از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

  • ۱۶ دی ۹۷

    علت لبخندهای الکی «معلم» و «مهندس» چیست؟

    مهندس می‌داند که معلم «بی‌چاره» است: نه کسب و کار پر رونقی دارد نه اهل و عیال خرسندی. در رتق و فتق امور محوله مانده و از تأمین رفاه و دلخوشی خانواده درمانده: پز عالی و جیب خالی.
    معلم هم می‌داند که مهندس «پیاده» است: نه تربیت را میشناسد و نه از محتوا چیزی می‌داند. سیم‌کش است و بساز و بنداز. پول یامفت زیرساخت در جیب راستش و ربح شبهه‌ناک خدمات ارزش افزوده در جیب چپش قلنبه شده. جوان است و سرش پر از باد سیاست است.

    چه اتحادی خطرناک‌تر از این؟ تفاهم‌نامه‌ی رند و مفلس!
    «مفلس» می‌داند که بازیچه‌ی شهوت سیاسی «رند» شده و دست گدایی‌ش، آبروی حرفه‌ای‌ش را برده؛ و «رند» می‌داند که «مفلس» به جیبش طمع دارد و عاشق چشم و ابرویش نیست و او را آدم حساب نمی‌کند.

    زمانه‌ی تلخی شده. در پس این صورتک‌های خندان، چه کینه‌ها مخفی شده.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

در مقدمه
آن‌چه می‌خوانید را در حاشیه‌ی سفر اولین تیم ملی المپیاد دانش‌آموزی سواد رسانه‌ای ایران به مالزی در اسفندماه ۱۳۹۶ خورشیدی نوشتم. گزارشی غیررسمی از سفر رسمی «خاله خرسه» و «آقای آهسته» به «دکورلند DecorLand» از غریب‌ترین بلاد اسلام در خاورِ دور.
این همه‌ی سفرنامه‌ی من نیست. چیزهای بیشتری نوشته بودم و منتظر بودم بلکه محتوایش مشمول گذر زمان شود و امکان انتشارش را بیابم. حالا بعد از شانزده ماه مطمئن شده‌ام که هرگز نمی‌توانم بیشتر از این را منتشر کنم. همین هم به کلی یخ کرده و از دهن افتاده که البته سعی کردم با تصاویر کمی خوشمزه‌اش کنم.
تقدیم با عشق به «داکتر حاج سعید»، «داکتر صادق‌خان» و سایر اعضای هیأت بلندپایه‌ی ایران در این سفر.

پراکنده‌های سفر

|#| یکشنبه، سیزدهم اسفندماه ۹۶، فرودگاه امام خمینی (ره) ...
نزدیک نیمه‌های شب، چمدان‌ها را در میانه‌ی بیابان‌های قم-تهران تحویل هواپیمایی محترم ماهان می‌دهیم تا ظهرِ فردا، شش‌هزار و دویست کیلومترِ هوایی آن‌طرف‌تر، در میانه‌ی‌ جنگل‌های اطرافِ تقاطع دو رودخانه‌ی استوایی پر گل و لای -کوالالامپور- تحویل بگیریم. «پرافسور مهدی» را چند روزی قبل از سفر دیدم و عصاره‌ی تجربیات یک دهه زندگی در شرق و غرب را این‌طور از او نوشیدم: «Malaysia is a big Show off» و من در این سفر بارها و بارها به قولِ صادقِ آن رفیقِ دانشمندم مؤمن شدم. هرچند که همراهان گرامی من در این سفر، «خاله خرسه» و «آقای آهسته»، آن را «دکورلند» نامیدند و بسیار خوش داشتند.

[نمای مسجد جامع قدیم کوالالامپور در شب و روز / Jamek Mosque]

|#| قدیمی‌ترین بنایی که ما در طول سفر دیدیم، مسجد جامع قدیم کوالالامپور بود که کمی بیش از صدسال قدمت داشت. (ساختمان نسبتاً جدیدالتأسیس مجلس شورای ملی در میدان بهارستان تهران از این مسجد قدیمی‌تر است!) تمامی ساختمان‌ها، مراکز آموزشی، موزه‌ها، مساجد و معابد و حتی بتکده‌ها و ... در چهل سال گذشته ساخته شده‌اند و اثری از هویت بومی این سرزمین در آن‌ها نیست. شاید برای آنان که چشم به زرق و برق بازارها و هتل‌های این کشور دوخته‌اند این نکته مهم نباشد. اما آن گاه که به دنبال ردیابی هویت فرهنگی و اجتماعی مردم مسلمان مالزی در کوچه و خیابان‌ها می‌گردید، کمتر چیزی به غیر از ساختمان مساجد و حجاب زنان مسلمان و غذای حلال مشاهده می‌کنید. تقلید بی قید و شرط از مدل‌های توسعه‌ی غربی در همه چیز –از معماری و شهرسازی و سبک زندگی گرفته تا جامعه‌ی باز و انبوه توریست و ...- به خوبی در این کشور کوچک و پرظرفیت جنوب شرق آسیا دیده می‌شود. همه چیز در خدمت نمایش. گویی در جسم این سرزمین چنین دمیده‌اند: «دکور بزن و غم مخور»

[داخل مسجد جامع قدیم کوالالامپور / لختی‌ها و کفار اجنبی با این بالاپوش‌های قرون وسطایی از مسجد بازدید می‌کردند / Jamek Mosque]

|#| مالزی محل تلاقی سه دین مهم آسیایی است. «اسلام»، «بودیسم» و «هندوئیسم» در قالبی‌ترین و دکوری‌ترین اشکال خود در مالزی کنار هم حضور دارند. انبوه مساجد و معابد مختلف در این کشور امکان مطالعه‌ی ادیان شرقی در شکل عینی آن را بسیار آسان کرده است. مالایی‌ها، چینی‌ها و هندی‌ها هر کدام با تمامیت فرهنگی خود در کوالالامپور زیست می‌کنند و از مهم‌ترین جذابیت‌های مالزی برای گردشگران اروپایی همین دسترس‌پذیری ادیان شرقی در کنار هم است. فلذا در مساجد و معابد، انبوهی از این گردشگرانِ سرگردان حضور دارند. از آن سو رقابتی عجیب برای پر کردن چشم گردشگران از مظاهر جلال و جبروت پرستیدنی‌ها و پرستش‌ها در جریان است. مالاشیا ایز اِ بیگ شو آف. حقاً!
جالب آن‌که نه در مساجد و نه در معابد، خبری از گردشگران عزیز هموطن نیست! اصولاً ایرانی‌ها برای امر دیگری به مالزی می‌روند.

[معبد هندوان در غار باتو که نمایشِ پرستش به خوبی در آن اجرا می‌شود / Batu Caves]

|#| تسلط حکومت مالایی‌های مسلمان -که ۶۰ درصد جمعیت مالزی را تشکیل می‌دهند- بر هندی‌ها و چینی‌های نامسلمان، موقعیت‌های خنده‌داری ایجاد کرده است. مثلاً فروشندگان بلیط «غارهای مقدس باتو» که بزرگ‌ترین مجسمه‌ها و معابد هندو در مالزی به حساب می‌آمد، مسلمان و محجبه بودند و در زمان مراجعه‌ی ما یکی از آقایانشان در حال اقامه‌ی نماز عصر بود! با این حال احساس هیچ‌گونه تنش و درگیری مابین پیروان این ادیان احساس نمی‌شد. همه با هم برای پول درآوردن از گردشگری یک‌دست و یک‌داستان بودند! و این البته از اسرار موفقیت برای دکورلند شدن است.

[بلیط فروش معبد هندوان در سجود فریضه‌ی عصر / Batu Caves]

|#| در مسابقه برای نمایش دادن هر چیز ممکن، رفته‌اند بیرون پایتختشان یک پایتخت نمایشی درست کرده‌اند به نام «پوتراجایا» که سکنه‌ی چندانی ندارد، ولی تا دلت بخواهد ساختمان بزرگ و کپی‌شده از سراسر جهان در آن ساخته‌اند. حتی یک کپی از پل خواجوی خودمان هم دارد؛ با این تفاوت که هنوز از زیرش آب رد می‌شود!
یک طرح بلندپروازانه که بیست سال است زمین خورده؛ اما هنوز جنازه‌اش را به گردشگران می‌فروشند. توی کشوری که هیچ ساختمانِ قدیمی برای دیدن وجود ندارد، تماشای این همه ساختمانِ هیولایِ تازه‌ساز که می خواهد ادای معماری و فرهنگ جاهای دیگر جهان را در بیاورد، واقعاً چه لطفی دارد؟

[خاله خرسه و آقای آهسته بعد از اقامه‌ی نماز وحدت‌آفرین جمعه در مسجد صورتی پوتراجایا / Putra Mosque]

|#| مالزی حدود سی میلیون جمعیت دارد و سالانه اندکی بیش از این مقدار، گردشگر خارجی به آن وارد می‌شود. اقلیم استوایی مالزی، دریا و جنگل، گرمای دائمی و باران‌های موسمی، حیات‌وحش و طبیعت بکر در کنار امنیت انتظامی و اجتماعی، مالزی را مقصدی جذاب برای اهالی مناطق سرد جهان کرده است. وقتی درباره‌ی رونق گردشگری در ایران صحبت می‌کنیم دقیقاً منظورمان چه گروهی از این گردشگران هستند؟ و ظرفیت‌های اقلیمی-اجتماعی ما چه اندازه اجازه‌ی کسب لذت را به این افراد می‌دهد؟ به نظرم درباره‌ی امکان ورود گردشگر خارجی به ایران دچار سوءتفاهم هستیم. (طبیعتاً این بند هیچ تصویر مرتبطی ندارد! و تصویر بعدی تزیینی است)

[معبد تین هو: نسخه‌ی چینی معبد بودا در مالزی، بر خلاف نمونه‌ی کره‌ای آن، غرق در جلوه‌فروشی و نقاشی و رنگ، خاله خرسه برای آقای آهسته چوب می‌ریزد و فال می‌گیرد / Thean Hou Temple]

|#| برای جابجایی داخل شهر کوالالامپور –مثل تهران- از تاکسی‌های اینترنتی استفاده می‌کردیم. اوبر (Uber) و گراب (Grab) دو برنامک کاربردی هستند که با قیمت‌های به‌صرفه و رانندگان زبان‌فهم به شما خدمت می‌دهند. انصافاً اگر همین امکان کوچک برای ما فراهم نبود، با هزینه‌ی بسیار بالا، حتی نصف این تعداد بازدید در زمان کوتاه برایمان مقدور نبود. استفاده از نقشه‌های موبایلی، برنامک‌های راهنمای گردشگری و اینترنت همراه، جزء جدانشدنی از سفرهای خارجی است.
جالب بود که رانندگان اینترنتی برای گرفتن پنج ستاره از مسافران، آب‌معدنی و وای فای رایگان هم در خودروی خودشان تعبیه کرده بودند. در یک مورد، آقای راننده کارت ویزیت خودش را هم داد تا اگر کاری داشتیم با او تماس بگیریم!

[خاله خرسه و آقای آهسته، سفیران سرزمین اسنپ، در اوبر با همتایان مالایی خود ملاقات کردند]

|#| تورهای ایرانیان به مالزی اوضاع نامرتبی دارد. در بدو ورود به فرودگاه کوالالامپور، راهنمایان تور که عمدتاً خانم‌های ایرانی مقیم مالزی -مِن مستضعفینَ اَیتامِ آل‌محمد (ص)- هستند، جمعیت را سوار اتوبوس می‌کنند و به هتل می‌رسانند. گردشگران بیچاره در طول اقامت یک هفته‌ای اگر خودشان دست و پا نداشته باشند، هر روز باید پول جداگانه‌ای به این خانم‌ها و اتوبوس‌هایشان بدهند تا آن‌ها را به تورهای یک‌روزه ببرند. پول را هم دلار می‌گیرند!
از حاشیه‌های اقتصادی ماجرا که بگذریم، چیدمان برنامه‌ی این تورهای یک‌روزه و برنامه‌ریزی فرهنگی این تورها کاملاً حاشیه‌دار و قابل مطالعه است. ظرفیت مغفول فناوری‌های فرهنگی در ایران، آن دوردست ها، در سواحل اقیانوس هند، کار دست فرهنگِ ایران داده است!

[بزرگترین معبد هندوان بیرون از شبه جزیره هندوستان واقع در سرزمین‌های اسلامی مالزی | بت بزرگ را، Lord Murugan Statue، همین اواخر در ۲۰۰۶ پرده‌برداری کرده‌اند / Batu Caves]

ذکر بازدیدها

بازدید از مجموعه سرگرم‌آموزی KidZania کوالالامپور

  • در سرتاسر دنیا فراغت، تفریح و آموزش کودکان، اموری هستند همواره مورد توجه که سازوکارهایی جهت نیل به آن‌ها تعبیه می‌شود. «لگولند»، «دیزنی‌لند» و «کیدزانیا» نمونه‌هایی از همین سازوکارها هستند.
    کیدزانیا (kidzania.com)  به معنای «سرزمین بچه‌های باحال» (Land of Cool Kids) در 1996 توسط López Ancona و گروهی از شرکای تجاری مکزیکی تأسیس شد و تاکنون میلیون‌ها نفر را در ۲۴  مکان در ۱۹ کشور سرگرم و درگیر کرده است. کیدزانیا، فضایی آموزشی- تفریحی است که در آن کودکان و نوجوانان ۴ تا ۱۴ سال امکان گذران وقت در شهری با ابعاد کوچک‌تر از واقعی اما با امکانات مشابه را می‌یابند. این شهر، برای کودکان و والدین آن‌ها نوعی محیط آموزشی، واقعی، منحصربه‌فرد و امنی را فراهم می‌آورد. کیدزانیا به کودکان و نوجوانان، امکان می‌دهد تا به واسطه شبیه‌سازی و تقلید فعالیت‌های بزرگسالانه، نقش بازی کنند. مانند دنیای واقعی، بچه‌ها «مشاغل» را اجرا می‌کنند و برای کارشان دستمزد دریافت نمایند (به عنوان آتش‌نشان، دکتر، افسر پلیس، روزنامه‌نگار، مغازه‌دار و ...). این پارک موضوعی سرپوشیده، در مقیاس کودکان، با خیابان‌های سنگفرش شده، وسایل نقلیه، اقتصاد فعال، بناها و تأسیساتی که توسط برندهای چندملیتی و بومی شاخص، حمایت می‌شوند، ساخته شده‌است.
    اولین محل کیدزانیا در سانتافه مکزیک (منطقه‌ای خارج از مکزیکوسیتی) در سپتامبر ۱۹۹۹، گشایش یافت و پس از آن تا امروز در ۱۹ کشور توسعه یافته است. کیدزانیای کوالالامپور از سال ۲۰۱۲ در مساحتی بیش از ۷۰۰۰ مترمربع در دو طبقه و با بیش از ۶۰ غرفه و ایستگاه کاری افتتاح شده است.
[سرزمین شگفت‌انگیز کیدزانیا / KidZania]
  • سه شعار کیدزانیا «بازی»، «یادگیری»، «تجربه کردن» است که در تمام جزییات طراحی این محیط رعایت شده است.
  • امنیت کودکان اولین اصل کیدزانیاست. پایش تمام ورودی‌ها و خروجی‌ها به دقت، بازرسی وسایل همراهان در حین ورود از حیث خطر برای کودکان، استفاده از مچ‌بندهای الکترونیکی برای تعیین مکان بچه‌ها، رعایت اصول ایمنی در حرکت وسایل نقلیه و بازی‌های حرکتی، ممانعت از ورود بزرگ‌ترها به غرفه‌های فعالیت کودکان و ... از مصادیق اهمیت فوق‌العاده به امنیت بچه‌ها در کیدزانیا است.
  • یادگیری از طریق برانگیختن و ایجاد اشتیاق با اعطای آزادی کنترل‌شده، مزیت اصلی کیدزانیا است. بچه‌ها با میل خود غرفه‌های نقش‌آفرینی را انتخاب و با علاقه در فعالیت آن مشارکت می‌کنند و هزینه‌ی آن را پرداخت یا حق‌الزحمه‌شان را دریافت می‌کنند.
  • دنیای کیدزانیا یک دنیای کامل است و همه‌ی اجزای یک تمدن کوچک را دارد: کاراکتر، سرود ملی، علامت و پرچم، روزهای خاص و ملی، معماری، واحد پول، پاسپورت و ... همگی اجرای این سرزمین را تشکیل می‌دهند.
  • کیدزانیا برای استفاده‌ی حداکثری بچه‌ها طراحی شده. از کودک سه ساله در مهدکودک کیدزانیا پذیرش می‌شود تا نوجوان ۱۴ ساله. هر کودک در یک روز حداکثر در ۱۵ غرفه می‌تواند حاضر شود. چون هر غرفه بین ۱۵ تا ۲۰ دقیقه از وقت او را می‌گیرد. لذا بچه‌ای که یک‌بار به کیدزانیا بیاید شهروند کیدزانیا می‌شود و بارها و بارها در سنین مختلف به آن مراجعه می‌کند. حتی با پاسپورت کیدزانیا می‌توان بدون ثبت‌نام جدید در هر یک از شعبات ۲۴ گانه آن در سراسر جهان حاضر شد و کیدزوز (واحد پول کیدزانیا) را در همه‌ی این شعبات خرج کرد.
  • واحد پول کیدزانیا از یک اسباب‌بازی به یک ابزار قدرتمند آموزشی تبدیل شده تا بچه‌ها را در فضای سرگرم‌آموزی کیدزانیا غرق کند. امکان کسب درآمد از انجام خدمات یا اجبار پرداخت شهریه برای بهره‌گیری از برخی امکانات و همچنین قابلیت نقدشوندگی کیدزوز در فروشگاه داخلی کیدزانیا برای خرید کالاهای مخصوص کودکان از دیگر قابلیت‌های این پول است. علاوه بر نسخه‌ی کاغذی –اسکناس- کیدزوز، اخیراً کارت بانکی این واحد پول نیز در کیدزانیا رونق گرفته است!

[نمونه‌ای از «کیدزوز» وحد پول سرزمین «کیدزانیا» و گذرنامه‌های اتباع این سرزمین!]

  • حضور پررنگ نشان‌های تجاری در کیدزانیا خبر از یک تجارت پرسود دارد. غرفه‌های کیدزانیا متناسب با شرایط هر شغل به یک برند خاص واگذار شده است: خلبانی به هواپیمایی ایرآسیا، آشپزی به مک دونالد، تعمیر لوازم خانگی به شارپ، عکاسی به کنون، خیاطی به برادر و ...
  • پرطرفدارترین غرفه‌ی کیدزانیا «آتش‌نشانی» و بعد از آن سایر مشاغل پرتحرک و هیجان‌انگیز مثل آوازخوانی خیابانی یا تمیز کردن شیشه‌های ساختمان بلند است. اینجا هم تحرک و جست‌وخیز، قوی‌ترین انگیزه‌ی کودکانه است.
  • بازدید ما با همراهی یک نفر از مدیران کیدزانیای کوالالامپور و بدون هماهنگی قبلی انجام شد. با این حال ایشان بیش از دو ساعت در کنار ما بود و تمامی جزییات این محیط را به ما معرفی کرد. تمامی کارکنان تسلط نسبی به زبان انگلیسی داشتند و با برخورد بسیار خوب و مناسب از میهمانان استقبال می‌کردند.
  • ضرورت حمایت از تأسیس و گسترش پارک‌های سرگرم‌آموزی در ایران واقعاً احساس می‌شود. محیط‌هایی کامل، جذاب و پر امکانات که امکان استغراق کودکان در دنیای نقش‌ها و شغل‌ها را فراهم کند. متأسفانه توسعه‌ی شهربازی‌های سرپوشیده در ایران بدون توجه به قابلیت‌های آموزشی این محیط‌ها پیگیری می‌شود و بررسی دقیق و معرفی نمونه‌ی موفق کیدزانیا (که خاستگاهی مکزیکی دارد) مطمئناً در زمینه‌سازی برای ایجاد نمونه‌های مشابه مؤثر خواهد بود.
  • کیدزانیا فراتر از یک شهربازی، خودش را به عنوان یک سرزمین ویژه برای کودکان تعریف کرده است. طراحی تمامی شاخصه‌های هویتی یک سرزمین برای کیدزانیا و پیوستگی جهانی مراکز کیدزانیا واقعاً شگفت‌آور است. از همه مهم‌تر عدم وابستگی هویتی کیدزانیا به هیچ‌یک از برندهای مشهور و محبوب رسانه‌ای دنیا (مثل شخصیت‌های داستانی، انیمیشنی، سینمایی یا کمیک مشهور جهان) است که می‌تواند الگویی برای توسعه‌ی این فضاها در ایران باشد.
  • حضور متصدیان و مربیان آموزش دیده، جوان و مسلط به زبان انگلیسی در هر غرفه از جمله عوامل موفقیت کیدزانیا است. برنامه‌ریزی برای تربیت چنین پرسنلی حتماً باید در دستور کار نمونه‌های ایرانی باشد.
  • سرمایه‌گذاری برای راه‌اندازی چنین پارکی در ایران، فارغ از هزینه‌های لجستیکی باید معطوف به طراحی فرایندها و روال‌های یادگیری و تربیتی باشد و تقلید صرف از ظاهر چنین پارکی نمی‌تواند راهگشا باشد. آنچه منجر به برجسته شدن فضای کیدزانیا نسبت به موارد مشابه شده، عقبه‌ی مطالعاتی در حوزه‌ی یادگیری کودکان است که شاید در نگاه اول به نظر نیاید. اما با کمی دقت عمیق بودن فرایندهای تربیتی در روال‌های ساده‌ی کیدزانیا مشهود است.

بازدید از پارک ملی علوم مالزی Pusat Sains Negara

  • مرکز ملی علوم (National Science Center) یک مجموعه‌ی چندبخشی شامل باغ گیاه‌شناسی، موزه‌ی آبزیان، پارک فعالیت‌های علمی و پارک علم برای کودکان و نوجوانان است که به‌طور ویژه توسط وزارت علوم، فناوری و نوآوری مالزی از سال ۱۹۹۶ راه‌اندازی شده است و محل برگزاری نمایشگاه‌ها و همایش‌های مختلفی با موضوع ترویج علم برای نوجوانان در مالزی است.
  • بخش اصلی این مرکز، پارک علم نوجوان است که در ساختمانی زیبا و بزرگ در سه طبقه قرار دارد این مرکز شامل بخش‌های زیر است:
    • آکواریوم زندگی دریایی: فضایی شیشه‌ای مملو از ماهیان اقیانوسی که به شکل تونلی در ورودی اصلی پارک قرار دارد.
    • انرژی شگفت‌انگیز: آشنایی با الکتریسیته، باد و فشار از طریق دستگاه‌های متنوع بازی و آزمایش
    • جهان اکتشافات: حل مسائل، جورچین‌ها و معماهای جالب در فضایی بزرگ با وسایل متنوع
    • محوطه‌ی اکتشافات کودکان: گلچینی از سرفصل‌های متنوع علمی برای کودکان پیش از دبستان
    • محوطه بازی کودکان: محیطی برای رفع خستگی و بازی کودکان پیش از دبستان
    • مکانیک: دستگاه‌های متنوع آموزش مفاهیم مکانیکی مثل نیرو، اهرم، قرقره و ...
    • صدا و موسیقی: دستگاه‌های مختلف برای معرفی روش تولید صوت و موسیقی
    • بخش ویژه انرژی هسته‌ای: آشنایی با رادیواکتیویته، تاریخچه و کاربردهای آن به شکل کارگاهی و میدانی
    • پرواز: آشنایی با مفاهیم ایرودینامیک و پرواز هواپیما و موشک
    • نور: انواع وسایل آزمایشگاهی و بازی‌های علمی مرتبط با نور و آینه‌ها و ...
    • همایش‌ها: بخش ویژه‌ی اجرای برنامه‌های آموزشی برای گروه‌های بازدیدکننده که هر روز چندین برنامه متنوع در آن توسط مربیان اجرا می‌شود.
  • با توجه به این‌که بازدید ما در روز تعطیل آخر هفته (شنبه) اتفاق می‌افتاد، تعداد زیادی دانش‌آموز به همراه مربیان خود و  همچنین تعدادی از کودکان و نوجوانان به همراه والدین خود به این پارک آمده بودند. علی‌رغم گستردگی و وسعت، بلیط ورودی این مجموعه به طور کلی بسیار ارزان بود (کمتر از ۵ رینگیت برای دانش‌آموزان) و نگاه بهره‌برداری ملی از این فضا کاملاً مشهود بود.
[گنبد شیشه‌ای رنگی پارک ملی علوم بسیار مورد توجه خاله خرسه و آقای آهسته قرار گرفت / Pusat Sains Negara]
  • آزادی عمل بچه‌ها در استفاده از دستگاه‌ها و عدم نظارت از طرف مدیریت مجموعه روی رفتار بازدیدکنندگان خیلی جالب بود. روش یادگیری در این پارک، روش اکتشافی بود و بچه‌ها به تنهایی یا گروهی در میان وسایل می‌چرخیدند و طرز کار آن‌ها را امتحان می‌کردند. البته نوشته‌های هشداردهنده‌ای مبنی بر احتیاط در استفاده از وسایل و یا درخواست برای پرهیز از رفتارهای مخرب وجود داشت. اما متصدی خاصی برای اعمال قانون مشاهده نمی‌شد.
  • بخش ویژه‌ی آشنایی با حیوانات ماقبل تاریخ به شکل یک تونل وحشت طراحی شده بود که هزینه‌ی جداگانه‌ای برای ورود به آن دریافت می‌شد و بچه‌های دبستانی اجازه‌ی ورود نداشتند.
  • مشارکت والدین و بچه‌ها در انجام برخی فعالیت‌ها هم جالب بود. بازی‌وارسازی یادگیری موجب شده بود که همه با هم برای یافتن راه درست استفاده از وسایل همکاری کنند. بسیاری از وسایل هم اساساً فقط به شکل گروهی قابل استفاده و امتحان بود.
  • تلفیق متعادل ابزارهای دیجیتال (مثل نمایشگرهای لمسی) و ابزارهای مکانیکی موجب ارتقای بهره‌وری در یادگیری می‌شود. مثلاً در کنار آکواریوم بسیار جذاب این پارک، بجای تابلوهای کاغذی، چندین نمایشگر لمسی برای جستجو و معرفی انواع ماهیان قرار داشت که برای استفاده کودکان برنامه‌ریزی شده بود.
  • بازدید ما صرفاً از بخش داخل ساختمان انجام شد و بیش از ۳ ساعت طول کشید. در محوطه‌ی این مرکز علوم بخش‌های متعدد دیگری هم بود که برای دیدن آن‌ها باید زمان بیشتری صرف می‌شد.

بازدید از پارک علوم پتروساینس Petrosains

  • پتروناس (Petronas) شرکت دولتی نفت و گاز مالزی است که در سال ۱۹۷۴ تأسیس شده و هم‌اکنون دارای عملیات در هر دو بخش صنایع بالادستی و پایین‌دستی صنعت نفت است. شرکت پتروناس امروزه در زمینه‌های اکتشاف و استخراج، پالایش، انتقال، ذخیره‌سازی و فروش نفت خام، گاز طبیعی و فراورده‌های نفتی، همچنین تولید و بازاریابی محصولات پتروشیمی و مواد شیمیایی، بنزین، ال‌ان‌جی و ال‌پی‌جی، ارائه خدمات حفاری، احداث خطوط لوله و مدیریت جایگاه‌های سوخت فعالیت می‌کند.
  • «مرکز اکتشافات علمی پتروساینس» به منظور افزایش تعهد «پتروناس» در مقام شرکتی با مسئولیت اجتماعی، جهت ایجاد محیطی غنی و مشوق و با هدف شناخت بیشتر و القاء اشتیاق مردم مالزی به کسب دانش ایجاد شده است. این مرکز، علاوه بر گشودن دریچه‌ای به شناخت تاریخ و رشد صنعت نفت و فرآورده‌های مربوط به آن، آگاهی بیشتری در خصوص تاریخچه‌ی علم و حوزه‌های مهم فناوری ایجاد می‌کند. «پتروساینس» در طبقات ۴ و ۵ ساختمان برج‌های دوقلوی پتروناس کوالالامپور قرار دارد و مساحتی بیش از ۷۰۰۰ مترمربع را به خود اختصاص داده است.
[شبیه‌سازی تأسیسات عظیم استخراج نفت در پارک علوم پتروساینس / Petrosains]
  • پتروساینس، مرکز اکتشافات علمی است که با رویکردی مفرح و تعاملی، داستان دانش و فناوری را بیان می‌کند. رویکرد عملی که پتروساینس در پیش گرفته، بر سرگرمی و هیجان یادگیری به جای حفظ کردن محض حقایق علمی تأکید می‌کند. این مجموعه‌ی علمی-تفریحی شامل این بخش‌ها است:
    • ورود و خروج: سوار بر سفینه‌هایی کوچک (متصل به ریل‌های زمینی) به دل تاریخ حیات روی کره زمین می‌رویم و در محیطی سه بعدی در تونلی تاریک و صدایی فراگیر با آغاز زندگی بشر روی زمین آشنا می‌شویم. در هنگام خروج هم این سفینه‌ها در محیطی مشابه، مروری بر دستاوردهای بازدید و معرفی کوتاه و مؤثری از شرکت پتروناس و کشور مالزی دارد.
    • فضا و فضانوردی: مروری بر چگونگی تشکیل کهکشان‌ها و آشنایی با ابعاد و اندازه‌های جهان و پدیده‌های نجومی در کنار معرفی فضانوردی و فناوری‌های مورد استفاده در فضا و شرایط حاکم در خارج از جو زمین
    • زمین‌شناسی و دوره‌های تاریخی زمین: درباره‌ی آغاز حیات روی زمین، دایناسورها و ... [این بخش قابل بازدید نبود]
    • علوم تجربی و مهندسی: آشنایی با مهم‌ترین سرفصل‌های علوم تجربی مثل فشار، حرکت، موج، استاتیک، کشسانی و ...
    • صنعت نفت: آشنایی با نحوه‌ی استخراج نفت از لایه‌های زیرین اقیانوس و نحوه‌ی کار یک سکوی نفتی با شبیه‌سازی بسیار جذاب محیط واقعی یک سکوی استخراج نفت
    • سرعت: آشنایی با مفهوم سرعت، شتاب و پیشرانه‌های خودروها و سایر وسایل نقلیه به همراه معرفی فعالیت پتروناس در زمینه مسابقات اتومبیل‌رانی
    • جهان نانو: آشنایی با مفهوم نانو و نقش پدیده‌های نانویی در زندگی آینده
    • انرژی‌های آینده: آشنایی با الکتریسیته و نحوه‌ی تأمین آن از منابع تجدید پذیر
    • امنیت سایبری: مرور دستورالعمل‌ها و حقایقی درباره دنیای سایبر و نحوه‌ی حضور مفید در آن برای نوجوانان
  • به دلیل مبلغ حدود ۳۰ رینگیتی بلیط و محل قرارگیری پتروساینس در لوکس‌ترین نقطه‌ی پایتخت مالزی، شاهد حضور گروهی مدارس و دانش‌آموزان در آن نبودیم. اما جوانان و نوجوانان به همراه والدین و یا به تنهایی به دیدن این مجموعه آمده بودند. حتی گردشگران خارجی هم از حضور در پتروساینس لذت می‌بردند.
  • با توجه به حضور نوجوانان بدون همراهی مربی، در گوشه و کنار پتروساینس میزهایی با حضور راهنمایان و پرسنل مطلع وجود دارد که ضمن راهنمایی درباره‌ی نحوه‌ی عملکرد دستگاه‌ها، آزمایش‌های جالب و سرگرم‌کننده‌ای هم برای مخاطبان انجام می‌دهند.
  • علاوه بر فضاهای عمومی بازدیدی، پتروساینس دارای چند کلاس و کارگاه و آزمایشگاه و سالن نمایش کوچک و متوسط است که با هماهنگی قبلی امکان برگزاری دوره‌های کوتاه‌مدت آموزشی برای دانش‌آموزان در آن وجود دارد.
  • در پتروساینس تلفیق ابزارهای فیزیکی و ابزارهای دیجیتالی در ایجاد جذابیت و تفهیم مطالب به‌خوبی انجام شده بود. بسیاری از وسایلی که پارامترهای کاملاً فیزیکی مثل سرعت و شتاب و وزن و ... را می‌سنجیدند مجهز به نمایشگرهای لمسی بودند که به زیبایی و با استفاده از نمودارهای روندی و مقایسه‌ای آن پدیده را تشریح می‌کردند. همچنین استفاده از فیلم‌های مستند زندگی فضانوردان در سفینه‌های فضایی در جذابیت بخش فضانوردی بسیار مؤثر بود.
  • برای کنجکاوی در تمام گوشه و کنار این مجموعه زمانی بیش از ۳ ساعت نیاز است که با توجه به توان و حوصله‌ی بچه‌ها حتماً موجب می‌شود که بیش از یک‌بار به پتروساینس سر بزنند. پتروساینس برای درگیر کردن بیشتر مخاطب با فضای خود، امکان ثبت‌نام دانش‌آموزان در باشگاه و لیگ اکتشافات علمی را فراهم کرده که با پرداخت حق عضویت سالانه امکان حضور در برنامه‌های ویژه علمی این مرکز را فراهم می‌کند.
  • پتروساینس عضو انجمن جهانی مراکز ترویج علم و فناوری (Association of Science – Technology Centers)‌ است و اعضای لیگ اکتشافات پتروساینس می‌توانند از تسهیلات حضور در سایر پارک‌های ترویج علم در جهان استفاده کنند. (astc.org)
  • در کنار مجموعه پتروساینس یک فروشگاه محصولات فرهنگی (Gift Shop) وابسته به آن وجود دارد که انواع اسباب‌بازی‌ها و لوازم‌التحریر و کتاب‌های علمی مناسب کودکان و نوجوانان را به فروش می‌رساند. حتی قفسه‌بندی این فروشگاه متناسب با بخش‌های علمی پتروساینس انجام شده است.
  • در مقایسه با مرکز ملی علوم مالزی، پتروساینس از جذابیت‌های صوتی، تصویری و هیجانی بیشتری برای مخاطبان برخوردار است. این ویژگی حتماً در حمایت یک شرکت اقتصادی پرقدرت از این مجموعه ریشه دارد. حمایت بخش خصوصی و یا سرمایه‌گذاری سازمان‌های بزرگ از ترویج علم با هدف ارتقای برند و زیر پوشش مسئولیت اجتماعی مسیری است که در ایران هم می‌تواند پیموده شود.
  • قرار گرفتن پتروساینس در مجتمع عظیم فروشگاهی Suria KLCC که مملو از فروشگاه‌های لوکس و برند و محل مراجعه‌ی هر روزه‌ی گردشگران و خریداران است، نشان‌دهنده‌ی قرار داشتن مراکز سرگرم‌آموزی در سبد مصرفی بخشی از مردم است.  این چشم‌اندازی است که در ایران هم می‌شود تعقیب کرد.
  • حمایت شرکت ملی نفت مالزی از ترویج علم و توسعه‌ی یک پارک سرگرم‌آموزی که در هسته‌ی مرکزی آن استخراج نفت و فعالیت‌های شرکت خودش را تبلیغ می‌کند، می‌تواند مورد توجه مجموعه‌های وابسته به وزارت نفت ایران هم قرار بگیرد. کشور ما با سابقه‌ی صد ساله صنعت نفت هنوز در آشنا کردن عموم مردم و بخصوص جوانان با ابعاد این صنعت بزرگ کاملاً ناتوان بوده است.
[عرضه‌ی انار فرد اعلای عثمانی در بازار مکاره‌ی مالایی‌ها به شرط چاقو]

حضور در مجتمع سینمایی TGV KLCC و بازدید از فیلم Star Wars در سالن ویژه‌ی ‌BEANIE

  • مجتمع سینمایی تی جی وی با حضور در ۳۴ مرکز تفریحی-تجاری در سرتاسر مالزی و مالکیت ۲۶۸ سالن سینما، بیش از ۴۵ هزار صندلی نمایش را برای تماشای آثار سینمایی در اختیار دارد و یکی از غول‌های صنعت سرگرمی در مالزی است. دارا بودن بزرگ‌ترین پرده‌های نمایش، باکیفیت‌ترین سیستم‌های صوتی و فعالیت‌های جانبی متنوع برای سنین مختلف از جمله مزیت‌های این مجتمع سینمایی است.
  • بازدید ما از مجتمع سینمایی TGV واقع در ساختمان‌ Suria KLCC در مرکز اصلی گردشگری شهر کوالالامپور بود. در این مجتمع سینمایی ۱۵ سالن نمایش وجود دارد که سالن مورد بازدید یکی از سالن‌های ویژه‌ی این مجتمع بود. سالن Beanie یک سالن ویژه برای نمایش فیلم‌های طولانی با قابلیت صندلی‌های نیمه تخت است که امکان تماشای فیلم‌های سینمایی در راحت‌ترین حالت بدن (و بدون کفش!) را فراهم می‌کند. این سالن که فقط گنجایش ۲۴ نفر را داشته و قیمت بلیط آن دو برابر سالن‌های دیگر است، صرفاً به نمایش فیلم‌های دارای رده‌بندی عمومی (PG)  اختصاص دارد. فضای بزرگ و باز سالن موجب شده بود که یک خانواده به همراه نوزاد و کالسکه‌ی آن به راحتی به تماشای فیلم بنشینند و خانواده‌ای دیگر با یک بچه‌ی کوچک روی یک تخت-صندلی دونفره جاگیر شوند.
  • تهیه بلیط این سینما عمدتاً اینترنتی اتفاق می‌افتد و البته باجه‌های الکترونیکی فروش بلیط در محل سینما وجود دارد که امکان انتخاب فیلم، انتخاب صندلی، انتخاب تنقلات و پرداخت وجه را به صورت خودکار دارد. در فضای ورودی این سینما تبلیغات ویژه‌ای برای یکی دو فیلمی که به زودی به اکران در می‌آمد از طریق فضاسازی و نمایش تیزر در نمایشگرهای بزرگ انجام می‌شد. در باجه فروش بلیط نیز آگهی هشداردهنده‌ای مبتنی بر ممنوعیت تماشای چند فیلم در حال اکران برای افراد زیر ۱۸ سال نصب شده بود.
  • فیلم «جنگ ستارگان: آخرین جدای» (Star Wars: The Last Jedi) محصول ۲۰۱۷ آمریکا، که در سالن Beanie  به تماشای آن نشستیم، هشتمین قسمت از مجموعه‌ی پرآوازه‌ی جنگ‌های ستارگان است که با گذشت چهار ماه از آغاز اکران جهانی آن، همچنان در مالزی به نمایش گذاشته شده بود. لذا جمعیت زیادی برای تماشای آن نیامده بود. اما با توجه به مدت دو ساعت و نیمه‌ی آن و جلوه‌های ویژه‌ی خاص، سالن Beanie  را به نمایش آن اختصاص داده بودند. این فیلم با زبان اصلی (انگلیسی) و زیرنویس مالایی به نمایش درآمد.
  • حدود ۷۰ درصد فیلم‌های در حال اکران مجتمع سینمایی TGV آمریکایی و باقی فیلم‌ها هندی، چینی، کره‌ای و ژاپنی بود. جالب آنکه هیچ فیلم تولید مالزی در این سینما روی پرده نبود. تمامی فیلم‌های خارجی با زیرنویس مالایی و بعضاً با زیرنویس انگلیسی یا چینی و هندی پخش می‌شد که با توجه به اقلیت‌های ساکن در مالزی قابل توجیه است.
  • سینماهای مالزی یکی از مراکز مراجعه‌ی گردشگران است و متصدیان فروش و کنترل‌چی های سینما آمادگی کامل برای پذیرایی از خارجی‌ها را دارند و به زبان انگلیسی مسلط هستند.
  • فضای عمومی سینما و کیفیت پخش فیلم در عموم سالن‌های مالزی قابل مقایسه با پردیس‌های سینمایی تازه تأسیس در ایران است و از این لحاظ عقب‌ماندگی در کیفیت وجود ندارد. اما از نظر کمیت در کشور مالزی که کمتر از نصف ایران جمعیت دارد، فقط گروه سینمایی TGV بیش از کل سالن‌های نمایش فعال ایران سالن در اختیار دارد.
  • ساخت سالن‌های متنوع سینمایی برای پذیرایی از مخاطبان مختلف یکی از ایده‌های خوب برای رونق دادن به فروش فیلم‌هاست. سالن‌هایی که قابلیت پذیرایی هم‌زمان از خانواده‌ها با فرزندان کوچکشان را داشته باشد از این جمله است.
  • توجه به گروه‌های زبانی و قومی مختلف در نمایش فیلم‌ها از دیگر ایده‌های رونق دادن به اکران در سینماهاست. طبیعتاً شرایط حضور گروه‌های مختلف را با تمهیداتی مثل دوبله یا زیرنویس باید فراهم کرد.
  • پخش فیلم‌های مطرح جهانی در سینماهای کشور هرچند روی سود سینماداران اثر مثبت دارد، اما مشاهده‌ی نمونه‌ی مالزی ثابت کرد که به هیچ وجه منجر به رونق سینمای ملی نمی‌شود.
[شیرقهوه با یخ در استارباکس، سلیقه‌ی افتضاح آقای آهسته، خاله خرسه را متعجب کرد / Starbucks]

حضور در مجتمع سینمایی GSC PAVILION KL

  • مجتمع سینمایی جی اس سی (Golden Screen Cinemas) بزرگ‌ترین مجموعه‌ی سینمادار در مالزی است که بیش از ۴۰ درصد بازار سینمایی مالزی را به تنهایی در اختیار دارد. GSC که با حضور در ۳۵ مرکز تفریحی-تجاری در سرتاسر مالزی مالکیت ۳۲۸ سالن سینما را در اختیار دارد، فقط در سال ۲۰۱۶ بیش از ۳۲ میلیون نفر بازدیدکننده داشته است. مجتمع مورد بازدید ما در مجموعه فروشگاهی Pavilion KL قرار داشت.
  • در بازدید اول، ما به اتفاق گروه همراه، برای حضور در آیین افتتاحیه جشنواره سینمای ایران در مالزی به این مجموعه مراجعه کردیم. این جشنواره با حمایت رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در مالزی برگزار شد و با هدف معرفی سینمای ایران به مخاطبان مالزیایی به مدت ده روز، شش فیلم «ملکه»، «طعم شیرین خیال»، «رخ دیوانه»، «آتش‌بس»، «کفشهایم کو؟» و «زیر سقف دودی» به صورت رایگان به نمایش درآمد. در افتتاحیه این جشنواره مقاماتی از دو کشور از جمله سفیر جمهوری اسلامی ایران در مالزی، سخنرانی کردند.
  • اصل اقدام رایزن فرهنگی ایران در برگزاری هفته فیلم ایران و سطح دعوت از مقامات و هنرمندان و ایرانیان مقیم بسیار خوب و در معرفی سیمای ایران به مردم جهان مؤثر است. البته در انتخاب فیلم‌های این جشنواره –بخصوص فیلم افتتاحیه: «زیر سقف دودی»- برخی از ملاحظات وجود داشت که رعایت نشده است. بازنمایی ایران به عنوان کشوری درگیر معضلات اجتماعی، گسست فرهنگی، گسست خانوادگی و مسائلی ازاین‌دست در برخی فیلم‌های این جشنواره، موجه بودن این انتخاب‌ها را برای اکران جهانی زیر سؤال می‌برد.
  • در نوبت دوم به قصد برگزاری یکی از مراحل المپیاد سواد رسانه‌ای به همراه دانش‌آموزان به تماشای فیلم «چین‌خوردگی در زمان» (A Wrinkle in Time) در یکی از سالن‌های این مجتمع سینمایی نشستیم و بعد از آن مسابقه‌ی نقد فیلم دانش‌آموزی برگزار شد. امکانات سینمایی این مجتمع کاملاً قابل مقایسه با پردیس‌های سینمایی تازه‌ساز در تهران بود.
  • فیلم سینمایی  A Wrinkle in Time یک فیلم علمی تخیلی ماجراجویی است که والت دیزنی آن را  در مارس ۲۰۱۸ به اکران جهانی رساند و مسابقه‌ی ما در روز افتتاحیه‌ی اکران جهانی این فیلم برگزار شد تا دانش‌آموزان امکان مطالعه‌ی نظرات منتقدان را پیش از تماشای فیلم نداشته باشند. البته همان‌طور که در نقدهای دانش‌آموزی هم مشهود بود، این فیلم برخلاف برنامه‌ی تبلیغاتی گسترده، فیلمی ضعیف از آب درآمد و هرچند که بر اساس اقتباس از یک رمان بسیار پرطرفدار ساخته شده بود، اما در نهایت به زحمت توانست هزینه‌ی ساخت خود را از گیشه درآورد.
  • هم‌زمان با هفته اول اکران این فیلم، رمان «چین‌خوردگی در زمان» به شکل گسترده چاپ و در فروشگاه‌های محصولات فرهنگی به طور ویژه به فروش می‌رسید. اقدام هماهنگ زنجیره‌ی تولید و عرضه‌ی محصولات فرهنگی در مطالعه‌ی مورد خاص A Wrinkle in Time بسیار جالب توجه است. ارائه هم‌زمان چاپ جدید یک رمان قدیمی با طرح جلد پوستر فیلم به همراه تصاویری از نسخه‌ی تصویری و برنامه‌ریزی برای تبلیغ گسترده در هفته‌ی اول اکران می‌تواند به عنوان الگویی از بازارپردازی در صنایع فرهنگی ایران هم انجام شود.
  • کار فرهنگی ضعیف توسط ذائقه‌ی عمومی قابل‌تشخیص و حذف است. عدم استقبال مردم مالزی از اولین اکران‌های فیلم چروکیدگی در زمان –علی‌رغم تبلیغات فراگیر کمپانی دیزنی- نشان‌دهنده‌ی سطح بالای آگاهی مخاطبان سینما از کیفیت آثار به نمایش درآمده است.
  • فضای ورودی این سینما از نظر فروش بلیط، تبلیغات و مدیریت، مشابهت زیادی با مجموعه TGV داشت.
  • این مجتمع سینمایی هم فیلم‌های خود را با سه رده‌ی سنی «عمومی»، «تذکر به والدین منهای ۱۳» و «ممنوعیت تماشای منهای ۱۸» تفکیک و به تبلیغ آن می‌پردازد.
[تغییر دکور مردان برای اقامه‌ی فرایض در دکورلند / نمازخانه‌ی Suria KLCC]

بازدید از موزه هنرهای اسلامی مالزی Muzium Kesenian Islam Malaysia

  • موزه هنرهای اسلامی مالزی (IAMM) یکی از اولین و بزرگ‌ترین موزه‌های آثار هنری اسلامی در جنوب شرق آسیا است که در سال ۱۹۹۸ و در مساحتی حدود ۳۰ هزار مترمربع افتتاح شده است. این موزه برجسته با بیش از هشت هزار اثر هنری دارای یکی از برترین گنجینه‌های هنرهای تزئینی اسلامی در دنیا است: جانمازهای دست‌دوزی شده, خطاطی‌ها و دست‌نوشته‌های ظریف روی ظروف سفالی, قالی‌های دستباف و کاشی‌کاری‌های لعابی، کتاب‌های خطی و ...
  • ساختمان موزه نیز خود اثری هنری به شمار می‌رود. ورودی ایوان مانند آن با طرح‌های سرامیکی و آیاتی از قرآن مزین شده است و سقف آن دارای گنبدهای فیروزه‌ای رنگ با کاشی‌کاری‌های ایرانی و تزیینات گچ کاری ازبکستانی است. سالن‌های داخل موزه بسیار نورگیر و وسیع طراحی شده‌اند که هدف آن ایجاد فضایی دل‌نشین و القای احساس آزادی و رهایی به بیننده است. معماری ساختمان موزه آن‌چنان زیبایی و جذابیتی داشت که گردشگران خارجی برای تماشای آن به این مکان جذب می‌شدند. تلفیق معماری سرزمین‌های مختلف اسلامی در ساخت این بنا به جذابیت آن افزوده بود.

[«فلسطین» تاریخ و فرهنگ گمشده | تاریخ‌نمای سرزمین فلسطین در ورودی موزه هنرهای اسلامی مالزی]

  • این موزه شامل ۱۲ گالری است که هر کدام گونه‌های مختلفی از آثار هنری اسلامی مانند جواهرات و اشیای قیمتی، پارچه، فلزکاری، سرامیک و آبگینه، سلاح جنگی, معماری و قرآن و نسخ خطی را به نمایش می‌گذارند. با توجه به قرابت فرهنگی-جغرافیایی مالزی با شبه‌قاره،  تعدادی از این گالری‌ها به کشورهای چین, هند و مالزی باستان اختصاص داده شده است. از جالب‌ترین قسمت‌های این موزه می‌توان به نمونه پارچه پوشش درب کعبه, شکل اتاق یک خانه عثمانی قرن نوزدهم در اندازه‌های واقعی آن و مدل‌هایی از مساجد مهم جهان اسلام (در مقیاس کوچک) اشاره نمود. تمام آثار هنری این گالری‌ها دارای پلاکاردهای توضیحی به زبان‌های مالایی, انگلیسی و عربی هستند.
  • هم‌زمان با بازدید ما در گالری این موزه یک نمایشگاه عکس با موضوع حراست از «میراث اسلامی در معرض خطر جنگ» برگزار شده بود. تصاویر و توضیحات مفصلی از آثار مختلف اسلامی در کشورهای سوریه، عراق و یمن که در اثر جنگ آسیب دیده و یا ویران شده در معرض دید قرار گرفته بود. این نمایشگاه از نظر توجه مالایی‌ها به آثار باستانی جهان اسلام در کشورهای عربی بسیار قابل توجه بود.

[خطر نابودی میراث تمدن اسلامی در سوریه، یمن و عراق | اشتباه بامزه‌ی گالری ویژه‌ی موزه اسلامی مالزی در استفاده از تصویر گنبد حرم حضرت معصومه علیهاسلام در قم بجای گنبد تخریب‌شده‌ی حرم امامین عسکریین علیهماالسلام در سامرا]

  • در ورودی موزه و در هنگام خرید بلیط، امکان تهیه‌ی یک دفترچه‌ی ویژه‌ی بازدید کودکان وجود داشت. این دفترچه که با عنوان Museum Quest در ۱۸ صفحه‌ی رنگی آماده شده بود، به زبان انگلیسی و مالایی به فروش می‌رسید و شامل سؤالات متنوعی از بخش‌های مختلف موزه بود. این سؤالات به صورت «جای خالی»، «ترسیمی»، «تکمیل کردنی»، «جدول» و ... به همراه توضیحات خوب و ساده‌ای برای کودکان درباره‌ی محیط موزه بود.
  • فروشگاه بزرگ محصولات فرهنگی و هنری موزه، یکی از کامل‌ترین مجموعه‌های فروش آثار تزیینی اسلامی در مالزی است که بازدیدکنندگان را به خرید نمونه‌های آثار هنری اسلامی ترغیب می‌کند. وسعت و تنوع محصولات این فروشگاه فراتر از انتظار ما بود و شامل نمونه‌هایی از آثار هنری از سرتاسر جهان اسلام می‌شد. به کارکردهای اقتصادی موزه‌ها باید نگاه دوباره‌ای داشته باشیم. فروشگاه بزرگ این موزه مرجع خرید آثار هنری در شهر کوالالامپور است و علاوه بر مردم مالزی، گردشگران زیادی از آن خرید می‌کنند.
  • از امکانات جانبی این موزه می‌توان به کتابخانه‌ی تخصصی هنر اسلامی، کتابخانه‌ی کودک و نوجوان، مرکز برگزاری نمایشگاه‌ها و رستوران ویژه اشاره کرد. در مجموع موزه‌ی هنرهای اسلامی مالزی نمایشگر میزان اهمیت دین و فرهنگ اسلامی در مالزی است.
  • بازدید از این موزه بار دیگر زمینه‌های فرهنگی مشترک ایران و مالزی را به ما ثابت کرد. پیوستگی سرزمین مالزی به شبه‌قاره در دوران گورکانیان که زبان فارسی را به عنوان زبان رسمی استفاده می‌کرده‌اند، زمینه‌های تاریخی خوبی برای برقراری ارتباط فرهنگی مجدد بین دو ملت فراهم می‌کند.
[اسم شریف و سنه‌ی جلوس و مدت سلطنت ممالک‌ستان شاهنشاه انگلستان به خط و زبان فارسی در موزه هنرهای اسلامی مالزی / Muzium Kesenian Islam Malaysia]

بازدید از موزه‌ی ارتباطات مالزی TelekomMusium

  • موزه ارتباطات و مخابرات کوالالامپور دارای گنجینه‌ای بزرگ و نفیس از یافته‌ها و آثار تاریخی ارزشمندی است که در آن وقایع مهم در تاریخچه مخابرات این کشور به ترتیب زمانی به تصویر کشیده شده‌اند. بازدیدکنندگان موزه می‌توانند با اختراعات و اکتشافات مهم در تاریخ ارتباطات مالزی و جهان همچون پدید آمدن تلگراف, اختراع تلفن, اختراع رادیو، تلکس، شبکه‌های ماکروویو، پخش تلویزیونی، استفاده از ماهواره‌ها، توسعه تلفن همراه، خصوصی‌سازی تلکام مالزی و راه اندازی برج کوالالامپور به عنوان یک برج مخابراتی آشنا شوند.
  • گالری‌های موزه با امکانات سمعی و بصری مختلف، بازدیدکنندگان را قدم‌به‌قدم در مسیر تاریخ ۱۲۰ ساله مخابرات و تجهیزات ارتباطی هدایت می‌کند و اطلاعات ارزشمندی را از زمان استفاده از کدهای مورس تا شبکه‌های پیشرفته و دیجیتالی امروز, ارائه می‌کنند. این گالری‌ها عبارت‌اند از :
    • گالری ۱ «دوران ماقبل تاریخ»: نگاهی اجمالی بر ابزارهای ارتباطی اولیه مانند نقاشی‌های یافت شده در غارهایTambun و Bersurat از دوره Neolithic
    • ‌گالری۲ «آغاز عصر ارتباطات»: آشنایی با اولین تلاش‌های پیشگامانه در صنعت ارتباطات بین سال‌های ۱۸۷۰ تا ۱۸۷۸ مانند توسعه سیستم مورس در منطقه Taiping
    • گالری۳ «مخابرات در دوران قبل و بعد از استقلال مالزی»: آشنایی با دوران رشد سیستم‌های مخابراتی در مالزی و کلکسیونی از انواع دستگاه‌های تلفن قدیمی از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۸۰ و ظهور تلفن‌های همراه
    • گالری۴ «عصر مدرن»: آشنایی با تحولات عظیم معاصر در دنیای دیجیتال و ارتباطات آنلاین در سطح جهانی
    • گالری۵ «ارتباطات هوایی»: آشنایی با شاخه‌ای خاص از ارتباطات در سیستم‌های حمل‌ونقل هوایی و سیستم‌های شبیه‌سازی پرواز
  • این موزه در ساختمانی تاریخی و منحصربه‌فرد با نمایی از ۸ ستون برجسته و معماری نئو کلاسیک یونانی قرار دارد که در سال ۱۹۲۸ ساخته شده است. در سال ۱۹۸۰ سازمان مخابرات مالزی تصمیم می‌گیرد که با خراب کردن این ساختمان بازمانده از دوران مستعمراتی, در این مکان برجی ۲۶ طبقه به عنوان دفتر مرکزی این شرکت احداث کند اما با تأکید رئیس‌جمهور وقت دکتر مهاتیر محمد مبنی بر حفظ میراث ملی این کشور, این سازمان تصمیم می‌گیرد تا این بنا را به موزه تلکام تبدیل نماید.
    مرمت و بازسازی این ساختمان قدیمی با هزینه‌ای بیش از ده میلیون رینگت انجام شده است و گردآوری و بایگانی آثار و گنجینه‌های تاریخی نمایش داده شده در این موزه از سال ۱۹۹۳ تا نیمه‌های ۱۹۹۴ به طول می‌انجامد.
  • گالری‌های این موزه شامل مجموعه آثاری است که اکثر آن‌ها را خود شرکت تلکام مالزی و سازمان‌های زیرشاخه‌اش گردآوری کرده‌اند. بخش دیگری از آثار و تجهیزات ارتباطی این موزه نیز توسط سازمان موزه‌ها و باستان‌شناسی مالزی , کتابخانه ملی مالزی, پلیس سلطنتی و افراد عادی اهدا شده‌اند.
  • برخلاف انتظار اولیه، این موزه‌ی تخصصی برای نوجوانان بسیار جذاب بود. هر چند که بدون حضور راهنما ارتباط زیادی با فضای آن نمی‌شد برقرار کرد، اما با راهنمایی متصدیان، اطلاعات ارائه شده درباره‌ی تکامل صنعت ارتباطات کنجکاوی و هیجان نوجوانان همراه گروه را برانگیخت.
  • از جمله برنامه‌های جانبی این موزه برگزاری «شبی در موزه» برای مدارس و دانش‌آموزان بود. ایده‌ای که متأسفانه هنوز در ایران به طور جدی اجرایی نشده است.
[پیشرفت فنون نساجی در دکورلند و فروش حیجاب به نمایشی‌ترین حالت ممکن / Kuala Lumpur]

بازدید از موزه تاریخ نساجی مالزی National Textile Museum

  • موزه ملی نساجی، مجموعه‌ای منحصربه‌فرد و تاریخی از پوشاک، لوازم جنبی و پارچه را در خود جای داده است. این موزه، چهار گالری اصلی دارد که خاستگاه فن نساجی را از دوران ماقبل تاریخ و رشد آن از طریق تجارت نشان می‌دهند. همچنین ابزار، مواد و فنون سنتی تولید پارچه در آن به نمایش گذاشته شده است.
    ورودی این موزه رایگان است و بخش‌های متنوعی مرتبط با صنعت نساجی –از کفش تا جواهرات- را در بر می‌گیرد.
  • این موزه در یکی از خوش‌منظرترین ساختمان‌های دوران استعماری مالزی و در نقطه‌ی مرکزی شهر کوالالامپور قرار دارد و همین اهمیت صنعت نساجی در مالزی را نشان می‌دهد. این ساختمان که در سال 1905 ساخته‌شده از سال 2010 به موزه تبدیل‌شده است.
  • این موزه یک فروشگاه کوچک برای فروش محصولات نساجی سنتی مالزی دارد.
  • همچنین در این موزه سالن ساده‌ و مجهزی برای برگزاری جلسات و سخنرانی‌ها در نظر گرفته‌شده بود که نشان‌دهنده‌ی جایگاه موزه در نظام آموزشی مالزی است. اصلی‌ترین بازدیدکنندگان موزه هم هنرجویان و دانشجویان رشته‌های مرتبط با نساجی هستند که در برنامه‌های آموزشی آن شرکت می‌کنند.
  • تغییر کاربری ساختمان‌های قدیمی و بازسازی آن‌ها به شکل موزه از روش‌های حراست از میراث فرهنگی در جهان است که در کشور ما هم مشابه همین اقدام (موزه ملی ارتباطات در ساختمان قدیم شرکت پست در میدان مشق) انجام شده و می‌شود و البته نیاز به حمایت‌های بالادستی دارد.
  • استفاده تلفیقی از آثار باستانی، نمونه‌های تاریخی، ماکت، ساخت مجسمه، بازسازی مکان‌ها، پوستر و دیوارنوشته، نمایشگرهای دیجیتال و ... در این موزه به شکل کامل و دقیقی انجام شده بود و می‌تواند برای ساماندهی به موزه‌های ما الگو باشد.
[خاله خرسه و آقای آهسته در حال جاسوسی صنعتی از رموز تولید پارچه در موزه تاریخ نساجی مالزی / National Textile Museum]

ناگفته نماند...

مهم‌ترین هدف و برنامه‌ی سفر ما، مشارکت در برگزاری نخستین دوره المپیاد بین‌المللی سواد رسانه‌ای (International Media Literacy Olympiad) یا به‌اختصار IMLO 2018 بود:

«در این رویداد دانش‌آموزی که به ابتکار «باشگاه سواد رسانه‌ای ایران» و با هدف پرورش تفکر و توانمندسازی نوجوانان جهان (!) در مواجهه با رسانه‌ها در کشور مالزی برگزار شد، دانش‌آموزان به مدت یک هفته در بخش‌هایی همچون سفرنامه نویسی اینستاگرامی، ارائه ایده‌های آموزش مجازی سواد رسانه‌ای به شیوه MOOC، کمپین سازی تبلیغاتی برای صادرات محصولات ایرانی، نقد فیلم نویسی، آزمون شفاهی و آزمون کتبی با یکدیگر به رقابت پرداختند و در انتهای این رقابت، مدال‌های المپیاد به دانش‌آموزان برگزیده اهدا شد. پیش از این، مرحله اول این المپیاد با مشارکت بیش از ۵۰۰ دانش‌آموز در داخل و خارج کشور در فروردین ۹۶ برگزار شده بود و ۳۰ نفر از برگزیدگان مرحله نخست در قالب اردویی ۴ روزه در مردادماه ۹۶ در مرحله دوم این المپیاد با هم به رقابت پرداخته بودند و حاضران در مسابقه بین‌المللی، دانش‌آموزان دارنده‌ی مدال طلای کشوری بودند. گفتنی است برگزاری این المپیاد در مالزی با هماهنگی رایزنی علمی ایران در شرق آسیا و همکاری رایزنی فرهنگی ایران در مالزی انجام شد.»

*
دومین هدف سفر، حضور در اولین کنفرانس بین‌المللی سواد رسانه‌ای (ICMEDLIT 2018) در کوالالامپور بود. در این کنفرانس که با شعار «ظرفیت‌های سواد رسانه‌ای برای تغییرات اجتماعی» با حضور مدعوینی از مالزی، تایلند و برخی کشورهای اروپایی برگزار شد، سخنرانی‌های رسمی مقامات، سخنرانی‌های کلیدی اساتید مدعو و ارائه مقالات در نشست‌های تخصصی کارشناسان انجام شد. دانش‌آموزان ایرانی شرکت‌کننده در المپیاد سواد رسانه‌ای هم که با ارسال آثار خود در بخش مسابقه‌ی MOOC این کنفرانس شرکت کرده بودند به ارائه‌ی آثار خود به داوران پرداختند. در حاشیه‌ی این کنفرانس تفاهم‌هایی میان باشگاه سواد رسانه‌ای ایران و دبیرخانه همایش جهانی ICMEDLIT و اتحادیه جهانی سواد رسانه‌ای، برای ادامه تعاملات پیرامون المپیاد بین‌المللی سواد رسانه‌ای و توسعه این رویداد جهانی در سایر کشورها انجام شد.

[جلسه‌ی سرنوشت‌ساز ارزیابی نتایج دانش‌آموزان با حضور اساتید، دکاتر، علما و فضلای ذکور المپیاد مذکور / Seri Pacific Hotel Kuala Lumpur]

البته ماجرا به همین سادگی و به همین خوشمزگی که گزارش‌های رسمی حکایت می‌کنند نبود و حاشیه‌های اجرایی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، علمی،‌ سیاسی، رسانه‌ای، خانوادگی و شرعی مختلفی قبل، حین و بعد از سفر وجود داشت و دارد که هرگز روایت نشده و احتمالاً نخواهد شد.
ابتدا تصمیم داشتم درباره‌ی این حاشیه‌ها بیشتر بنویسم؛ خطوطی هم قلمی کرده بودم؛ اما حالا به دلایلی از آن منصرف شده‌ام. صرفاً چند جمله‌ای درباره‌ی همایش علمی ICMEDLIT بخوانید و خلاص:

شرح همایش:
اولین همایش بین‌المللی سواد رسانه‌ای توسط دانشگاه کلانتان مالزی (UMK) در سال 2018، با همکاری دانشگاه وین، دانشگاه پوترا مالزی (UPM)، دانشگاه اوپن هلند (OUNL)، دانشگاه زپلین آلمان (ZU)، دانشگاه چولالونگکورن تایلند(CU)، دانشگاه علوم اجتماعی و علوم انسانی هوشی‌مین (USSH) و آکادمی روزنامه نگاری و ارتباطات  هانوی  (AJC) برگزار شد. این همایش دو روزه با شعار

«شایستگی سواد رسانه‌ای برای تغییرات اجتماعی»
MEDIA LITERACY COMPETENCY FOR SOCIAL CHANGE

در محل هتل خیلی مجلل Palace of the Golden Horses کوالالامپور و با حضور مدعوینی از مالزی، تایلند و برخی کشورهای اروپایی برگزار شد. برنامه‌های همایش شامل سخنرانی‌های رسمی مقامات، سخنرانی‌های کلیدی اساتید مدعو و ارائه مقالات در نشست‌های تخصصی کارشناسان بود. یک نمایشگاه کوچک از آثار شرکت‌کننده در بخش جنبی همایش (مسابقه MOOC) هم در این دو روز برقرار بود. دانش‌آموزان ایرانی شرکت‌کننده در المپیاد سواد رسانه‌ای هم که با ارسال آثار خود در بخش مسابقه‌ی MOOC شرکت کرده بودند، در روز دوم به ارائه‌ی آثار خود به داوران پرداختند.


[حضور پر رنگ خاله خرسه و آقای آهسته در همایش ICMEDLIT 2018 و رایزنی‌های علمی گسترده و چندجانبه با نمایندگان عالی‌رتبه‌ی گلدن هورسز پلازا]

چند نکته‌ی کوتاه درباره‌ی این همایش:

  • سطح کیفی همایش ضعیف‌تر از حد انتظار بود و در میان اساتید و پژوهشگران مالایی هم استقبالی از آن نشده بود. تعداد کم مقالات و اندک بودن حضار در برنامه نشان‌دهنده‌ی ضعف دانشگاه کلانتان در برگزاری این همایش بود.


[صفوف به هم فشرده‌ی جمعیت انبوه حاضران در همایش بین‌المللی سواد رسانه‌ای ICMEDLIT 2018]

  • تلقی عمومی حاضران همایش از سواد رسانه‌ای با ذهنیت ایرانیان از این موضوع تفاوت دارد. در گفتگوهایی که با برخی اساتید حاضر از جمله پروفسور بائر از اتریش PROF. DR. THOMAS ALFRED BAUER (University of Vienna) داشتیم معلوم شد که سیطره‌ی رسانه‌های نوین و بخصوص رسانه‌های اجتماعی در فضای جامعه‌ی جهانی هم آزاردهنده شده است. «اعتیاد به نت»، «اخبار دروغین» و «مصرف بدون برنامه» از جدی‌ترین مشکلات جوامع آن‌هاست. از همین رو سواد رسانه‌ای برای تغییرات اجتماعی یک ضرورت تلقی می‌شود و اندیشمندان غربی به دنبال آموزش مردم برای بهره‌برداری درست از رسانه‌های اجتماعی و بهبود وضعیت زندگی عمومی هستند. در حقیقت از نظر پروفسور بائر به مردم کمک می‌کند چطور با به‌کارگیری رسانه‌ها، ارتباطات اجتماعی‌شان را بهبود بدهند.
  • در گفتگو با دکتر استریک از آلمان Assoc. Prof. Dr. Christian Stracke که متخصص فلسفه و علوم یادگیری بود هم مشخص شد دغدغه‌ی اصلی ایشان این است که با سواد رسانه‌ای، مردم بیاموزند چطور خودشان جامعه‌شان را تغییر دهند و جلوی تغییرات ناخواسته‌ی جامعه متأثر از پیام‌های رسانه‌ای گرفته شود.
  • اساتید مالایی به وضوح در موضوع همایش حرفی برای گفتن نداشتند. سخنرانی‌های شخصیت‌های مهم دانشگاهی مالزی در این همایش صرفاً به بیان کلیات و اهمیت سواد رسانه‌ای محدود می‌شد و هیچ راهی به عملیات و حل مشکل عموم جامعه باز نمی‌کرد. در این حوزه فضای دانشگاهی ایران (علی‌رغم همه‌ی کم‌کاری‌ها) بسیار مستعدتر است و دستاوردهای بیشتری داشته است.

[آن‌چه از ضیافت ناهار همایش ICMEDLIT 2018 باب طبع خاله خرسه و آقای آهسته بود]

  • توجه به ویدیوهای آموزشی در سطح دانشگاهی و در سطح مخاطب عام در مالزی بسیار گسترش یافته است. شرکت‌کنندگان در مسابقه MOOC این همایش همگی نمونه‌های زیادی از آموزش ویدیویی در نقاط مختلف مالزی به همراه آورده بودند. همین‌طور «مرکز یادگیری الکترونیکی مالزی» Centre for E-Learning (CeL) تجمیع کننده‌ی آموزش‌های الکترونیکی دانشگاهی مالزی است و طبق آماری که ارائه می‌کند حدود چهارصد هزار دانشجو از بیش از ۳۰۰ دوره‌ی آموزشی  MOOC استفاده کرده‌اند. (openlearning.com/malaysiamoocs) این تجربه برای آموزش عالی ایران حتماً قابل مطالعه و استفاده است.

الغرض

همان‌طور که اول گفتم این همه‌ی سفرنامه‌ی من نیست. چیزهای بیشتری نوشته بودم و منتظر بودم بلکه امکان انتشارش را با گذر زمان بیابم که نشد.

خاله خرسه و آقای آهسته در این سفر هشت روزه (۱۳ تا ۲۱ اسفند ۹۶) چیزهای زیادی دیدند و شنیدند که در این هفت‌هزار و چند صد کلمه گفته نشده و شاید هرگز گفته نشود. این‌ها هم که گفته آمد امیدوارم که در آینده به کار کسی یا کسانی بیاید. وگرنه چه حاصل از این همه چشم چرخاندن و قلم دواندن؟


+ یادداشت «درباره‌ی سفر و سفرنامه نویسی» هم مربوط به همین سفر است.

گفتگوها (۴)

استاذنا! بهره جستیم و خاطراتی چند برایمان زنده شد. دم شما گرم و خوش به حال آیندگان...
پاسخ:
ادام الله المپیادکم الشریف!
سلام بر استاد عزیز
پاسخ:
علیکم السلام
سلام استاد! مطلب مفیدی بود. دستتان درد نکند.
پاسخ:
علیکم السلام

ممنونم.
  • محمد مهدی
  • خواندم.
    پاسخ:
    خیلی محبت کردید.
    اصلا راضی به زحمت نبودیم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی