از سر نوشت :: حسین غفاری

روایت‌های بی‌گاهِ یک پیام‌برِ پاره‌وقتِ دوره‌گرد

۸۴ مطلب با موضوع «مقاله‌ها» ثبت شده است

برادرم حمید از من خواست تا نظرات خودم درباره تاسیس و به راه افتادن مجموعه ای تحت عنوان طنین همت که بطور رسمی و جدی در زمینه انجام فعالیتهای عام المنفعه در کشور فعالیت کند را مکتوب کنم. پیش از این قصد داشتم در چند مقاله جداگانه به بحث پیرامون ماهیت فعالیتهای فرهنگی در اردوی جهادی و همین طور بررسی فاکتورهای کیفیت در تشکیلات و سازمان برگزاری اردوهای جهادی فارغ التحصیلی بپردازم. حالا همه آن حرفها را به وقتی دیگر موکول می کنم و هر چند اعتقاد دارم تا آن مسائل پایه ای روشن نشود کار زیادی نمی توان از پیش برد، اما با پیش فرض قرار دادن مشهورات و مقبولات عرف نگاهی خواهم داشت به پدیده ای که امروز آن را طنین همت می نامیم:
  • حسین غفاری

۶.

یکشنبه هفتم ورقه های امتحانی را به دانش آموزان پس می دهی. زیر ورقه کیمیا با مداد نوشته ای دوست ات دارم. درس که تمام می شود همه از کلاس بیرون می روند. کیمیا جلو می آید تا درباره نحوه ایجاد جریان خودالقایی در یک مدار بسته الکتریکی سوال کند. اول کمی توضیح می دهی و بعد به طرف تخته سیاه می روی  و چند فرمول می نویسی اما پیدا است که نمی توانی به موضوع نظم بدهی.

در مبارکه قمر،قصه نوح علیه السلام را که واگو می کند، دارد:

ففتحنا ابواب السماء بماء منهمر* و فجرنا الارض عیونا فالتقی الماء علی امر قد قدر*

...پس درهای آسمان را به آبی فرو ریزنده گشودیم و چشمه های زمین را جوشاندیم تا آب آسمان و زمین به هم درآمیخت تا آنجا که مقدر بود...

  • حسین غفاری

چند روز پیشتر از شبکه چهار سیما برنامه مستندی در مورد کشف اتم کربن60 پخش می شد که به علت موضوع پرداخت شده، ترکیب بندی ایده آل، تدوین هوشمندانه و سلیقه دلپذیری که در ساختش به خرج داده بودند، مثل بنده ای را که تقریبا از شیمی دوران دبیرستان چیزی به خاطرم نمانده است تا به انتها مجذوب خود کرد و کلی هم چیز یادمان داد!

  • حسین غفاری

توضیح: این نوشتار را در نوبت اول بعنوان مقدمه و مؤخره ای بر بخش ویژه یک نشریه دانشجویی با موضوع «بررسی پدیده باربی و تفاوتهای آن با دارا و سارا» نوشته بودم. تصمیم گرفتم قسمتهایی از متن اصلی را با اندکی تغییر و اصلاح برایتان بنویسم:

  • حسین غفاری

اگر سری به آرشیو تابستان این خانه بزنید مطالب دنباله داری را تحت عنوان شیفت شب و شفت روز خواهید یافت که حاصل تجربه شخصی نگارنده از روزها و شبهای دوره کارآموزی است. آنچه در ادامه خواهید خواند مقدمه ای است که اخیرا برای تکمیل گزارش کارآموزی و ارائه آن به دانشگاه نوشته ام و در آن نیم نگاهی به مقاله بشر در انتظار فردایی دیگر از سید مرتضی آوینی داشته ام. در هر صورت یقینا خالی از اشکال نیست. بخوانید و سخن بگویید:

  • حسین غفاری

با پایگاه فرهنگ و ادب لوح از همان روزهای آغاز به کارش آشنا بودم. منتها آن روزها درگیری درس و امتحانات دانشگاه مجال سرخاراندن برایم نگذاشته بود، چه برسد به لوح خواندن! چند روزی است اشتغال به بازخوانی من او دوباره به یاد لوحم انداخت و یادی تازه کردم از لشوش ویلان حوزه هنری یا به قولی دیگر مجموعه لاحی وحی آدم عجیب و غریبی به نام رضای امیرخانی.

  • حسین غفاری

از رفتار من عصبانی نشو. حالم خیلی بد است. احساس می‌کنم که دارم به یک حیوان تبدیل می‌شوم. به آنچه می‌کنم اعتقادی ندارم. از دستورات اطاعت می‌کنم تا در چشم دوستانم مثل دخترها نباشم.
هرگز نخواهی فهمید که با تفنگ آماده شلیک وارد خانه ای شدن که ده بچه و زن و پیرمرد در آن هستند، به عربی فریاد زدن و هوار کشیدن که هیچ‌کس از جایش تکان نخورد یعنی چه.

  • حسین غفاری

دیگر وقت آن شده است که بنویسم. این را آن عطش درونی که دائما بیتاب ترم می سازد مدام تکرار می کند...

چندی پیش در جلسه ای از مشکلات نسل جدید و معضلات دانشگاههای کشور سخن به میان آمد. همه حاضرین در جمع بحرانهای اجتماعی سیاسی و مسائل بغرنج اقتصادی را دلیل و سرمنشاء این اوضاع نابسامان و نسل بلاتکلیف می دانستند. به نظرم رسید نکته ای را که همه از آن غافل بودند بحران معنویت در دانشگاه بنامم.

  • حسین غفاری