از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
  • ۲۸ مهر ۹۹

    از «مومو» خوشم آمد.
    حربه‌ی مفید و مؤثری برای ترساندن بچه‌ها و خانواده‌ها از واتساپ! مثل همان «لولو» که مادربزرگ‌ها ما را از آن می‌ترساندند که سراغ خوراکی‌های ته انباری نرویم!

    مقابله با آن هم ساده است. اگر خانواده‌ها آموزه‌های تربیتی را در سطح قصه شنگول و منگول در خانه پیاده کنند، «مومو» راه به جایی نمی‌برد:
    در را به روی غریبه باز نکنید؛
    شماره غریبه را مسدود کنید؛
    پیام غریبه را جواب ندهید.

    سخت است؟

  • ۱۷ شهریور ۹۹

    و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
    البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

    دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
    کمیل خجسته

    «جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
    عبدالحسین کلانتری

    + الیس الصبح بقریب؟
    ++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.


  • ۲۲ فروردين ۹۸

    با برنامه‌ی نود چه می‌شد کرد؟
    بدون ورود به دعواهای سیاسی و دوقطبی شکل گرفته میان شخصیت «مدیر فعلی شبکه سه» و «خالق برنامه نود» آیا نمی‌توان وضعیت بوجود آمده را تحلیل کرد؟
    یک رسانه‌ی غیرشفاف و غیرحرفه‌ای -که از آن با نام مستعار خرس قطبی نام می‌بریم- در طول بیست سال گذشته، یکی از پرطرفدارترین برنامه‌های خود را با ساختاری اشتباه ایجاد کرده، رشد داده و حفظ کرده است. با گذاشتن همه‌ی تخم مرغ‌ها در یک سبد، خرس قطبی عملاً امکان هر گونه اصلاح در این برنامه را از خودش سلب کرده. نه به تهیه‌کننده می‌تواند بگوید مجری را عوض کن؛ نه به اتاق فکر می‌تواند بگوید وارد فلان موضوع نشو؛ و نه مجری را می‌تواند تنبیه کند که چرا وارد فلان موضوع شدی. (ماجرای سال ۹۳ برنامه سمت خدا را به یاد بیاورید که چطور بخاطر ساختار سالم، به سرعت ختم به خیر شد.)
    خرس قطبی در یک مضحکه‌ی واقعی تمامی اختیارات مدیریتی خود را در ازای جذب تماشاگر بیشتر به یک نفر آدم خاص داده و بیست سال، مدیر پشت مدیر و مسئول پشت مسئول، آمده و رفته و این افتضاح مدیریتی را بزک کرده و با فرار به جلو پزش را هم داده. آن آدم خاص هم همه‌ی حیثیت مدیران دو لتی و سه لتی را گروگان گرفته و روی سبیل شاه نقاره می‌زند.
    با برنامه‌ی نود چه باید می‌کردند؟
    باید درباره‌ی این ساختار معیوب شفاف‌سازی عمومی می‌شد؛ که نشد.
    باید تمامی سلسله مدیران سابق که چنین افتضاحی را کاشته و داشته‌اند توبیخ و محاکمه می‌شدند؛ که نشد.
    باید قلع و قمع چنین شجره‌ی خبیثه‌‌ای در زمانی مناسب و در پوشش هیاهوهای رسانه‌ای دیگر انجام می‌شد؛ که نشد.
    فلذا اکنون چه داریم؟
    مدیر بدنامی که -به سان نوجوانی سیزده ساله- نارنجک به خودش بسته و حیثیت خودش را پودر کرده.
    افکار عمومی که یک قدم دیگر از خرس قطبی دورتر شده‌اند.
    آقای خاصی که آماده‌ی حضور در تمامی معرکه‌های آتی سیاسی -از انتخابات مجلس تا ریاست جمهوری- است.

x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی ابری» ثبت شده است

و در تاریخ خواهند نوشت که در سنه یکهزار و سیصد و نود و نه شمسی، که سفاهت و شقاوت و کرونا از اینجا تا ینگه‌دنیا را در نوردیده بود، شب‌پره‌های ریش‌پرفسوری آخرین تلاش‌هایشان را می‌کردند تا زیر سایه‌ی جهل و درماندگی عوام، خود را از آفتاب حقیقت مصون دارند...
البته من مدت‌هاست به توصیه استاد اخلاقم (!) پایم را از مناقشه با سیم‌کش‌ها بیرون کشیده‌ام. اما به پاس رادمردی و زمان‌شناسی سروران ارجمندم «دکتر کمیل خجسته» و «دکتر عبدالحسین کلانتری» در پاسخگویی به آخرین تقلای مستفرنگ‌های نشسته بر گرده‌ی ملت، شما را به خواندن یادداشت‌های زیر دعوت می‌کنم:

دنیای استیو جابز و دنیای وزارت ارتباطات
کمیل خجسته

«جهان مصالحه‌ها» یا «منازعات پلتفرمی»؟
عبدالحسین کلانتری

+ الیس الصبح بقریب؟
++ شادی روح سیدمجتبی نواب صفوی صلوات.


  • حسین غفاری

با پیشنهاد سرور ارجمندم جناب آقای دکتر مدرسی و حمایت‌های مؤسسه مسیر رسانه، یک دوره‌ی فشرده و تخصصی را در شهر کرج برای خواهران فرهیخته و بسیار محترم فعال در عرصه‌های مختلف فرهنگی طراحی کرده و از امروز اجرای آن را آغاز کردیم.
در نشست های پیاپی از صبح تا بعدازظهر ابتدا مبحث تاریخچه اوقات فراغت و صنعت سرگرمی را به تفصیل مطرح کردم و در ادامه با ورود به حوزه‌ی «سواد اطلاعاتی»، به اجرای دو فعالیت «زندگی ابری» و «چشم‌انداز رسانه‌های اجتماعی» به شیوه‌ی یادگیری همیارانه پرداختیم و همزمان درباره‌ی شیوه‌های نوین تدریس هم گفتگو کردیم.
الحمدلله روزی نفس‌گیر و پرماجرا داشتیم و ان‌شاءالله در جلسات آتی ثمرات این فعالیت‌ها دیده شود.

  • حسین غفاری

«مرکز مطالعات تربیت اسلامی» با همکاری «مؤسسه بینش مطهر» اقدام به برگزاری اولین دوره «تربیت مربی سواد رسانه‌ای و فضای مجازی برمبنای نظام اندیشه دینی با محوریت آثار شهید مطهری» نموده است. هر چند که برگزاری چنین دوره‌ای در نگاه اول عجیب به نظر می‌رسد، اما تلاش برای کشف آموزه‌های بنیادین تفکر اسلامی که پرورش آن‌ها موجب حل تعارضات علمی و عملی انسان در روزگار ما می‌شود، حرکتی مغتنم و ارزشمند است.
در بخشی از این دوره‌ی ترکیبی، امروز توفیق داشتم سرفصل «زندگی ابری» و «آداب مصرف رسانه‌ها» را در دو جلسه‌ی پیوسته خدمت خواهران و برادران گرامی حاضر، ارائه کنم.
محتوای جلسه مشابه این نشست بود: آداب مصرف رسانه‌ها (راهنمای عملیاتی)

  • حسین غفاری

چهاردهمین دوره تربیت مربی سواد رسانه‌ای با همکاری کانون فیلم و عکس معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی (ره) و مؤسسه مسیر رسانه در حال برگزاری است و امروز در خدمت برادران محترم شرکت کننده در این دوره کارگاه «چهار ریسمانِ زندگی ابری» را اجرا کردیم.
در این کارگاه دو ساعته که به شیوه‌ی «یادگیری همیارانه» اجرا شد درباره‌ی چهار خصلت «بی‌زمانی»، «بی‌مکانی»، «بی‌جسمی» و «نافراموشی» زندگی ابری و فرصت‌ها و تهدیدهای این خصلت‌ها برای زندگی خاکی گفتگو کردیم.

  • حسین غفاری

به دعوت اداره‌کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان هرمزگان در کارگاه یک روزه‌ی «صیانت از کودکان آنلاین» حاضر شدم.
در هوای بهاری دی‌ماه بندرعباس در سه جلسه‌ی آموزشی از صبح تا بعد از ظهر ابتدا به «زندگی ابری» کودکان و نوجوانان پرداختیم و سپس آداب مصرف رسانه‌ها را در جمع مربیان خوب هرمزگانی مرور کردیم.
بعدازظهر هم یک جلسه در خدمت والدین گرامی اعضای کانون پرورش فکری بندرعباس بودم و با هم درباره‌ی «نظام جامع تربیت رسانه‌ای» گفتگو کردیم.
خدا را شکر می‌کنم که توفیق آشنایی با برادران و خواهرانِ دلسوز برای کودکان و نوجوانان در جنوبی‌ترین نقاط این سرزمین را نصیبم کرد.

+ گزارش این برنامه در پایگاه کانون (ظاهراً خبرنگار محترم خودش در این موضوع متخصص بوده. چون نیمی از مطالب ادعایی این خبر را من هرگز در عمرم نگفته‌ام!)

  • حسین غفاری

به دعوت اداره کل کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان خراسان شمالی، سفری یک روزه به شهر بجنورد داشتم تا در جمع مربیان مهربان کانون که از شهرستان‌های مختلف استان خراسان شمالی حضور داشتند، درباره‌ی زندگی ابری و ضرورت طراحی و اجرای نظام جامع تربیت رسانه‌ای در خانواده گفتگو کنیم.
در این برنامه که در سه نشست دو ساعته برگزار شد، ابتدا به شکل کارگاهی و با مشارکت همه‌ی مربیان، فرصت‌ها و تهدیدهای زندگی در دنیای ابری را مرور کردیم و در ادامه‌ی برنامه به تبیین ضرورت نگاه جامع به تربیت رسانه‌ای و طراحی و اجرای رژیم مصرف رسانه‌ای در خانواده پرداختیم. استقبال مربیان عزیز از مباحث و پرسش‌های دقیق و کاربردی آنان، فضای جلسه را بسیار پویا و دلنشین کرده بود.

از مهمان‌نوازی همه‌ی بزرگواران حاضر در این برنامه به خصوص برادر ارجمند جناب آقای ایزدی و سرکار خانم هاشمی که زحمت هماهنگی‌ها و برگزاری جلسات را کشیدند سپاسگزارم.

+ گزارش برگزاری این جلسه در سایت کانون

  • حسین غفاری
بعد از انتشار مقاله‌ی «زندگی ابری و چهار ریسمانی که به‌ آن در آویخته‌ایم» این دومین جلسه‌ای بود که فرصت شد به بهانه‌ی این مقاله، با رویکردی زیربنایی به زندگی در دنیای سایبر بپردازم.
در فرصتی که مجتمع آموزشی و پژوهشی شهید آوینی با همکاری معاونت فضای مجازی سازمان صدا و سیما فراهم کرده بود، در یکی از جلسات «دوره آموزشی سواد فضای مجازی و جریان شناسی رسانه» مروری بر چهار ویژگی بی‌زمانی، بی‌مکانی، بی‌جسمی و نافراموشی در زندگی ابری داشتم.
فایل تصاویر پحش شده در این جلسه را از لینک زیر دریافت کنید:
  • حسین غفاری

در اولین روز از سومین «نشست توسعه توانمندی‌های فعالان فرهنگی»، کارگاه «سواد رسانه‌ای» با تدریس دکتر سعید مدرسی، دکتر سیداحمد موسوی،  مهندس حسین غفاری و جناب آقای حسین حق‌پناه در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان به صورت جداگانه برای مدیران فرهنگی و کارشناسان فرهنگی دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور برگزار شد.

  • حسین غفاری
در روزگاری نه‌چندان دور، آدم‌ها فقط روی کره‌ی زمین زندگی می‌کردند. اما حالا روزگارِ متفاوتی شده است: خانه‌ها به آسمان درآویخته، طول و عرض زندگی در دنیای بی‌زمان و بی‌مکانِ ابری بیشتر شده، آدم‌ها، از حصارِ تنْ رها، در انگاره‌های ذهنی‌شان غرق شده و سرخوش از نافراموشی، به ابدیّت پیوسته‌اند. اما شب و روزِ زندگی زمینی‌شان به‌هم‌ریخته، حریم خصوصی و عمومی‌شان درهم‌آمیخته، رنگ از رخِ اعتماد در روابطشان پریده و گذشته‌ی ابری‌شان در پای آینده‌ی زمینی‌شان پیچیده شده است.
  • حسین غفاری