از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

  • ۲۸ بهمن ۹۷
    عصر جدید
    من اتفاقاً از برنامه خوشم آمد: اتحادیه کشوری دلقک‌های ابتر، برای رونق امور صنف خود، برنامه کشف استعداد راه انداخته. خودش هم صریحاً می‌گوید «استعداد» یعنی فقط: «هنر، سرگرمی، ورزش» (آرت، اینترتیمنت، اسپورت)

    اسم برنامه را هم با احترام به روح شادروان چارلی چاپلین گذاشته «عصر جدید» که همان اول تکلیفمان با آن روشن باشد: قرار است تلاش روزافزون بشر در عصر مدرن برای رسیدن به خوش‌بختی را ببینیم: humanity crusading in the pursuit of happiness . خیلی هم عالی و پرتقالی.
    *
    از آن جا که «اتحادیه کشوری دلقک‌ها» یک بخش خصوصی است -و اقتصاد بازار بر آن حکم‌فرما است و بازار با کسی تعارف ندارد- اتفاقاً به نظرم در این مورد خاص همه روی صندلی‌های خودشان نشسته‌اند. می‌دانیم که سامانه‌های اقتصادی برای تثبیت خودشان در نظام ایدئولوژیک هم «چهره» می‌خواهد، هم «متخصص» و هم «محلل» ...
    *
    و البته نواده بوسعید ابوالخیر در مقامات التوحید بعد از ذکر حکایتی دردآور* نوشته است:

    «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»


    *

    شیخ ما [ابوالسعید ابوالخیر] گفت که:
    وقتی زنبوری به موری رسید. او را دید که دانه‌ای گندم می‌برد به خانه و آن دانه زیر و زبر می‌شد و آن مور با آن زیر و زبر می‌آمد و به جهد و حیله‌ی بسیار آن را می‌کشید و مردمان پای بر او می‌نهادند و او را خسته و افگار می‌کردند.
    آن زنبور آن مور را گفت که این چه سختی و مشقت است که تو از برای دانه‌ای بر خود نهاده‌ای و از برای یک دانه‌ی محقر چنین مذلت می‌کشی؟ بیا تا بینی که من چگونه آسان می‌خورم و از چندین نعمت‌های با لذت بی این همه مشقت نصیب می‌گیرم و از آن چه نیکوتر و بهتر است و شایسته، به مراد خویش به کار می‌برم.
    پس مور را با خویشتن به دکان قصابی برد. جایی که گوشت نیکو و فربه‌تر بود بنشست و از جایی که نازک‌تر بود سیر بخورد و پاره ای فراهم آورد تا ببرد. قصاب فراز آمد و کاردی بر وی زد و آن زنبور را به دو نیمه کرد و بینداخت.
    آن زنبور بر زمین افتاد و آن مور فراز آمد و پایش بگرفت و می‌کشید و می‌گفت: «هرکه آن جا نشیند که خواهد و مرادش بود، چنانش کشند که نخواهد و مرادش نبود»

  • ۳ بهمن ۹۷

    #پویش_آرزوها
    امیدوارم در راستای تحقق اصل ۳۰ قانون اساسی، پشتیبانی آموزشی و هدایت تحصیلی «همه» دانش‌آموزان در فضای مجازی «رایگان» باشد.


    چهارسوق یازدهم در راه است.
    اگر برای ۵ سال آینده نظام آموزشی ایران آرزوهایی دارید به #پویش_آرزوها بپیوندید: ChaharSoogh.ir
    آرزوهای تک‌تک ما آینده را خواهند ساخت؛ ان‌شاءالله.

  • ۲۶ دی ۹۷

    وقتی از «سیم‌کش احمق» حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم؟

    بسترسازانِ دولتی زیرساخت، توسعه‌دهندگان خصولتی پلتفرم را به خط کرده‌اند که با اسم رمز «محتوا» از «بازار» چند میلیونی کودک و نوجوان «پول» دربیاورند. این وسط هم مشارکت «بخش خصوصی» نقش «شکل کار» را بازی می‌کند.
    چه محتوایی تولید کنیم؟ محتوایی که بتواند در پلتفرم‌مان بنشیند و از زیرساخت بشود پولش را گرفت!
    الحمدلله این هم شد «استراتژی توسعه کسب و کار»

    کودک یعنی چه؟ نوجوانی چیست؟ تربیت کو؟ کدام نیاز؟ با چه استانداردی؟ ...


    «سیم‌کش احمق» کودک و نوجوان را «بازار» می‌بیند.
    «سیم‌کش احمق» نباشیم.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

وقتی از آقای مهندس حسین غفاری، معلم و پژوهشگر تربیت و رسانه درخواست کردیم در موضوع کلی فضای مجازی و حضور نوجوانان در آن، یادداشتی برای «نو+جوان» بنویسند، از ما خواستند که به شما بگوییم «آنچه خواهید خواند را صرفاً به چشم نصیحت‌های یک آقا معلم میانسال نگاه نکنید! این‌ها تجربه‌های یک برادر بزرگ‌تر است که از سر دلسوزی برای خواهران و برادرانِ نوجوان و عزیزِ خودش نوشته است.»

در آخرین سال‌های قرن بیستم میلادی، یعنی زمانی که احتمالاً پدرومادر شما، نوجوان بودند، شکل و شمایل نوجوانی در چشم مردم خیلی با امروز فرق داشت. در آن روزها نوجوانی بیش از آن‌که فرصتی برای سرگرمی و کنجکاوی باشد، زمانی برای تمرین بزرگسالی محسوب می‌شد. اگر خاطرات عجیبی که از حضور نوجوانان در عرصه‌های مختلف انقلاب اسلامی و دفاع مقدس می‌شنوید را با حال‌وهوا و مطالبات امروز خودتان و رفقایتان مقایسه کنید، متوجه این تفاوت‌ها می‌شوید. انگار فضای جامعه در این سه دهه به‌گونه‌ای تغییر کرده که نه‌تنها دیگران «نوجوان» را جدی نمی‌گیرند، بلکه سطح توقع نوجوانان از خودشان هم پایین آمده و گویی نوجوانی از یک معرکه پرحرارت و یک میدان رقابت، به یک تختخواب نرم و راحت تغییر ماهیت داده است!
گذشته از حال‌وهوای سیاسی دنیا و اوضاع فرهنگی ‌اجتماعی شهرها و کشورها، به نظر می‌رسد توسعه «فناوری» و گسترش «رسانه‌ها» اصلی‌ترین عامل این تغییر نقش و ماهیت باشند. اساساً سیر دیجیتالی شدن فناوری و رسانه در این سه دهه، منجر به آزادی تدریجی انسان از برخی محدودیت‌های مادی شده است.
اگر پدر شما، وقتی که نوجوان بود، برای یافتن پاسخ یک پرسش ساده، به یک سفر درون‌شهری تا کتابخانه مرکزی شهر نیاز داشت، شما برای دسترسی به اطلاعاتی هزاران بار بیشتر از پدرتان، فقط به جابه جایی دستتان تا برداشتن یک ابزار دیجیتال متصل به شبکه نیاز دارید! و اگر مادر شما، وقتی که نوجوان بود، برای یک مهمانی دوستانه یا گفت وگوی ساده باید تدارک مفصلی می‌دید و مقدمات فراوانی می‌چید، شما با چند کلیک ساده در رسانه‌های اجتماعی، بیشتر از او با آشناها معاشرت می‌کنید و راحت‌تر از او با غریبه‌ها دمخور می‌شوید! این تغییرات عملی، طبیعتاً اثرات نظری خود را بر جایگاه‌ها، نیازها و وظایف افراد تحمیل می‌کند.
دنیای بی‌مکان و بی‌زمان مجازی که برای حضور در آن حتی به جسمتان نیازی ندارید، آزادی‌های شگفت‌انگیزی به نسل انسان داده که تا پیش از آن در افسانه‌ها آرزویش را می‌کرد. درج مطلبی در دنیای مجازی و ثبت اثری در رسانه‌های اجتماعی، بدون عبور از هفت‌خان نظارت و گزینش و ممیزی و فقط و فقط به میل و اراده شخصی، شما را به ابدیت پیوند می‌دهد و در حافظه مشترک بشری جاودانه می‌کند.
پس چرا این‌همه دستاورد سحرآمیز، پایه‌های سکوی پرتاب نوجوانی را متزلزل کرده است؟ راز این اثر معکوس در چیست؟
این‌طور به نظر می‌رسد که رسانه‌ها، در حالت کلی و فضای مجازی به‌طور خاص، ظرفیت عجیبی در بلعیدن وقت انسان و القای حس گیجی و سرخوشی در او دارند. رسانه‌های نوین این قابلیت را دارند که ذهن انسان را بدون نیاز به جسم او، به خود مشغول کنند. درنتیجه انسان بدون رنجِ تن و بدون ترس از خطر، خودش را در مواجهه با تجربه‌های بسیار، ارتباطات هموار و لذت‌های سرشار می‌یابد و ناخودآگاه در جهان رسانه‌های نوین غرق می‌شود. البته اثر این استغراقِ شیرین بر همه افراد یکسان نیست و «نوجوانان» به خاطر آزادی و استقلال بیشتر نسبت به «خردسالان» و وظایف و تکالیف کمتر نسبت به «بزرگسالان»، بالقوه بیشتر در معرض این گم‌گشتگی هستند؛ پس باید حسابی مراقب خودتان باشید!

