواب ندهید.

    سخت است؟

  • ۱۷ شهریور ۹۹

    و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
    البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

    دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
    کمیل خجسته

    «جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
    عبدالحسین کلانتری

    + الیس الصبح بقریب؟
    ++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

کمتر پیش می‌آید که تصوری که در طول یازده سال دبستان و راهنمایی و دبیرستان از یک درس خاص یا یک نقش خاص در مدرسه شکل می‌گیرد در سال آخر مدرسه در هم بشکند. اما تصور یکسان و متعارفی که بچه های مدرسه‌ی ما از معلم ورزش در ذهن داشتند در سال آخر دبیرستان به هم می‌ریخت. ما در کمال تعجب با معلم ورزشی روبرو می‌شدیم که برایش نرمش بسیار بیشتر از ورزش اهمیت داشت و مثل یک طبیب کارکشته آسیب‌های جسمی درس خواندن‌های پشت کنکوری ما را می‌شناخت و نسخه های فردی می‌پیچید که چند بار وزنه بزنیم و چقدر بدویم و ...
او اولین و آخرین معلم ورزشی بود که دیدم در چشمش فوتبالیست‌ترین پسر دوره با من که میلی به دویدن و گل زدن نداشتم یکسان بودیم. ابروهای پرپشت و در هم کشیده‌اش به او چهره ای جدی و منضبط می‌داد چنان که هیچ کس در کلاس نرمش او جرأت تخلف نداشت.
...
بعد از مدرسه من چهره ای دیگر از او دیدم. جانباز معتقدی که کتاب چاپ می‌کرد و همان قدر که نگران سلامت جسم شاگردانش بود؛ به سلامت فکر مردمان شهرش اهمیت می‌داد. چند باری که به بهانه‌ی گرفتن کتاب برای اردوهای جهادی مهمان دفتر انتشاراتش در میدان انقلاب شدم، از نزدیک سختی‌های کارش را دیدم و درد دل هایش را شنیدم.
...
مرحوم کبریایی
صبح جمعه، چند نسل از همکاران و شاگردانش، که امروز مویی سپید کرده‌اند و چون او برای خود کامله مردی شده‌اند، زیر تابوت مرد جدی ورزش مدرسه را گرفتند و دور تا دور حیاط چرخاندند.
من و دوستانم، همان طور که روزی او بی اغماض همه‌ی مان را در حیاط ده ضلعی مدرسه می‌دواند و عرق مان را در می‌آورد، تابوتش را روی شانه گرفتیم و در حیاط مدرسه سینه زدیم و برایش گریه کردیم.
تابوت مقدس معلم را از مدرسه بیرون بردند تا در بهشت زهرا به خاک بسپارند.
...
غصه می‌خورم که چرا امروز جمعه بود و چرا تابستان است و چرا نسل امروز مدرسه، وداع ما با متفاوت‌ترین معلم ورزش مان را ندیدند.
مرحوم کبریایی
 عکس از رضا م.
  • ۹۲/۰۳/۳۱
  • حسین غفاری

مدرسه

معلم

گفتگوها (۳)

بعضی ها مثل پلیس نامحسوس میمونند تو زندگی آدم
ایشون هم برا ما همینگونه بودند
اون موقع که دبیر ورزش ما بودند خیلی دریافت خاصی احساس نمیکردیم، جز نفس نفس ... !!
ولی ....
ممنونیم از شمابخاطراین متن عالی.
انشالله خدارحمتشون کنه!
از شما شاگرد با وفا به خاطر اینهمه ارادت سپاسگزارم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی