از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

فهرست
x
x
خرده ادراکات
x
x
دسته‌بندی نوشته‌ها

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «پراکنده‌پندارها» ثبت شده است

در یک قرن اخیر دو نظریه‌ی مهم روانشناختی کاملاً متمایز و متفاوت بر محیط های آموزش حاکم بوده است. نظریه‌ی متقدم که به نظریه‌ی رفتارگرایی موسوم است، آموزش را تغییر در رفتار تعریف می‌کند و آن را ناشی از قانون اثر و تقویت می‌داند. به این معنی که آن‌چه از آموزش‌گر به یادگیرنده منتقل می‌شود هر الگوی رفتاری‌ای است که به وسیله‌ی تشویق یا تنبیه تقویت گردد. در این شرایط خوبی، راستی و درستیِ پدیده ها و بدی، نادرستی و باطل بودن افکار و اعمال صرفاً با شرطی سازی فعال یا غیرفعال به یادگیرنده منتقل می‌شود. در حقیقت اثرگذاری و تقویت آن اثرات بر یادگیرنده صرفاً کارکرد شرطی سازی دارد و آن چه در نهایت مهم می‌نماید، نتیجه‌ی رفتارِ دانش‌آموز است.

  • حسین غفاری

*
مدرسه، ‌وقتی بچه‌ها نیستند، از اداره هم بدتر است. توی اداره ها وقتی ارباب رجوع یا مشتری نباشد، همه چیز سر جای خودش است. همه سرشان خلوت‌تر است. بگو بخند دارند. تقریباً همه چیز دل‌پذیرتر می شود.

اما توی مدرسه این طور نیست. ظاهراً همه‌ی امور وابستگی تام و تمام به حضور دانش‌آموز دارد. وقتی بچه‌ها نیستند هیچ‌کس حوصله‌ی کار ندارد. همان معلم‌های بگو بخندِ هر هفته، توی دفتر اخم می‌کنند و موقع روزنامه‌خواندن یا چایی خوردن سرشان را هم بلند نمی‌کنند. احتمالاً اگر مُجاز بود، تند و تند سیگار می‌کشیدند و با قوطی کبریتش روی میز بازی می‌کردند. سرایدار و نظافتچی هم کسل است. حتی او هم به سر و صدای بچه‌ها، به شلوغ‌بازی‌هایشان، به کثیف کردن راه‌روها و کلاس‌ها عادت کرده است.
مدرسه، ‌وقتی بچه‌ها نیستند، از اداره هم بدتر است و من مدرسه‌ای را دوست ندارم که وقتی بچه‌ها نیستند همه خوشحال باشند. مدرسه برای من این گونه تعریف می‌شود.
بچه‌ها نخِ اتصالِ دانه‌های تسبیحِ مدرسه هستند.

  • حسین غفاری

حتماً شنیده‌ای که: معلمی شغل انبیاست؛
و حتماًتر شنیده‌ای که: معلمی اشتعال است و اشتغال نیست.
و می‌گویمت که:
معلمی شاید شغل انبیا باشد، ولی اشتغال انبیا نیست.
لذا هر پیامبری که می‌بینی اشتغال اساسی‌تری از پیامبری هم دارد:
از چوپانی و گله‌داری که مربوط‌تر است(!) بگیر تا نجاری و زراعت و تجارت!
این ها اشتغال جسم است و پیامبری دغدغه‌ی روح.
و از همین روست که در این روزگار، پیامبری پاره وقت می‌شود. اشتغالات در عصر مدرنیته عمدتاً روح‌گیرتر از آن است که پیامبری تمام وقت باشد.

حقیقت را می‌دانم و واقعیت را می‌بینم.

  • حسین غفاری
«خدایی» نکن اخوی! معلمی شغل «انبیا»ست:
معلم باید پیامبر باشد. چرا جای خدا می نشینی؟ خدا: حق است؛ یکی است؛ صاحب است؛ مالک است؛ عاقل است؛ عادل است. خودش ساخته؛ هر چه هست مال خودش است. هر کاری هم که بخواهد می‌کند. حق هم دارد: مال خودش است. حق دارد. حق است.
تو فقط معلمی. خیلی که هنر کنی می‌شوی پیامبر. پیامبر یک تابلوست. یک تابلوی بلیغ. خاک بر سرت اگر خودت را بنشانی جای خدا؛ خودت را حق کنی؛ خودت را حق ببینی.
  • حسین غفاری