«فضای مجازی واقعاً یک دنیای روبه رشد غیرقابل توقّف است؛ یعنی واقعاً آخر ندارد. هرچه انسان در این فضا پیش می‌رود، این همین‌طور ادامه دارد! این فرصت‌های بزرگی در اختیار هر کشوری می‌گذارد، تهدیدهایی هم در کنارش دارد؛ ما بایستی کاری کنیم که از آن فرصت‌ها حداکثر استفاده را بکنیم، از این تهدیدها تا آنجایی که ممکن است خودمان را برکنار نگه بداریم.» (بیانات رهبرانقلاب؛ ۱۳۹۵.۰۶.۰۳)

حواستان باشد که نوجوان بودن در عصر رسانه‌های دیجیتال، اقتضائاتی دارد که هم باید خودتان بیاموزید و هم باید دوستانتان را از آن آگاه کنید.

از استفاده ناخودآگاه تا انتخاب آگاهانه
شما نوجوان‌های قرن بیست‌ویکمی هیچ‌وقت جهان بدون «وب» را ندیده‌اید و تصور جهان بدون «ارتباطات همراه» برایتان مشکل است! حتی شکل و شمایل فناوری پیش از اختراع «صفحات لمسی» و «نمایشگرهای نازک»، به نظرتان بسیار قدیمی و عقب‌مانده می‌آید!
مثل ماهی که تا وقتی در آب است، آگاهی دقیقی نسبت به آن ندارد؛ شما نیز به‌سختی متوجه عمق و گستردگی فضای فناوری و رسانه‌ای که در آن زندگی می‌کنید، می‌شوید؛ پس لازم است گاهی از کمی عقب‌تر به خودتان و امکاناتی که به‌راحتی در اختیار دارید نگاه کنید تا اهمیت و جایگاه آن‌ها را در زندگی‌تان بفهمید. واقعیت آن است که بسیاری از روال‌های عادی استفاده شما از رسانه‌ها، نه از روی انتخاب آگاهانه که ناشی از تقلید خوش‌بینانه از اطرافیان است؛ اطرافیانی که از نظر اندیشه‌ها و افکار و سن‌وسال و جایگاه و موقعیت اجتماعی، شباهتی به شما ندارند و حتی نوجوان نیستند!
 اگر عاد‌ت‌های رسانه‌ای خودتان را با دقت بررسی کنید، می‌بینید که چقدر تحت تأثیر بزرگ‌ترها و حتی کوچک‌ترها هستید! برخی از عادت‌های رسانه‌ای شما هنوز باقی‌مانده از روزگار طفولیت است و برخی دیگر تحت تأثیر انتخاب‌های بزرگ‌ترها. یادتان باشد که نوجوان هستید و می‌توانید انتخاب‌های خودتان را داشته باشید. انتخاب‌هایی که با نیازهای دوران نوجوانی سازگاری داشته باشد.
فضای مجازی کارکردهای متنوعی دارد: انتقال اطلاعات، برقراری ارتباطات، آموزش، تجارت و کاسبی و البته تفریح و سرگرمی. شاید وقتی کوچک‌تر بودید تنها فایده این فضا برای شما بازی و سرگرمی بوده؛ اما حالا می‌توانید از سایر قابلیت‌های آن متناسب با نیازهای واقعی‌تان بهره‌مند شوید. خودتان را گوشه یک رسانه اجتماعی خاص، وسط یک بازی بی‌انتها یا در تب‌وتاب تماشای فیلم‌ها و سریال‌ها نگه ندارید. آینده را ببینید و با چشمان باز مسیرتان را در فضای مجازی انتخاب کنید.

از مصرف‌کنندگی تا کاربری
رسانه‌های قرن بیستم عمدتاً یک‌طرفه بودند؛ یعنی در یک روزنامه، مجله یا فیلم سینمایی، محتوایی را آماده می‌کردند و آن را از راه‌های مخصوص خود به مخاطب می‌رساندند. کلمه «کانال» به همین ارتباط یک‌طرفه اشاره دارد؛ مثل کانال رادیویی یا کانال تلویزیونی؛ برای همین رسم بوده که از اصطلاح «مصرف‌کننده» برای مخاطبان رسانه‌ها استفاده می‌کردند. مخاطبانی که به‌قول‌معروف مثل سیب‌زمینی جلوی تلویزیون لم می‌دادند و محتوای کانال‌های تلویزیونی را «مصرف» می‌کردند.
اما رسانه‌های عصر دیجیتال عمدتاً تعاملی شده‌اند؛ یعنی شما به‌عنوان «مخاطب» در شکل‌دهی به «محتوا» نقش جدی ایفا می‌کنید؛ مثلاً مخاطبان رسانه‌های اجتماعی درهرصورت مجبورند ردپایی از خود در آن به جا بگذارند و بازیکنان بازی‌های دیجیتال عملاً روش، سرعت و حتی داستان بازی را در دست می‌گیرند. اینجا دیگر کلمه «مصرف‌کننده» گویای رابطه مخاطب و رسانه نیست و باید به سراغ «کاربر» رفت؛ کاربری یعنی تولید و مصرف توأمان. کاربران دنیای رسانه‌های دیجیتال، «کانال»‌ها را به «شبکه» تغییر ماهیت داده‌اند و دائماً در حال گسترش شبکه‌های محتوایی به میل و سلیقه خودشان هستند.
مهم است که نوجوان از روی صندلی «مصرف‌کننده» (جناب سیب‌زمینی!) بلند شود و پشت فرمان «کاربری» بنشیند. خودتان را منفعل ندانید و منفعل نخواهید. هرچند که کاربران هم قدرت محدود و معینی دارند، اما به‌هرحال از مصرف‌کنندگان سرحال‌تر و مؤثرتر هستند؛ بشرط‌‌ها و شروط‌ها!

از مصرفِ بی‌بند تا کاربریِ ضابطه‌مند
نوجوانی سن هنجارپذیری و هنجارگریزی است. طبیعی است که شما دوست داشته باشید آن‌طور که دوست دارید رفتار کنید و طبیعی است که بزرگ‌ترها هم دوست داشته باشند که شما آن‌طور که آن‌ها می‌پسندند رفتار کنید! این یک نبرد سنتی و بی‌پایان در تاریخ زندگی اجتماعی بشر است؛ اما همان‌قدر که بزرگ‌ترها نباید بر تحمیل سلیقه‌هایشان به شما پافشاری کنند، شما هم نباید صرفاً از روی امیال و هوس‌هایتان گام بردارید. بزرگ‌ترها همیشه اشتباه نمی‌کنند و قواعد زندگی همیشه هم غیرمنطقی نیست.
استفاده بی‌قیدوشرط شما از انواع رسانه‌ها، حتماً باب طبع بزرگ‌ترها نیست و آن‌ها معمولاً پیوسته به دنبال کشف روش‌هایی هستند که شما را محدود و محدودتر کنند؛ اما آیا هر محدودیتی بد است؟
هوشیاری و آگاهی از خطرات و لغزشگاه‌هایی که در هر مسیری پیش روی ماست، شرط عقل است. این‌طور به نظر می‌رسد که عمده این هشدارها برای حراست از دوران نوجوانی شماست تا ناخواسته به جرگه «کودکان بزرگسال» وارد نشوید. این تعبیر را درباره نسلی به کار می‌برند که به علت گسترش دسترسی به رسانه‌ها و مصرف بی‌ضابطه آن، فرصت کافی برای گذار از کودکی به بزرگسالی نداشته‌اند.۱

«فضای مجازی امروز از فضای حقیقیِ زندگی ما چند برابر بزرگ‌تر شده؛ بعضی‌ها اصلاً در فضای مجازی تنفس می‌کنند؛ زندگی‌شان در فضای مجازی است. جوانان هم سروکار دارند با فضای مجازی، با انواع‌واقسام چیزها و کارها، با برنامه‌های علمی‌اش، با اینترنتش، با شبکه‌های اجتماعی‌اش، با مبادلات و امثال این‌ها سروکار دارند؛ خب، اینجا لغزشگاه است. هیچ‌کس نمی‌گوید آقا جاده نکش. اگر شما در یک منطقه‌ای جاده‌ای لازم دارید، خیلی خب، جاده بکش، جاده اتوبان هم بکش؛ اما مواظب باش! آنجایی که ریزش کوه محتمل است، آنجا محاسبه لازم را بکنید.» (بیانات رهبرانقلاب؛ ۱۳۹۵.۰۲.۱۳)

مغز شما با سخت‌ترین استخوان بدنتان یعنی جمجمه محافظت می‌شود. در تعاملات و ارتباطات انسانی هم جسم شما بازتاب‌دهنده افکار و اولین محافظت‌کننده از اندیشه‌هایتان است. خیلی از افراد اصلاً به شما نزدیک هم نمی‌شوند؛ چون جسمی دارید که معرف هویت و شخصیت‌تان است؛ اما همان‌طور که قبلاً گفتیم، دنیای مجازی دنیای «ذهن» است و ذهن بدون جسم، بسیار حساس و آسیب‌پذیر.
پس حتماً باید در غیاب جسمتان در فضای رسانه‌ها، برای آنچه می‌بینید و آنچه می‌شنوید و آنچه می‌خوانید و آنچه می‌نویسید و آنچه به جا می‌گذارید، ضوابط سفت‌وسختی مقرر کنید تا شأن خودتان را از یک «طعمه» به یک «قهرمان» ارتقا بدهید. به خاطر داشته باشید که نوجوانِ بی‌بند در فضای مجازی فقط یک «هدفِ آسان» برای شرکت‌ها و مؤسسات و گروه‌ها و فرقه‌های رنگارنگ است که به دنبال جذب مشتری و خریدار و هوادار (Fan) و سرسپرده هستند.
قهرمان‌ها بی‌بند نیستند. ضابطه‌مند باشید و سربلند.

از مصرفِ بی‌بار تا کاربری پربار
می‌دانیم که اغلب لحظات شما نوجوانان هنگام استفاده از رسانه‌ها، صرف فعالیت‌های حلال، مجاز و مباح می‌شود؛ بااین‌حال اکثر این استفاده‌ها «بی‌بار» است؛ یعنی بی‌ثمر و بی‌فایده.
تمنای سرگرمی و تفنن و گذراندن عمر به بطالت و بیهودگی، متأسفانه در زندگی نوجوانان عصر دیجیتال پررنگ است. لذا دوره نوجوانی که قرار بود زمینه‌ساز عبور از کودکی به بزرگسالی باشد، از کارکرد اصلی خود بازمانده و اکنون در مواجهه با نسلی از «بزرگسالان کودک» هستیم؛ نسلی که اوقات خود را با مصرف «اطلاعات بی‌ثمر» سپری کرده، سرگرم شده، اما درنهایت چیزی به‌جز سرخوشیِ گذرا گیرش نیامده و خیلی چیزها را که باید فرامی‌گرفته، فرانگرفته است!

«امروز بهمنی از گزاره‌های درست و نادرست دارد روی سر مراجعین اینترنت ما فرود می‌آید؛ اطلاعات غلط، اطلاعات نادرست، اطلاعات مضر، شِبه‌اطلاعات که بعضی چیزها اطلاعات واقعی نیست، اطلاع‌نمایی است.» (بیانات رهبرانقلاب؛ ۱۳۹۶.۰۳.۲۲)

مصرفِ بی‌بار در رسانه‌ها، زمان شما را پر می‌کند؛ اما شما را رشد نمی‌دهد. به‌زودی روزی می‌رسد که خود را در آستانه بزرگسالی می‌بینید؛ اما برای زندگیِ مستقل، اندوخته‌ای از بینش و دانش و مهارت به همراه ندارید. یادتان باشد که هم‌اکنون وقت جمع‌کردن توشه است و برای این کار به «برنامه» نیاز دارید.
فهرستی از نیازها، کارها و علاقه‌مندی‌های خود در فضای مجازی و سایر رسانه‌ها تهیه کنید و انتظارتان از هرکدام را در یک خط بنویسید. حتماً به سرگرمی‌ها و بازی‌ها هم اشاره کنید. موارد ذکرشده در این فهرست را اولویت‌بندی کنید و برای هرکدام از فعالیت‌ها، مدت‌زمانی را برحسب روز یا هفته در نظر بگیرید.
گام اول این است که از این به بعد فقط و فقط با «برنامه» به سراغ دنیای رسانه‌ها بروید. مهم نیست که در برنامه‌تان چه چیزی وجود دارد؛ مهم این است که خود را مقید و متعهد به برنامه کنید.
اما در گام‌های بعدی خوب است که برنامه خودتان را به یک نفر که قبولش دارید (مثل پدر و مادر یا اقوام نزدیک یا مربیان) نشان بدهید و مشورت کنید تا مطمئن بشوید همه آن چیزهایی که لازمه رشد شماست در این برنامه وجود دارد. ماهی یک‌بار هم این فهرست را مرور کنید و اگر لازم بود تغییری در آن بدهید.

از اثرپذیریِ مطلق تا اثرگذاریِ مثبت
گفتیم که از جمله تفاوت‌های «کاربر» با «مصرف‌کننده»، قدرت اثرگذاری بر محتوا و امکان تعامل با رسانه‌هاست. گسترش رسانه‌های اجتماعی هم شرایط تولید و انتشار شخصی محتوا را برای کاربران آسان کرده‌ است؛ اما نباید تصور کرد که هر تولید رسانه‌ای و هر تولیدکننده رسانه‌ای، توان اثرگذاری بر مخاطب را دارد. چه بسیار کاربرانی که در سطوح مختلف به تولید و انتشار متن، صوت، عکس و فیلم می‌پردازند؛ اما بیش از آن‌که اثرگذار باشند، اثرپذیرند!
به‌غیراز آن‌که برای تولید آثار رسانه‌ای نیاز به دانش و مهارت‌های خاص فنی و هنری وجود دارد، پشتوانه هر محصول رسانه‌ای، اندیشه‌ای است که آن را طراحی و تولید کرده. عرصه رسانه، عرصه تجلی اندیشه‌هاست؛ هرچند که شاید خودِ رسانه به پرورشِ اندیشه کمکی بکند، ولی نمی‌توان از اندیشمندی که دنیای رنگارنگ رسانه‌ها را بدل از جهان آگاهی و دانایی گرفته است، انتظار اثرگذاری داشت.

«معرفت‌هایتان را بالا ببرید عزیزان من! سقف معرفت خودتان را سایت‌های سیاسی و اوراق روزنامه‌ها و پرسه زدن در سایت‌های گوناگون قرار ندهید؛ سقف معرفت شما این‌ها نیست.» (بیانات رهبرانقلاب؛ ۱۳۹۱.۰۵.۱۶)

گفتیم که فضای مجازی محل به رخ کشیدن «قدرت ذهنی» است و جایی برای هنرنمایی «قدرت جسمی» ندارد. نوجوانی دوره آغاز تکامل این دو نیرو در انسان است و نه دوره به کمال رسیدن آن؛ پس اگر از نوجوان انتظار نداریم که با بزرگسالان هماورد جسمانی داشته باشد، چه توقع بیجایی است که در هماوردی ذهنی در فضای مجازی از او بخواهیم که با همگان قدرت‌نمایی کند؟

شد غلامی که آب جوی آرد / آب جوی آمد و غلام ببرد (سعدی)

اگر نوجوانِ عزیز ما می‌خواهد که روزی اثرگذاری مثبت داشته باشد، امروز را باید به «جان پروردن»۲ بگذراند. فراغتِ دوره نوجوانی بهترین زمان برای کسب معرفت از طریق مطالعه و مباحثه و درس‌آموزی است. برای کسب مهارت‌های فنی و هنری تولید رسانه هم فراغتی بهتر از نوجوانی نمی‌یابید.
اگر عزم خود را جزم کنید که صرفا مصرف‌کننده رسانه‌ها نباشید و با آگاهی انتخاب کنید و برنامه بریزید، این امید وجود دارد که در روزهایی بعدازاین روزها، تبدیل به کاربری اثرگذار در فضای رسانه‌ای بشوید؛ ان‌شاءالله.

پی‌نوشت:

۱. حدود چهل سال پیش، یک نویسنده و معلم آمریکایی به نام نیل پستمن کتابی نوشت به نام The Disappearance of Childhood که در ایران با نام «زوال دوران کودکی» توسط انتشارات اطلاعات ترجمه و چاپ شده است. پستمن در این کتاب هشدار می‌دهد که رسانه‌های تصویری و کانال‌های تلویزیونی که خشونت، آدم ربایی، سرقت، برهنگی و ناهنجاری‌های اخلاقی را در معرض دید کودک و بزرگسال به‌طور یکسان قرار می‌دهند، باعث زوال و انقراض پرشتاب دوران «کودکی» شده‌اند؛ یعنی بچه‌هایی که زودتر از سن خودشان وارد بزرگسالی شده‌اند و رسانه‌ها دوران معصومیت و کودکی‌شان را دزدیده‌اند.

۲. برگرفته از مقالات شمس تبریزی: «سخن گفتن، جان کندن است؛ و سخن شنیدن، جان پروردن» یعنی بیش از گفتن و حرف زدن، بشنویم و یاد بگیریم و تجربه کنیم.


یادداشت بلندی که خواندید را به لطف اعضای محترم تحریریه پایگاه «نو+جوان» در تیرماه ۹۸ نوشتم که بالاخره در هفته اول بهمن ۹۸ و در پرونده «مجازیان» منتشر شد.

دریافت فایل تصویری این یادداشت

البته دوستان «نو+جوان» با حسن سلیقه این یادداشت طولانی را به بخش‌های کوتاه‌تری تقسیم کرده‌اند که مطالعه‌ی آن برای نوجوانان راحت‌تر باشد. لذا آن‌چه در این‌جا منتشر کردم از نظر بخش‌بندی و تیترهای میانی با نسخه‌ی منتشر شده تفاوت‌هایی دارد.
*

در پرونده «مجازیان» مطالب خوب زیادی جمع‌آوری شده که توصیه می‌کنم همه‌شان را ببینید. بخصوص «پستوهای فضای مجازی!» از استاد بزرگوارم دکتر سعید مدرسی و «کلاغ‌فروشی نوین» از برادر عزیزم حسین حق پناه.

گفتگوها (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی